نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
برای دانشآموزان هزاره در افغانستان، مسیر آموزش بارها از پشت دروازه مکتب تا بیمارستان و گورستان طی شده است؛ از انفجار مکتب سیدالشهدا در دشتبرچی تا مرکز آموزشی کاج. اما این جامعه تنها در نقش قربانی نمانده است. پس از هر حمله، دانشآموزان دوباره به صنف بازگشتهاند و ادامه تحصیل را به شکلی از مقاومت مدنی بدل کردهاند.
از مزارشریف تا بامیان، سفری با سه مهمان از سه قاره؛ کمیل، پاف و پیتر. این سفرنامه روایت میکند چگونه لوازم مکتب برای دختران محروم از تحصیل توزیع شد، در دل بودا و بندامیر آرامش یافتند، و در کنار زیباییهای افغانستان، محدودیتهای تلخ زنان را نیز دیدند؛ سفری که مهمانانش را با تصویری تازه از این سرزمین بدرقه کرد.
جنبش فریاد زنان افغانستان در پیامی، خواستار بازگشایی فوری و بدون قید و شرط مکاتب متوسطه و دانشگاهها به روی دختران و زنان افغانستان شد و از جامعه جهانی خواست برای بازگشت آنان به آموزش، فشار مؤثر و مستمر وارد کند.
جنبش فریاد زنان افغانستان در اعلامیهای تأکید کرد ازدواج باید با رضایت کامل طرفین انجام شود و هیچکس حق اجبار زنان و دختران به ازدواج را ندارد. این جنبش از خانوادهها، نهادهای دینی و مدنی خواست در برابر ازدواج اجباری سکوت نکنند و از حکومت و نهادهای بینالمللی خواستار اقدامات جدی برای حمایت از قربانیان شد.
پنج سال از محرومیت دختران افغانستان از آموزش متوسطه و عالی میگذرد؛ محرومیتی که زندگی و آینده میلیونها دختر را تحت تأثیر قرار داده است. در این روایت، نویسنده از رؤیای پزشک شدن، امیدهای خانواده و درد از دست رفتن فرصتهای آموزشی سخن میگوید؛ رؤیاهایی که با بسته شدن دروازههای مکتب و دانشگاه ناتمام ماندند.
آموزش دختران در افغانستان از امروز آغاز نشده است؛ بیش از یک قرن پیش، امانالله خان و ملکه ثریا آن را در مرکز اصلاحات اجتماعی و آموزشی قرار دادند. با وجود فراز و نشیبهای تاریخی، این پرسش همچنان پابرجاست: چرا حق آموزش دختران هنوز به یکی از چالشهای اصلی افغانستان تبدیل شده است؟
صفحه ما را دنبال کنید