نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در کشور افغانستان، در بیش از یک قرن، هرکس به ارگ کابل رسید و بر مسند قدرت نشست، سرانجام کنار رفت، کشته شد یا در تبعید ماند؛ از امانالله خان و نادرخان تا ظاهرشاه، داود خان، ترهکی، امین، کارمل، نجیبالله، مجددی، ربانی، ملا عمر، کرزی و غنی؛ این فهرست نشان میدهد قدرت هرگز پایدار نمیماند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرده بیش از ۶۸۰ هزار یتیم، زن بیوه و فرد دارای معلولیت در افغانستان ثبت شدهاند؛ آماری که همزمان با ادعای توزیع ۱۲.۶ میلیارد افغانی کمک نقدی از سوی این گروه مطرح شده است. طالبان مشخص نکردهاند آیا خانوادههای نیروهای امنیتی حکومت پیشین نیز در میان دریافتکنندگان این کمکها قرار دارند یا خیر.
آنچه در ادامه میخوانید، یادداشتی تحلیلی از عباس کوثری است که به یکی از آسیبهای آشنای فضای مجازی افغانستان میپردازد: تبدیلشدن نقد و پرسش به دشنام و توهین، آنگاه که استدلال به بنبست میرسد. نویسنده با نگاهی انتقادی، ریشه این رفتار را در تعصبات قومی، سیاسی و مذهبی جستوجو میکند و از خوانندگان میخواهد بهجای «چه کسی گفته»، بپرسند «آیا درست گفته است؟»
طالبان بدون صدور اعلامیه رسمی، نام شفاخانه جمهوریت در کابل را به «شفاخانه الشفاء» تغییر داده است. بر پایه اسناد رسمی، این تغییر از ۱۴ سرطان ۱۴۰۳ اعمال شده، در حالی که طالبان پیشتر میلیاردها افغانی برای بازسازی این مرکز صحی زیر نام شفاخانه جمهوریت هزینه کرده بود.
روایت یک دوستی میان فارسی زبان و پشتو زبان در روزهای دشوار بیماری، پرسشی مهم را پیش میکشد: چرا تفاوتهای قومی و زبانی که در زندگی واقعی مانع دوستی و همدلی نیستند، در فضای سیاسی و اجتماعی به دیوار جدایی تبدیل میشوند؟ آیا تجربه مستقیم خود را باور کنیم یا تصویری را که متعصبان از «دیگری» ساختهاند؟
سعید موسوی در این تحلیل با تکیه بر نهجالبلاغه و خوانش مرتضی مطهری، شباهت روحی خوارج و طالبان را بررسی میکند. او تأکید دارد این دو پدیده از نظر زمینه تاریخی، مبانی کلامی و ساختار سازمانی یکسان نیستند، اما هر دو نشان میدهند چگونه بحران اجتماعی، جمود فکری و تقدسبخشی به برداشت شخصی، دین را به ابزار اعمال قدرت تبدیل میکند.
صفحه ما را دنبال کنید