نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
هشتم جوزا در تقویم فرهنگی افغانستان به نام «روز ملی زبان پشتو» ثبت شده است. مناسبتی که اگرچه فرصتی برای تکریم یکی از ستونهای هویت ملی و ادبی این سرزمین است، اما امسال در فضایی برگزار میشود که ابهامات عمیق پیرامون سیاستگذاریهای فرهنگی و نحوه تعامل حاکمیت با تنوع زبانی، بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند. این روز، بیش از آنکه صرفاً یک گرامیداشت نمادین باشد، آینهای است از چالشهای پیش روی توسعه زبان و فرهنگ در کشوری با بافت اجتماعی و زبانی بسیار پیچیده.
نتایج یک پژوهش علمی منتشرشده در مجلهای در ازبکستان نشان میدهد بنیاد جهانی سخنگستران سبزمنش بهعنوان نخستین سازمان بینالمللی مستقل فرهنگی با محوریت زبان فارسی معرفی شده است. این مقاله با بررسی اسناد رسمی، دادههای میدانی و دیدگاههای نخبگان فرهنگی از چند کشور، فعالیتهای فرامرزی بنیاد را در ۳۳ کشور تحلیل کرده و آن را نمونهای از دیپلماسی فرهنگی غیردولتی و شبکهسازی میانفرهنگی دانسته است.
برشنا روشنا در یادداشتی، تجربه احساسی خود را پس از پایان رمان «بینوایان» بیان کرده است. او مینویسد همراهی با ژان والژان، فانتین و کوزت نگاهش به زندگی، رنج و صبر را دگرگون کرده و پایان کتاب برایش آغاز فهمی تازه بوده است. روشنا با استعارههایی شاعرانه از گمنامی، فداکاری و دوام سخن میگوید و تأکید میکند که این اثر کلاسیک هنوز توان دگرگونکردن خواننده را دارد.
رمان «شیشک» نوشته حمید همایون عبیدی در نشستی مجازی با حضور نویسندگان و منتقدان معرفی و بررسی شد. این اثر ۳۲۴ صفحهای با شیوه «ریالیزم اثیری» به روایت زندگی زنان افغانستان در بستر جنگ و فرار میپردازد. منتقدان این رمان را بخشی از موج تازه ادبیات پساطالبان میدانند که تلاش دارد تجربه زنان و فروپاشی اجتماعی را در قالب روایتهای چندلایه بازتاب دهد.
روز جهانی زبان مادری امسال در شرایطی در افغانستان گرامی داشته میشود که بسیاری از زبانهای کشور، بهویژه فارسی، اوزبیکی، ترکمنی و زبانهای محلی، زیر فشار سیاستهای زبانی طالبان قرار گرفتهاند. در حالیکه حکومت پیشین گامهایی برای حمایت از چندزبانی برداشته بود، اکنون حذف ساختاری و محدودیتهای فرهنگی نگرانیها را درباره آینده تنوع زبانی و هویت جمعی افغانستان افزایش داده است.
ادبیات داستانی افغانستان، با وجود پشتوانهای غنی از تاریخ و فرهنگ، همچنان درگیر ضعفهایی است که مانع از شکوفایی ظرفیتهای واقعی آن شده است. موسی مهربان در یادداشتی انتقادی، از کمبود عمق، تخیل و شخصیتپردازی در بسیاری از آثار میگوید؛ آثاری که بهجای خلق معنا و تجربه، اغلب تصویری سنگین و یأسآلود ارائه میکنند. او با این حال، به نسل جوان نویسندگان امید دارد.