جنبش روشنایی؛ ده سال پس از دهمزنگ، بازخوانی یک مطالبه مدنی
از توتاپ تا جنبش روشنایی
دوم اسد ۱۴۰۵، دهمین سالگرد حملهای است که راهپیمایی بزرگ جنبش روشنایی را در چهارراهی دهمزنگ کابل هدف قرار داد. این رویداد نهتنها یکی از خونبارترین حملات علیه یک تجمع اعتراضی در افغانستان بهشمار میرود، بلکه نقطه عطفی در تاریخ اعتراضهای مدنی این کشور نیز محسوب میشود. ده سال پس از آن حادثه، جنبش روشنایی همچنان در بحثهای مربوط به عدالت اجتماعی، توسعه متوازن، مشارکت شهروندان و حق اعتراض مسالمتآمیز جایگاه ویژهای دارد.
جنبش روشنایی در سال ۱۳۹۵ و در اعتراض به تصمیم حکومت وحدت ملی درباره مسیر انتقال پروژه برق «توتاپ» شکل گرفت. پروژه توتاپ، انتقال برق ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان را دنبال میکرد و اختلاف اصلی بر سر عبور این خط از مسیر سمنگان–بامیان یا سالنگ بود.
شرکت مشاور آلمانی فیشنر در مطالعات تخنیکی خود، مسیر سمنگان–بامیان را مناسبتر ارزیابی کرده بود، اما شرکت برشنا و حکومت وقت، مسیر سالنگ را برای اجرای پروژه انتخاب کردند. این تصمیم با اعتراض شماری از شهروندان، فعالان مدنی و نمایندگان برخی ولایتهای مرکزی روبهرو شد. معترضان استدلال میکردند که این تصمیم تنها یک انتخاب فنی نیست، بلکه به نحوه توزیع پروژههای زیربنایی و توسعه متوازن در افغانستان نیز ارتباط دارد.
بهتدریج، اعتراض به مسیر انتقال برق، به مطالبهای گستردهتر درباره عدالت در توسعه، مشارکت برابر شهروندان در تصمیمگیریهای ملی و نحوه توزیع امکانات عمومی تبدیل شد. همین تحول، جنبش روشنایی را از یک اعتراض موضوعمحور به یکی از گستردهترین حرکتهای مدنی تاریخ معاصر افغانستان بدل کرد.
شکلگیری یک حرکت مدنی
جنبش روشنایی برخلاف بسیاری از جریانهای سیاسی افغانستان، ساختار حزبی متمرکز نداشت. مدیریت اعتراضها بر عهده شورای عالی مردمی جنبش روشنایی و مجموعهای از کمیتههای مردمی و مدنی بود که مسئولیت هماهنگی راهپیماییها، اطلاعرسانی و ارتباط با رسانهها را بر عهده داشتند.
در میان چهرههای شناختهشده جنبش، افرادی مانند داوود ناجی، احمد بهزاد، محمدعارف رحمانی، علی امیری، اسد بودا و شماری دیگر از فعالان مدنی، دانشگاهیان، نویسندگان و نمایندگان پیشین مجلس، در مقاطع مختلف در تبیین مطالبات و هماهنگی فعالیتهای جنبش نقش داشتند. در کنار آنان، هزاران شهروند، دانشجو، استاد دانشگاه، فعال مدنی، روحانی، زن و مرد از ولایتهای مختلف افغانستان در این حرکت مشارکت کردند.
نخستین تجمعهای اعتراضی در بهار ۱۳۹۵ برگزار شد و در ۲۷ ثور ۱۳۹۵ یکی از بزرگترین راهپیماییهای جنبش در کابل با حضور هزاران نفر برگزار شد. پس از آن نیز نشستها، گردهماییها و تجمعهای متعددی با هدف گفتوگو با حکومت و درخواست بازنگری در تصمیم مربوط به پروژه توتاپ ادامه یافت.
برگزارکنندگان جنبش تأکید داشتند که اعتراضها در چارچوب قانون اساسی وقت، بهصورت مدنی و مسالمتآمیز برگزار میشود و هدف آن تغییر تصمیم حکومت از طریق گفتوگو و مشارکت شهروندی است.
حکومت وحدت ملی و مدیریت اعتراضها
جنبش روشنایی در دوره حکومت وحدت ملی به ریاست اشرف غنی و ریاست اجرایی عبدالله عبدالله شکل گرفت. مسئولیت تأمین امنیت تجمعها و مدیریت اعتراضهای عمومی بر عهده نهادهای امنیتی حکومت، از جمله وزارت امور داخله، ریاست عمومی امنیت ملی (NDS)، فرماندهی پلیس کابل و دیگر نهادهای مسئول امنیت پایتخت بود. حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی وقت، نیز در ساختار تصمیمگیری امنیتی آن دوره نقش داشت.
در جریان اعتراضها، حکومت با استناد به ملاحظات امنیتی، تدابیری مانند ایجاد موانع کانتینری در مسیرهای منتهی به ارگ ریاست جمهوری و محدود کردن مسیر حرکت معترضان را اجرا کرد. برگزارکنندگان جنبش و شماری از فعالان مدنی، این اقدامات را محدودکننده حق اعتراض دانستند و از نحوه مدیریت تجمعها انتقاد کردند. در مقابل، مقامهای حکومتی اعلام میکردند که تصمیمهای امنیتی با هدف جلوگیری از تهدیدهای احتمالی و حفظ امنیت شهروندان اتخاذ شده است.
در کنار حکومت، مواضع رهبران سیاسی و جهادی نیز یکسان نبود. محمد محقق و کریم خلیلی در مقاطع مختلف از رسیدگی به مطالبات معترضان حمایت کردند و خواستار بازنگری در تصمیم مربوط به مسیر پروژه شدند. سرور دانش، معاون دوم رئیسجمهور، نیز در اظهاراتی بر ضرورت بررسی دوباره موضوع تأکید کرد. در مقابل، شماری دیگر از رهبران سیاسی از جمله عبدالرب رسول سیاف و برخی چهرههای نزدیک به حکومت، بر حل اختلافها از مسیر گفتوگو و پرهیز از تشدید تنشهای سیاسی تأکید داشتند.
همزمان، اختلاف دیدگاه میان برخی رهبران سیاسی و نمایندگان معترضان درباره شیوه پیگیری مطالبات نیز آشکار شد؛ اختلافهایی که در ادامه، بر روند تصمیمگیریها و انسجام جنبش تأثیر گذاشت.
دوم اسد؛ راهپیمایی دهمزنگ و حمله به معترضان
پس از چند ماه اعتراض، گفتوگو و درخواست برای بازنگری در تصمیم حکومت، شورای عالی مردمی جنبش روشنایی اعلام کرد که روز دوم اسد ۱۳۹۵ (۲۳ ژوئیه ۲۰۱۶) راهپیمایی بزرگی در کابل برگزار خواهد شد. برگزارکنندگان اعلام کردند هدف این تجمع، تأکید دوباره بر مطالبه تغییر مسیر پروژه توتاپ و رساندن صدای معترضان به حکومت است.
صبح دوم اسد، هزاران نفر از شهروندان از کابل و شماری از ولایتهای دیگر در راهپیمایی شرکت کردند. با استقرار موانع کانتینری در مسیرهای منتهی به ارگ ریاست جمهوری، مسیر حرکت معترضان تغییر کرد و تجمع اصلی در چهارراهی دهمزنگ شکل گرفت.
حدود ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر، سه انفجار پیاپی در میان جمعیت رخ داد. این حمله دهها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشت و به یکی از مرگبارترین حملات علیه یک تجمع اعتراضی در تاریخ معاصر افغانستان تبدیل شد. آمار قربانیان در گزارشهای مختلف متفاوت است، اما منابع رسمی و نهادهای بینالمللی از کشته شدن دستکم ۸۰ تا ۸۶ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ نفر خبر دادند.
اندکی پس از حمله، گروه داعش مسئولیت آن را بر عهده گرفت. همزمان، در فضای سیاسی و رسانهای افغانستان، پرسشهایی درباره نحوه مدیریت امنیت راهپیمایی، تصمیم به تغییر مسیر تجمع و تدابیر اتخاذشده برای حفاظت از معترضان مطرح شد. شماری از برگزارکنندگان، بازماندگان و فعالان مدنی از عملکرد حکومت وحدت ملی انتقاد کردند و خواستار انجام تحقیقی مستقل درباره ابعاد این رویداد شدند. در مقابل، حکومت وقت ضمن محکوم کردن حمله، آن را یک اقدام تروریستی خواند و مسئولیت آن را متوجه داعش دانست.
تا امروز، درباره برخی ابعاد این رویداد روایتها و تحلیلهای متفاوتی وجود دارد، اما هیچ مرجع قضایی مستقل مسئولیت این حمله را فراتر از آنچه داعش اعلام کرده بود، به اثبات نرسانده است.
واکنشهای داخلی و بینالمللی
حمله دهمزنگ با واکنش گسترده نهادهای داخلی و بینالمللی روبهرو شد. هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) با انتشار بیانیهای این حمله را محکوم و تأکید کرد که هدف قرار دادن شهروندانی که بهصورت مسالمتآمیز از حق تجمع استفاده میکنند، نقض آشکار حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بشر است. یوناما همچنین بر ضرورت انجام تحقیقات مؤثر و پاسخگو شدن عاملان حمله تأکید کرد.
بان کیمون، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، نیز این حمله را محکوم کرد و از دولت افغانستان خواست تمامی اقدامات لازم را برای حمایت از شهروندان و پیگرد عاملان این رویداد انجام دهد.
اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا و ناتو نیز با انتشار پیامهایی ضمن محکوم کردن حمله، بر حمایت از حق اعتراض مسالمتآمیز و ضرورت مقابله با گروههای تروریستی تأکید کردند.
عفو بینالملل این حمله را یکی از مرگبارترین حملات علیه معترضان غیرنظامی در افغانستان توصیف کرد و خواستار انجام تحقیقات مستقل، شفاف و بیطرفانه شد. دیدهبان حقوق بشر نیز ضمن محکوم کردن حمله، بر مسئولیت حکومت در حفاظت از شهروندانی که در تجمعهای قانونی شرکت میکنند تأکید کرد و خواستار بررسی نحوه مدیریت امنیت راهپیمایی شد.
واکنشهای بینالمللی اگرچه بر محکومیت حمله و حمایت از حق تجمع مسالمتآمیز متمرکز بود، اما در نهایت نتوانست به شکلگیری یک روند تحقیقاتی مستقل بینالمللی درباره این رویداد منجر شود.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی
حمله دهمزنگ تأثیر عمیقی بر روند جنبش روشنایی گذاشت. بسیاری از فعالان و شرکتکنندگان در این حرکت کشته یا زخمی شدند و بخش قابل توجهی از ظرفیت سازماندهی جنبش از میان رفت. در ماههای پس از حمله، اختلاف دیدگاهها درباره نحوه ادامه فعالیت، میزان تعامل با حکومت و راهبردهای آینده، میان بخشی از فعالان جنبش افزایش یافت.
در سالهای بعد، برخی از چهرههای جنبش از فعالیت سیاسی و مدنی فاصله گرفتند، برخی سکوت اختیار کردند و گروهی دیگر همچنان بر پیگیری مطالبات از مسیرهای مدنی تأکید داشتند. همزمان، تحولات سیاسی افغانستان، از جمله تغییرات پس از سال ۱۴۰۰، باعث شد بسیاری از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و مجروحان این رویداد کشور را ترک کنند یا فعالیتهای خود را در خارج از افغانستان ادامه دهند.
برای شماری از بازماندگان، آثار جسمی و روانی حمله همچنان ادامه دارد. برخی از آنان در گفتوگوهای رسانهای از دشواریهای درمان، مشکلات اقتصادی و تجربه مهاجرت سخن گفتهاند. همچنین تعدادی از خانوادههای قربانیان و مجروحان، طی سالهای گذشته خواستار روشن شدن ابعاد مختلف این رویداد و حفظ یاد قربانیان شدهاند.
در مقابل، شماری از پژوهشگران و تحلیلگران، جنبش روشنایی را نقطه عطفی در تاریخ اعتراضهای مدنی افغانستان میدانند و معتقدند این جنبش، فارغ از نتیجه نهایی آن، موضوع عدالت در توسعه و مشارکت شهروندی را به یکی از محورهای اصلی گفتوگوی عمومی در آن دوره تبدیل کرد.
دهمین سالگرد؛ بازخوانی یک تجربه مدنی
دوم اسد ۱۴۰۵، دهمین سالگرد حمله دهمزنگ است؛ رویدادی که همچنان در حافظه جمعی افغانستان جایگاه ویژهای دارد. در آستانه این سالگرد، خانوادههای قربانیان، مجروحان، فعالان مدنی و شماری از شرکتکنندگان پیشین جنبش روشنایی با برگزاری نشستها، انتشار پیامها و یادداشتها، یاد قربانیان این رویداد را گرامی داشتهاند.
در برخی از این پیامها و یادبودها، شعار «هستیم بر آن عهدی که بستیم» بهعنوان نمادی از پایبندی به آرمانهای عدالتخواهی، مشارکت مدنی و پیگیری مطالبات از مسیرهای مسالمتآمیز تکرار شده است. در مقابل، برخی دیگر از فعالان پیشین جنبش، بر ضرورت بازنگری در تجربههای گذشته، آسیبشناسی روند اعتراضها و یافتن شیوههای تازه برای مشارکت مدنی تأکید کردهاند.
جنبشی که به تاریخ پیوست، اما از حافظه جمعی حذف نشد
جنبش روشنایی امروز دیگر یک جریان سازمانیافته خیابانی نیست، اما آثار آن در مباحث مربوط به توسعه متوازن، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و حق اعتراض مسالمتآمیز همچنان قابل مشاهده است.
این جنبش در دورهای شکل گرفت که فضای سیاسی افغانستان امکان برگزاری تجمعهای اعتراضی گسترده را فراهم کرده بود و از این منظر، یکی از بزرگترین تجربههای سازماندهی اعتراضهای مدنی در تاریخ معاصر کشور به شمار میرود. حمله دهمزنگ مسیر این جنبش را تغییر داد، اما پرسشهایی که درباره توسعه متوازن، نحوه تصمیمگیری در پروژههای ملی، مسئولیت حکومت در تأمین امنیت شهروندان و حق اعتراض مطرح شد، همچنان در ادبیات سیاسی و اجتماعی افغانستان حضور دارد.
ده سال پس از آن رویداد، بخشی از مجروحان همچنان با پیامدهای جسمی حمله زندگی میکنند و شماری از خانوادههای قربانیان نیز خواستار حفظ یاد جانباختگان و روشن شدن ابعاد مختلف این رویداد هستند. در کنار آنان، پژوهشگران، روزنامهنگاران و فعالان مدنی، جنبش روشنایی را از منظرهای مختلف سیاسی، اجتماعی و تاریخی مورد بررسی قرار دادهاند.
جنبش روشنایی از اعتراض به مسیر انتقال پروژه توتاپ آغاز شد، اما در ادامه به بستری برای طرح مباحث گستردهتری درباره توسعه متوازن، مشارکت شهروندان و عدالت در سیاستگذاری عمومی تبدیل شد. راهپیماییهای این جنبش، بهویژه تجمع بزرگ دوم اسد ۱۳۹۵، از مهمترین رویدادهای مدنی افغانستان در دو دهه اخیر به شمار میرود.
حمله دهمزنگ، که داعش مسئولیت آن را بر عهده گرفت، پیامدهای انسانی و سیاسی گستردهای بر جای گذاشت و واکنش حکومت افغانستان، نهادهای داخلی و جامعه بینالمللی را در پی داشت. با وجود گذشت یک دهه، همچنان درباره برخی ابعاد این رویداد دیدگاهها و روایتهای متفاوتی وجود دارد و بخشی از پرسشهای مطرحشده از سوی بازماندگان و فعالان مدنی بیپاسخ مانده است.
فارغ از ارزیابیهای متفاوت درباره دستاوردها و محدودیتهای جنبش روشنایی، این حرکت در تاریخ معاصر افغانستان بهعنوان یکی از برجستهترین نمونههای اعتراض مدنی ثبت شده است؛ تجربهای که مطالعه آن میتواند در شناخت رابطه میان مطالبات اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، مدیریت اعتراضها و نقش نهادهای دولتی و مدنی در افغانستان اهمیت داشته باشد.


























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰