یک حجاب، دو محرومیت؛ استاد از کار، شاگرد از آموزش

گزارش‌ها از محدودیت ورود استادان و شاگردان محجبه به نهادهای آموزشی آذربایجان حکایت دارد. نویسنده، استاد دانشگاه و مدافع حقوق زن از افغانستان، می‌پرسد آیا دفاع از حقوق بشر باید گزینشی باشد. او از جهان می‌خواهد همان‌گونه که از حق آموزش در آذربایجان سخن می‌گوید، دختران افغانستان را که نزدیک به پنج سال از آموزش محروم‌اند نیز فراموش نکند.

دفاعیه‌ای خطاب به وجدان جهان، سازمان ملل متحد و مدعیان پاسداری از حقوق بشر و حقوق زن

من، به‌عنوان زنی از افغانستان و مدافع حقوق زن و آموزش، این دفاعیه را در حمایت از حقوق استادان و شاگردان محجبه در جمهوری آذربایجان می‌نویسم؛ و در اعتراض به هرگونه محرومیت از حق آموزش و کار به سبب پوشش و باور دینی.

روی سخنم با دولت آذربایجان، سازمان ملل متحد، یونسکو، نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، فعالان حقوق زن و همه کسانی است که خود را پاسدار آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی می‌دانند.

گزارش‌هایی از محدودیت ورود استادان و شاگردان محجبه به نهادهای آموزشی آذربایجان منتشر شده است؛ گزارش‌هایی که نگرانی‌های جدی درباره حق آموزش، حق کار، آزادی وجدان و پایبندی به اصل عدم تبعیض برانگیخته‌اند.

استاد سال‌ها برای پرورش نسل آینده رنج می‌برد و شاگرد با امید و آرزو راهی مکتب می‌شود. اگر استادی به سبب حجاب از انجام وظیفه بازبماند و شاگردی به همین دلیل از صنف دور شود، پیامد آن به لباس و مقررات مکتب محدود نمی‌ماند؛ آینده علمی، حرفه‌ای و اجتماعی آنان را نیز در بر می‌گیرد.

آیا به‌راستی باید استادی میان حجاب و تدریس، و شاگردی میان باور دینی و آموزش، ناگزیر از انتخاب باشد؟

از دولت آذربایجان می‌خواهم گزارش‌های مربوط به این محدودیت‌ها را شفاف و منصفانه بررسی کند و راه‌حلی قانونی و انسانی بیابد تا استادان و شاگردان محجبه از حق کار و آموزش محروم نشوند. پاسداشت نظم آموزشی اهمیت دارد، اما اجرای مقررات نیز باید با کرامت انسانی، آزادی وجدان و تعهدات حقوق بشری سازگار باشد.

ای جهان! ای سازمان ملل متحد! ای مدعیان دفاع از حقوق بشر و حقوق زن! صدای ما را بشنوید.

نزدیک به پنج سال است که دختران افغانستان از آموزش متوسطه و لیسه محروم مانده‌اند و زنان و دختران از ادامه تحصیل در دانشگاه بازداشته شده‌اند. نسلی از دختران، روزهای گران‌بهای زندگی‌شان را دور از صنف و دانشگاه سپری می‌کنند؛ حال آن‌که آموزش حق انسانی آنان است، نه امتیازی که دیگران هرگاه بخواهند ببخشند یا بازپس گیرند.

در این سال‌ها، دختران افغانستان بارها صدای خود را بلند کرده‌اند، خانواده‌ها نگران آینده فرزندانشان بوده‌اند و زنان مدافع آموزش برای بازگشت دختران به مکتب کوشیده‌اند. با این همه، دروازه‌های آموزش رسمی متوسطه و عالی همچنان به روی دختران و زنان افغانستان بسته مانده است.

پرسش من از جهان این است: دختران افغانستان تا کی باید چشم‌به‌راه حق مسلم خود بمانند و جهان تنها به ابراز نگرانی بسنده کند؟

آیا دفاع از حقوق بشر باید گزینشی باشد؟ آیا حقوق زنان تنها آن‌گاه اهمیت می‌یابد که به کشوری یا گروهی خاص مربوط شود؟ اگر حق آموزش، حق کار و آزادی وجدان ارزش‌هایی جهانی‌اند، چرا نباید برای همه زنان و دختران، بی‌هیچ تبعیضی، پاس داشته شوند؟

من از محرومیت هیچ زنی در هیچ کشوری حمایت نمی‌کنم. دفاع از حقوق استادان و شاگردان محجبه در آذربایجان با دفاع از حق آموزش دختران افغانستان در تضاد نیست؛ این دو، دو شاخه از یک ریشه‌اند: هیچ انسانی نباید از حقوق بنیادین خود محروم شود.

اگر جهان برای حقوق دختران در آذربایجان صدا بلند می‌کند، باید صدای دختران افغانستان را نیز بشنود؛ دخترانی که سال‌هاست چشم‌به‌راه بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌های خویش‌اند.

خواسته‌های من از دولت جمهوری آذربایجان روشن است: گزارش‌های مربوط به جلوگیری از ورود استادان و شاگردان محجبه به نهادهای آموزشی را شفاف و منصفانه بررسی کند؛ نگذارد حجاب به محرومیت از تدریس یا آموزش بینجامد و راه‌حل‌هایی قانونی و عادلانه ارائه دهد؛ و میان رعایت مقررات آموزشی و احترام به آزادی وجدان، کرامت انسانی و حقوق بنیادین افراد، توازن برقرار کند.

از سازمان ملل متحد، یونسکو و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر می‌خواهم وضعیت استادان و شاگردان محجبه در آذربایجان را در چارچوب مأموریت‌های خود پیگیری کنند و برای تضمین حق آموزش بی‌تبعیض و پشتیبانی از حق کار استادان، اقداماتی عملی و پیگیری‌پذیر انجام دهند.

همچنین از آنان می‌خواهم محرومیت دختران افغانستان از آموزش متوسطه و عالی را در اولویت تلاش‌های حقوق بشری خود نگه دارند و برای بازگشایی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها به روی زنان و دختران، پیگیری پیوسته داشته باشند. به‌جای بسنده کردن به اعلام نگرانی، گزارش‌دهی منظم، پیگیری تعهدات و اقدامات مؤثر در حمایت از حقوق زنان و دختران را تقویت کنند.

از رسانه‌های آزاد، فعالان حقوق زن و همه کسانی که خود را مدافع حقوق بشر می‌دانند نیز می‌خواهم صدای استادان و شاگردان محجبه و دختران محروم از آموزش در افغانستان را بازتاب دهند و نگذارند رنج آنان در هیاهوی خبرهای روزمره به فراموشی سپرده شود.

من، به‌عنوان زنی از افغانستان و مدافع حقوق زن و آموزش، برای هیچ گروهی امتیاز ویژه نمی‌خواهم. خواسته من عدالت، فرصت برابر، حق آموزش، حق کار و احترام به کرامت انسانی است.

استاد محجبه باید بتواند تدریس کند؛ شاگرد محجبه باید بتواند درس بخواند؛ و دختر افغانستانی نیز باید بتواند پس از سال‌ها محرومیت، دوباره به مکتب و دانشگاه بازگردد.

جهان نباید تنها تماشاگر محرومیت باشد. دفاع از حقوق بشر مسئولیت می‌طلبد و این مسئولیت باید در عمل دیده شود. اگر حق آموزش حقی انسانی است، باید از آن همه باشد. اگر حقوق زن ارزشی جهانی است، نباید مرز، مذهب، ملیت یا موقعیت سیاسی سبب نادیده گرفتنش شود.

دروازه مکتب را به روی دختران نبندید؛ استاد را از تدریس محروم نکنید؛ و نگذارید حجاب به بهای از دست رفتن فرصت آموزش و کار تمام شود.

صدای دختران افغانستان را بشنوید؛ صدای استادان و شاگردان محجبه را بشنوید؛ و برای تحقق حقوقشان دست به کار شوید. آینده یک نسل را نمی‌توان با اعلامیه‌های همدردی نجات داد؛ این آینده به تصمیم‌های مسئولانه و اقدام‌های واقعی نیاز دارد.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
فخریه سمندری
فخریه سمندری فعال حقوق زنان

فخریه سمندری، استاد دانشگاه و مدافع حقوق زن و آموزش از افغانستان است. او سال‌ها در عرصه آموزش عالی تدریس کرده و همواره بر این باور بوده است که آموزش،…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده