نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
با فرارسیدن زمستان و سرد شدن هوا، زندگی روزمره بسیاری از مردم با دشواریهای تازهای روبهرو میشود. در این فصل، هر خانواده میکوشد خانه خود را گرم نگه دارد؛ اما خانوادههایی که با تنگدستی دستوپنجه نرم میکنند، با نگرانی دیگری نیز روبهرو هستند: تأمین مواد سوختی.
در افغانستان، زمستان تنها یک فصل نیست؛ برای بسیاری از خانوادهها، آزمونی برای بقاست. در کابل، ولایتهای مرکزی و مناطق کوهستانی شمال و شمالشرق، دمای هوا در شبهای زمستان به زیر صفر میرسد و برف، راه بسیاری از روستاها را ماهها میبندد.
وقتی نان و گرما با هم رقابت میکنند
خانوادههایی هستند که حتی برای تهیه نان روزانه خود به دشواری پول پیدا میکنند. برای این خانوادهها، خرید هیزم، زغالسنگ و دیگر مواد سوختی آسان نیست.
هر سال با نزدیک شدن زمستان، بهای چوب و زغالسنگ در بازارها بالا میرود؛ درست در زمانی که بسیاری از کارهای روزمزد ساختمانی و کشاورزی متوقف میشود و درآمد کارگران روزمزد کاهش مییابد. خانوادهای که در تابستان بهسختی روزگار میگذراند، در زمستان با هزینهای بیشتر و درآمدی کمتر روبهرو میشود.
هنگامی که امکانات گرم کردن خانه فراهم نباشد، شبهای سرد زمستان برای کودکان، سالمندان و بیماران بسیار دشوارتر میشود. سرما بدن کودکان و سالمندان را زودتر از دیگران آسیبپذیر میکند و بیماریهای تنفسی در این ماهها افزایش مییابد.
تصور کنید یک پدر یا مادر تا چه اندازه رنج میکشد، وقتی سرمای فرزندانش را میبیند، اما توان فراهم کردن گرما برای آنان را ندارد. برخی خانوادهها ناگزیر همه اعضای خانواده را دور یک صندلی یا یک بخاری کوچک جمع میکنند تا با اندک سوختی که دارند، شب را به صبح برسانند.
وقتی گرما خود خطر میآفریند
ناچاری، گاه خانوادهها را به راههایی میکشاند که سلامت و جانشان را به خطر میاندازد. سوزاندن پلاستیک، لاستیک کهنه و زباله بهجای هیزم، هوای خانه و شهر را آلوده میکند و بیماریهای تنفسی را بهویژه در میان کودکان افزایش میدهد.
افروختن زغال در اتاقهای دربسته و بیروزن نیز هر زمستان قربانی میگیرد. خبر گازگرفتگی خانوادههایی که برای گرم ماندن، در و پنجره را بسته بودند، در زمستانهای افغانستان خبری آشناست؛ خبری که پشت هر یک از آنها، فقر ایستاده است.
ریشههای یک بحران
در پشت این مشکل، تنها کمبود مواد سوختی نیست؛ فقر، کمبود فرصتهای کاری و درآمد پایین خانوادهها از عوامل اصلی آناند. هنگامی که درآمد یک خانواده حتی نیازهای اولیه زندگی را برآورده نمیکند، تأمین هزینههای زمستان برایش دشوارتر میشود.
در چنین شرایطی، خانوادهها ناگزیرند پول اندک خود را میان غذا، درمان و گرمایش تقسیم کنند؛ انتخابی که در هر صورت، بخشی از نیازهای حیاتی خانواده بیپاسخ میماند.
در سالهای اخیر، این بحران عمیقتر نیز شده است. بیکاری گسترده، محدودیت کار زنان که بسیاری از خانوادهها را از یکی از منابع درآمدشان محروم کرده، و بازگشت گسترده مهاجران افغانستانی از ایران و پاکستان، فشار بر خانوادهها و منابع محدود جامعه را دوچندان کرده است. بسیاری از خانوادههای بازگشته، بیخانه و بیاندوخته، نخستین زمستان خود را در وطن آغاز میکنند.
کاهش کمکهای بشردوستانه بینالمللی نیز به این دشواریها افزوده است. برنامههایی که در زمستانهای گذشته برای خانوادههای نیازمند سوخت، کمپل و پول نقد فراهم میکردند، اکنون با کمبود بودجه روبهرو هستند و شمار کمتری از خانوادهها را پوشش میدهند.
مسئولیت انسانی جامعه
در جامعه ما، یاری رساندن به نیازمندان در فصل زمستان یک مسئولیت مهم انسانی است. اگر هر کس به اندازه توان خود، با تهیه مواد سوختی، کمپل یا لباس گرم به یک خانواده فقیر کمک کند، میتواند تا اندازهای از دشواریهای زندگی آن خانواده بکاهد.
فرهنگ همیاری در افغانستان ریشهای کهن دارد. همسایهای که بخشی از هیزمش را با همسایه فقیرش قسمت میکند، یا مسجدی که در زمستان پناه بیخانمانان میشود، نمونههایی از همین فرهنگاند؛ فرهنگی که در سختترین سالها نیز خاموش نشده است.
با این حال، باید پذیرفت که کمکهای فردی مردم بهتنهایی برای حل کامل این مشکل کافی نیست.
آنچه نهادها باید انجام دهند
ضروری است نهادهای امدادرسان و مؤسسات خیریه، پیش از آغاز زمستان، نیازهای خانوادههای مستمند را ارزیابی کنند و کمکها را شفاف و عادلانه توزیع کنند. کمکی که پس از نخستین برفها برسد، برای بسیاری از خانوادهها دیر است.
بهویژه باید خانوادههایی در اولویت قرار گیرند که کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و بیماران در میانشان هستند. خانوادههایی که سرپرستشان زن است نیز، بهسبب محدودیتهای کاری، از آسیبپذیرترین گروهها به شمار میروند و باید مورد توجه ویژه قرار گیرند.
همچنین، فراهم کردن فرصتهای کاری و حمایت اقتصادی از خانوادههای فقیر، از جمله اقداماتی است که در درازمدت میتواند این مشکل را کاهش دهد. کمک زمستانی، زخم را برای چند ماه میبندد؛ اما تنها کار و درآمد پایدار است که آن را درمان میکند.
آزمون زمستان
زمستان فصلی عادی از سال است، اما برای انسانی فقیر میتواند به آزمونی دشوار در زندگی بدل شود. شاید ما در اتاقهای گرم خانههایمان از سرمای زمستان در امان باشیم، اما نباید خانوادههایی را فراموش کنیم که از امکان گرم کردن خانههایشان محروماند.
ارزشهای انسانی یک جامعه، در چگونگی رفتار آن با اعضای نیازمندش آشکار میشود. اگر هر فرد به اندازه توان خود مسئولانه سهم بگیرد و نهادهای مربوط نیز بهموقع برای فراهم کردن کمکها اقدام کنند، بار دشواریهای زمستان بر دوش خانوادههای فقیر سبکتر خواهد شد.
با فرارسیدن زمستان، نباید تنها نگران سرد شدن هوا باشیم؛ باید از حال کسانی نیز بپرسیم که بهخاطر نداشتن مواد سوختی، شبهای سرد را در خانههای یخزده سپری میکنند.
یاری رساندن به نیازمندان تنها یک احسان نیست؛ مسئولیت مشترک انسانی همه ماست.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ویسا صافی، نویسنده و فعال حوزه ادبیات و روایتهای اجتماعی است که در نوشتههای خود به موضوعاتی چون انسانیت، همبستگی اجتماعی، تعصب، رنجهای انسانی و پیوندهای میان افراد میپردازد. او…
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید