زیور گل؛ زنی که برای نجات دخترانش از خانه گریخت

زیور گل، زنی که بیست سال پیش به کویته پاکستان آمد، سال‌ها خشونت و اعتیاد همسرش را تحمل کرد. اما وقتی دانست شوهرش قصد دارد دختر دوازده‌ساله‌شان را به ازدواج بدهد، با دخترانش به اسلام‌آباد گریخت. او اکنون با خیاطی زندگی می‌گذراند و آرزو دارد دخترانش دوباره به مکتب بروند و آینده‌ای متفاوت داشته باشند.

زیور گل، زنی که بیست سال پیش به امید ساختن زندگی مشترک به کویته پاکستان آمد، هرگز گمان نمی‌کرد روزی ناچار شود برای رهاندن دخترانش از خانه و زادگاهش بگریزد. او سال‌ها خشونت، اعتیاد همسر و محرومیت را تاب آورد، اما آنگاه که دریافت شوهرش قصد دارد دختر دوازده‌ساله‌شان را به ازدواج بدهد، تصمیم گرفت به این زندگی پایان دهد و دخترانش را نجات دهد.

زیور گل در سال‌های نخست زندگی مشترک، زنی ساده و امیدوار بود. آن روزها نمی‌دانست چرا همسرش روز‌به‌روز تندخوتر و افسرده‌تر می‌شود. با گذشت زمان حقیقت زندگی‌اش آشکار شد؛ همسرش به مواد مخدر معتاد بود و خشونت بخشی از زندگی روزمره خانواده شده بود. او بارها از شوهرش کتک خورد و توهین و نفرین شنید. گاهی همسرش وسایل خانه را می‌فروخت و پولش را خرج مواد مخدر می‌کرد.

تنهایی، غربت و زندگی با مردی که اعتیادش سراسر زندگی خانواده را تحت‌تأثیر قرار داده بود، برای زیور گل رنجی بزرگ بود. وقتی نخستین دخترش به دنیا آمد، امیدوار شد پدر شدن بتواند همسرش را دگرگون کند. چندی بعد، شوهرش برای ترک اعتیاد بستری شد و قول داد به خاطر دخترش مواد مخدر را کنار بگذارد. اما این امید پایدار نماند. چند ماه نگذشته بود که دوباره به اعتیاد بازگشت و خشونت نیز به خانه برگشت. این بار وسایل قیمتی زیور گل را هم فروخت.

زیور گل راهی جز تحمل نداشت. با وجود همه دشواری‌ها می‌خواست خانه را نگه دارد و از دخترش مراقبت کند. سال‌ها به همین شکل گذشت تا دختر دومش هم به دنیا آمد. او با خیاطی می‌کوشید هزینه‌های زندگی خود و دخترانش را فراهم کند، در حالی‌که همسرش هیچ تغییر پایداری در رفتارش نشان نمی‌داد.

به گفته زیور گل، همسرش پیش از اعتیاد چنین زندگی‌ای نداشت و دوستان ناباب او را به مصرف مواد مخدر کشانده بودند. با این‌همه، پیامدهای اعتیاد و خشونت را او و دخترانش تحمل می‌کردند.

وقتی دختر بزرگ‌تر به دوازده‌سالگی رسید، شوهرش گاه از بزرگ شدن او سخن می‌گفت. زیور گل در آغاز منظور او را نمی‌فهمید، تا آنکه روزی زن و شوهری برای خواستگاری دخترش به خانه آمدند. همان روز بود که دانست شوهرش می‌خواهد دختر خردسالش را شوهر بدهد.

زیور گل با یادآوری آن روز می‌گوید از شدت درماندگی بر سر و صورت خود می‌زد. باور نمی‌کرد کسی بخواهد دختر دوازده‌ساله‌اش را عروس کند. به گفته او، شوهرش برای این ازدواج مبلغی تعیین کرده بود؛ تصمیمی که زیور گل آن را تهدیدی جدی برای آینده دخترش می‌دانست.

او سال‌ها خشونت را تحمل کرده بود، اما وقتی پای آینده و امنیت دخترانش به میان آمد، دیگر نتوانست در آن زندگی بماند. زیور گل با آخرین امیدی که برایش مانده بود، تصمیم گرفت خود و دخترانش را از آن وضعیت نجات دهد.

او از شوهرش گریخت و به اسلام‌آباد رفت؛ شهری که امیدوار بود در آن، دور از خشونت و تهدیدهای همسرش، زندگی تازه‌ای را آغاز کند. زیور گل خود را نزد سازمان ملل ثبت کرد و مدتی توانست همراه دخترانش در آرامشی بیشتر زندگی کند. دختر بزرگش دیگر هر روز با ترس از ازدواج اجباری از خواب برنمی‌خاست و مادرش امیدوار بود بتوانند به زندگی عادی بازگردند.

اما آوارگی پایان نیافت. زیور گل پس از مدتی همراه دو دخترش از اسلام‌آباد به شهر دیگری در پاکستان رفت. او همچنان با خیاطی هزینه‌های خانواده را تأمین می‌کند و می‌کوشد با وجود همه دشواری‌ها، دخترانش را از خطر دور نگه دارد.

با این‌همه، آرزوهای زیور گل هنوز ساده و ابتدایی‌اند: اینکه دخترانش دوباره به مکتب بروند، درس بخوانند و آینده‌ای متفاوت از زندگی مادرشان داشته باشند؛ اینکه خودش نیز شب‌ها بی‌ترس و نگرانی بخوابد و دیگر ناچار نباشد هر روز برای زنده ماندن و پاسداری از فرزندانش بجنگد.

زیور گل هنگامی که از سال‌های گذشته سخن می‌گوید، از تنهایی و بی‌پناهی‌ای گله دارد که به گفته خودش پیش از رسیدن به پیری او را فرسوده کرده است. زنی که روزی برای ساختن زندگی مشترک از زادگاهش دور شد، امروز نیز دور از خانه و سرزمینش زندگی می‌کند؛ نه به انتخاب خود، بلکه برای نجات دخترانش.

او سال‌های بسیاری را در تلاش برای حفظ خانواده و محافظت از فرزندانش گذرانده است. با این حال، سهمش از زندگی هنوز آرامش و امنیت نیست؛ بلکه غربت، آوارگی و نگرانی برای فردای دخترانی است که می‌خواهد فرصت زندگی، آموزش و انتخاب آینده خود را داشته باشند.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
سکینه ناصری
سکینه ناصری روزنامه‌نگار، گزارشگر

سکینه ناصری، روزنامه‌نگار و گزارشگر اهل غزنی، افغانستان است. وی تحصیلات متوسطه خود را در سال ۲۰۱۶ در غزنی به پایان رساند و در سال ۲۰۲۲ از دانشگاه تعلیم و…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس