معرفی کتاب |

«صنعت فرهنگ»؛ چرا تماشا جای زندگی را گرفته است؟

هاینتس اشتاینرت، جامعه‌شناس اتریشی، در کتاب «صنعت فرهنگ» مفهوم مشهور آدورنو و هورکهایمر را بازخوانی می‌کند و نشان می‌دهد سرگرمی چگونه ذهن ما را شکل می‌دهد. این کتاب برای خواننده افغانستانی، که هم سانسور طالبان و هم سیل سرگرمی بی‌پایان را تجربه می‌کند، پرسشی حیاتی پیش می‌گذارد: آنچه تماشا می‌کنیم، ما را آزادتر می‌کند یا فقط آرام‌تر؟

تلفن را باز می‌کنید تا چند دقیقه استراحت کنید، و یک ساعت بعد هنوز در حال تماشای ویدئوهای کوتاه، سریال‌های ترکی یا زندگی پرزرق‌وبرق آدم‌هایی هستید که هرگز ندیده‌اید. کتاب «صنعت فرهنگ» نوشته «هاینتس اشتاینرت» درباره همین لحظه‌هاست: لحظه‌هایی که فکر می‌کنیم فقط سرگرم شده‌ایم.

اشتاینرت (۱۹۴۲–۲۰۱۱)، جامعه‌شناس اتریشی و استاد دانشگاه فرانکفورت، در این کتاب یکی از مهم‌ترین مفهوم‌های «مکتب فرانکفورت» را بازخوانی می‌کند. «تئودور آدورنو» و «ماکس هورکهایمر» در دهه ۱۹۴۰، در تبعید از آلمان نازی و در رویارویی با فرهنگ آمریکایی، از «صنعت فرهنگ» سخن گفتند. منظورشان دستگاهی بود که فیلم، موسیقی، رادیو و تبلیغات را مثل کالا تولید می‌کند و هم‌زمان، ذهن مخاطب را شکل می‌دهد. اشتاینرت نشان می‌دهد این مفهوم نه‌تنها کهنه نشده، بلکه در روزگار رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی زنده‌تر از همیشه است.

یکی از خواندنی‌ترین بخش‌های کتاب، تحلیل او از «خوشبختی» است. به باور اشتاینرت، صنعت فرهنگ خوشبختی را ناممکن نشان نمی‌دهد، بلکه آن را به بخت‌آزمایی تبدیل می‌کند. ما یاد می‌گیریم خود را مثل یک عدد در آمار ببینیم: شانس شهرت و موفقیت آن‌قدر اندک است که بهتر است کنار بنشینیم و از دور، خوشبختی دیگران را تماشا کنیم. او از قول آدورنو می‌نویسد که سرگرمی، گریز از واقعیت تلخ نیست، بلکه «گریز از آخرین باقی‌ماندI اندیشه مقاومت» است.

کتاب در هفت فصل تنظیم شده است. اشتاینرت از زمینه تاریخی این نظریه آغاز می‌کند و سپس به روش خواندن متن‌ها و کالاهای فرهنگی می‌پردازد. فصل‌های بعدی به سرگرمی، تبلیغات و ابزار شدن مخاطب، سیاستِ صنعت فرهنگ و سرانجام تأثیر آن بر روشنفکران اختصاص دارند. نقطه قوت کتاب، یادداشت‌های میدانی آن است: اشتاینرت نظریه را با نمونه‌های ملموس می‌آزماید، از تابلوی «مونالیزا» و فیلم‌های «کلینت ایستوود» و «وودی آلن» تا ورزش و رویدادهای رسانه‌ای.

چرا خواننده افغانستانی باید این کتاب را بخواند؟

برای خواننده افغانستانی، این کتاب فقط یک متن نظری درباره غرب نیست. ما در دهه‌ای زندگی کرده‌ایم که در آن، رسانه و سرگرمی میدان جنگ قدرت بوده است. در داخل افغانستان، طالبان موسیقی را ممنوع کرده‌اند، تصویر موجودات زنده را از رسانه‌ها برداشته‌اند و تلویزیون‌ها را به ابزار تبلیغ خود تبدیل کرده‌اند. در بیرون از کشور هم میلیون‌ها مهاجر افغانستانی، از ایران و پاکستان تا اروپا، شب‌های‌شان را با سریال‌های وارداتی و ویدئوهای کوتاه پر می‌کنند.

اشتاینرت به ما کمک می‌کند یک پرسش ساده اما مهم را بپرسیم: آنچه تماشا می‌کنیم، ما را آزادتر می‌کند یا فقط آرام‌تر؟ این پرسش برای جامعه‌ای که هم سانسور را تجربه می‌کند و هم سیل سرگرمی بی‌پایان را، پرسشی حیاتی است. فهم اینکه فرهنگ چگونه تولید و مصرف می‌شود، نخستین گام برای این است که فقط تماشاگر نمانیم.

«صنعت فرهنگ» با ترجمه «جلیل کریمی» در سال ۱۴۰۴ از سوی «نشر نی» منتشر شده است. کتاب ساده نیست و گاه از خواننده تمرکز می‌خواهد. اما کسی که آن را تا پایان بخواند، دیگر صفحه تلفن یا تلویزیونش را مثل گذشته نخواهد دید.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
دکتر سید محمدتقی حسینی
دکتر سید محمدتقی حسینی پژوهشگر، تحلیلگر، نویسنده

دکتر سید محمدتقی حسینی دارای دکترای روابط بین‌الملل است و در کنار فعالیت‌های دانشگاهی، به‌عنوان نویسنده، مترجم و پژوهشگر در حوزه روابط بین‌الملل با تمرکز بر سیاست و امنیت شناخته…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس