نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
من در پنجاهوهفتسالگی هنوز احساس میکنم چیزهای بسیاری برای آموختن دارم؛ همین باور مرا به یاد افغانستان انداخت. میپرسم آیا ساختن چند جاده و ساختمان، بهتنهایی نشانه پیشرفت یک جامعه است؟ به باور من، پیشرفت واقعی را نمیتوان فقط از روی جادهها سنجید؛ باید پرسید آیا دختران میتوانند درس بخوانند و آیا بیمار بدون ترک کشور درمان میشود، یا نه؟
دانشجویان افغانستان در پاکستان پس از محرومیت از آموزش در افغانستان، اکنون با محدودیتهای تازه روبهرو شدهاند؛ تصمیمی که ادامه تحصیل آنان، بهویژه دانشجویان زن، را با نگرانی جدی مواجه کرده است و این پرسش را پررنگتر ساخته که آنان برای ادامه آموزش به کجا میتوانند بروند؛ یادداشت دیبا اکبری کاکر این نگرانی را نیز بازتاب میدهد.
افغانستان سرزمینی است که مردمش در طول چند دهه گذشته، طعم تلخ جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بیثباتی سیاسی را چشیدهاند. نسلی پس از نسل دیگر، در آرزوی روزی زیسته است که در آن انسان بتواند آزادانه درس بخواند، کار کند، سخن بگوید و سرنوشت خویش را خود رقم بزند.
عارفه احمدزاده، آموزگار و فعال حقوق بشر، در پیامی، ریشه خواستههای «نان، کار، آزادی» را در آموزش دانست و از جامعه جهانی خواست افغانستان را از فقر، بیکاری و بیسوادی نجات دهد. او تأکید کرد بدون بازگشایی مکاتب و دانشگاهها، دستیابی پایدار به این سه خواسته ممکن نخواهد بود.
پنج سال از محرومیت دختران افغانستان از آموزش متوسطه و عالی میگذرد؛ محرومیتی که زندگی و آینده میلیونها دختر را تحت تأثیر قرار داده است. در این روایت، نویسنده از رؤیای پزشک شدن، امیدهای خانواده و درد از دست رفتن فرصتهای آموزشی سخن میگوید؛ رؤیاهایی که با بسته شدن دروازههای مکتب و دانشگاه ناتمام ماندند.
هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، با صدور حکمی تازه، ۲۱ تن از مقامهای این گروه را در نهادهای قضایی، امنیتی، اقتصادی، اداری و آموزشی جابهجا کرد. این تغییرات در حالی صورت میگیرد که جابهجاییهای مکرر مدیران، انتصاب افراد با پیشینههای غیرمرتبط در سمتهای تخصصی و تمرکز قدرت در حلقه محدود رهبری طالبان، همچنان با پرسشها و انتقادهای گسترده روبهرو است.
صفحه ما را دنبال کنید