نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
زبان فارسی در افغانستان پیشینهای هزارساله دارد؛ از دوران سامانیان و غزنویان تا هرات عصر تیموریان، همواره زبان دیوان، شعر و دانش این سرزمین بود، اما در سال ۱۹۶۴ نام آن به دری تغییر یافت و اکنون با بازگشت طالبان به قدرت، حذف تابلوهای فارسی و محدودیت در آموزش، جایگاه این زبان را تضعیف میکند.
نویسنده در این یادداشت، فراتر از کلیگویی درباره تعصب، به روایتهایی تلخ و مشخص میپردازد: از خبر خودکشی دختری اهل سنت در هرات که بهاجبار از همسر شیعهاش طلاق گرفته بود، تا تجربه شخصی او از تبعیض در استخدام و حتی در نهادهایی مانند برنامه جهانی غذا که بهطنز «وردک فود پروگرام» نامیده میشد؛ نمونههایی نگرانکننده و واقعی.
بیش از ۱۰ هزار خانواده ساکن شهرک امید سبز در غرب کابل با دستور طالبان برای تخلیه خانههای خود تا ۱۵ اسد روبهرو شدهاند؛ اقدامی که همزمان با گزارشهایی از تهدید نمایندگان ساکنان، اظهارات تحقیرآمیز علیه هزارهها و واگذاری مسئولیت جبران خسارت به فروشندگان، نگرانیهای گستردهای درباره حقوق مالکیت و سرنوشت هزاران شهروند ایجاد کرده است.
صفدرعلی احمدی در نخستین بخش سفرنامه «ماجراجویی افغانستان» روایت حضور ژان و لوکاس، دو مهمان اروپایی، در افغانستان را بازگو میکند؛ سفری که از بلخ آغاز شد و با دیدار از مکاتب، تجربه محدودیتهای آموزشی دختران، زیباییهای بامیان و مواجهه با واقعیتهای اجتماعی این کشور ادامه یافت.
جنبش فریاد زنان افغانستان ـ شاخه ایران ـ با انتشار بیانیهای همزمان با اعلام نتایج آزمون کانکور ۱۴۰۵، تداوم محرومیت دختران از شرکت در این آزمون را محکوم کرد. این جنبش با تأکید بر حق برابر آموزش، از نهادهای بینالمللی و مدافع حقوق بشر خواست برای پایان دادن به محدودیتهای آموزشی علیه دختران افغانستان اقدام مؤثر انجام دهند.
با تعطیلی اداره سرمفتش ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان، پرونده هفده سال نظارت بر میلیاردها دالر کمک خارجی بسته شد؛ نهادی که فسادهای بزرگ، پروژههای ناکام و هشدارهای نادیدهگرفتهشده را افشا کرد. اکنون پرسش اصلی این است که چه کسانی از خاموششدن این نهاد سود میبرند و پیامد آن برای مردم افغانستان چه خواهد بود.
صفحه ما را دنبال کنید