طالبان و آینده کودکان افغانستان

کودکان و نوجوانان افغانستان، در سایه لت‌وکوب، تهدید و سرکوب نهادهای مذهبی و محلی وابسته به طالبان، نه‌تنها آسیب جسمی که زخمی عمیق‌تر در روان خود تجربه می‌کنند. کودکی که از خردسالی می‌آموزد سکوت امن‌تر از سخن‌گفتن است، در آینده نیز قادر به دفاع از خود در برابر آزار و تعرض نخواهد بود؛ نسلی که باید امروز برای آینده‌اش چاره اندیشید.

کودکان و نوجوانان زیر هجده سال در افغانستان، یکی از آسیب‌پذیرترین و در عین حال کمتر دیده‌شده‌ترین قربانیان فضای امنیتی و سرکوب حاکم بر این کشورند؛ موضوعی که در میان توجه رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به وضعیت زنان و دختران، اغلب در حاشیه باقی مانده است.

وقتی کودکان و نوجوانان به دست طالبان یا افراد وابسته به ساختارهای مذهبی و محلی، مورد لت‌وکوب، تهدید، تحقیر یا شکنجه قرار می‌گیرند، تنها جسم آنان آسیب نمی‌بیند؛ ترس و زخمی عمیق‌تر، در لایه‌های روان آنان ریشه می‌دواند.

کودکی را تصور کنید که از همان سال‌های نخست زندگی می‌آموزد که سخن‌گفتن، بهایی سنگین دارد؛ که اعتراض، ممکن است به لت‌وکوب بینجامد؛ و که روایت‌کردن آنچه بر او گذشته، حمایتی به‌همراه نخواهد آورد.

در چنین فضایی، اگر کودکی روزی با آزار یا تعرض جنسی روبه‌رو شود، شاید نتواند از حق خویش دفاع کند یا آنچه را بر او رفته، با خانواده، دوستان یا افراد مورد اعتمادش در میان بگذارد؛ چرا که پیش از آن، ترس در وجودش نشانده شده است. کودکی که بارها سرکوب و تهدید شده، می‌آموزد که سکوت، امن‌تر از سخن‌گفتن است.

این مسئله، فراتر از آموزش قرآن یا حضور کودک در مسجد است. هیچ خانواده‌ای نباید امنیت و سلامت فرزند خود را نادیده انگارد.

مسجد، مکتب، مدرسه و هر محیط آموزشی و مذهبی دیگر، باید پناهگاهی امن برای کودک باشد؛ جایی که در آن، هیچ‌گونه لت‌وکوب، تحقیر، یا آزار جنسی، جایی برای توجیه نداشته باشد. خانواده‌ها نیز باید دریابند که تربیت یک کودک، تنها در چارچوب آموختن قرآن یا یک درس خلاصه نمی‌شود؛ کودک به امنیت، آموزش، آزادی، حمایت روانی، و حق سخن‌گفتن نیز نیازمند است.

اگر کودکان از نخستین سال‌های زندگی، در سایه ترس، خشونت، سرکوب و افراط‌گرایی قد بکشند، این زخم‌ها می‌تواند سرنوشت آینده‌شان را دگرگون کند.

نگرانی اصلی این است که اگر چنین وضعیتی سال‌های بیشتری تداوم یابد، نسلی از کودکان با ترس و آسیب‌های روانی عمیق بزرگ خواهند شد؛ نسلی که شاید از بیان دردهای خود، از دفاع از حقوق خویش، و حتی از اعتمادکردن به دیگران، هراسان باشد.

امروز بسیاری از گفت‌وگوها پیرامون زنان و دخترانی متمرکز است که از آموزش و دانشگاه محروم مانده‌اند؛ در حالی‌که کودکان نیز، به‌سهم خود، در معرض پیامدهای همین فضای سرکوب قرار دارند. وقتی کودکی در سال‌های شکل‌گیری شخصیتش با خشونت، ترس و آسیب‌های شدید روبه‌رو می‌شود، آثار آن می‌تواند تا سال‌ها، و حتی تا بزرگسالی، با او باقی بماند.

بنابراین، مسئولیت جامعه تنها به بررسی وضعیت امروز افغانستان محدود نمی‌شود؛ باید به آینده کودکان این سرزمین نیز اندیشید. کودکان افغانستان حق دارند در محیطی امن رشد کنند؛ حق دارند آموزش ببینند؛ حق دارند بدون ترس سخن بگویند؛ و اگر مورد آزار یا خشونت قرار گرفتند، بتوانند بدون هراس، درخواست کمک کنند.

سکوت در برابر خشونت علیه کودکان، نمی‌تواند آینده افغانستان را بسازد. حمایت از کودکان امروز، در حقیقت، سرمایه‌گذاری بر آینده این کشور است.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید: