نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
انفجار در مکتب «شمع دانش»، صدای انفجاری دیگر در یک ورزشگاه طی روزهای پسین و خبرهایی از مسمومیت شماری از باشندگان، بار دیگر زنگ خطر ناامنی را در دشت برچی، در غرب کابل، به صدا درآورده است.
این منطقه، که خاطره سالها حملههای خونین هنوز از ذهن باشندگانش پاک نشده، اکنون با هر صدای انفجار و هر رویداد مشکوک دوباره به یاد روزهای تلخ گذشته میافتد؛ ترسی که در دل خانوادهها، دانشآموزان و جوانان این محل زنده میشود.
وقوع پیدرپی این رویدادها در بازهای کوتاه، پرسشهای جدی درباره وضعیت امنیتی این گوشه از پایتخت و میزان حفاظتی که از غیرنظامیان، بهویژه کودکان و جوانان، صورت میگیرد را برجسته کرده است.
آنچه این روزها در دشت برچی میگذرد، تنها یک انفجار یا یک رویداد امنیتی منفرد نیست؛ اصل قضیه بازگشت حس ناامنی به بخشی از کابل است که ساکنانش پیشتر نیز بارها بهای سنگین خشونت را پرداختهاند. در انفجار ۱۷ آگست در مکتب «شمع دانش»، دهها کودک زخم برداشتند و چند روز بعد خبر انفجاری دیگر از همین منطقه به گوش رسید. همین تکرار رویدادها، فراتر از خود انفجارها، بار دیگر پرسش امنیت را در صدر توجهها قرار داده است.
آیا ناامنی بار دیگر تکرار خواهد شد؟
نگاهی به سابقه حملات در غرب کابل نشان میدهد که احتمال تکرار خشونت، چیزی نیست که بتوان از آن چشم پوشید. دشت برچی در سالهای گذشته بارها هدف حملاتی قرار گرفته که قربانیان اصلیاش غیرنظامیان، کودکان و جوانان بودهاند.
از همین رو نمیتوان نگرانی امروز مردم را «ترسی بیپایه» خواند. زمانی که یک کودک، یک روز پس از انفجار مکتب، با دلهره پا به صنف میگذارد و خانوادهای از فرستادن فرزندش به مرکز آموزشی هراس دارد، مسئله دیگر تنها امنیت جسمی نیست؛ این جامعه با فرسایش اعتماد و ترسی جمعی دستوپنجه نرم میکند.
دشت برچی؛ خشونت علیه یک جامعه یا یک بحران امنیتی؟
تکرار انفجارها در دشت برچی این پرسش را با جدیت پیش میکشد که آیا این حملات صرفاً رویدادهای امنیتیاند یا بخشی از الگویی برای هدف قرار دادن هزارهها به دلیل قومیت و مذهبشان؟ سابقه طولانی حمله به مکتب، دانشگاه، مسجد، زایشگاه و اماکن عمومی در مناطق هزارهنشین، نشان میدهد که نمیتوان انگیزههای قومی و مذهبی را نادیده گرفت.
هزارهها از مکتب و دانشگاه گرفته تا شفاخانه، سرک و خانه، بارها قربانی انفجار و حملات انتحاری شدهاند؛ اما پس از هر فاجعه، دوباره به زندگی، تحصیل و کار بازگشتهاند. شاید مهمترین پاسخ آنان به خشونت همین باشد: تسلیم نشدن در برابر ترس و ادامه دادن به ساختن آینده.
این جامعه بارها برای افغانستان در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و حرفهای افتخارآفرینی کرده است. بنابراین حمله به هزارهها تنها گرفتن جان چند انسان نیست؛ حمله به انسانیتی است که بهخاطر مذهب و قومیتش هدف قرار میگیرد، و حمله به حق یک جامعه برای زیستن برابر و ساختن آینده افغانستان است.
دشت برچی عمدتاً محل زندگی هزارههای شیعه است و این جامعه در سالهای گذشته بارها هدف حملات گروههای افراطی قرار گرفته است.
داعش یا طالبان؛ پرسشی که هنوز پاسخ کامل نیافته
یکی از مهمترین پرسشهای این روزها این است که چه کسی پشت این خشونتهاست؟
در باره انفجار مکتب شمع دانش، طالبان احتمال دخالت داعش را مطرح کردهاند. اگر داعش عامل این حمله باشد، این پرسش پیش میآید که چگونه توانسته در کابل و در نزدیکی یک مرکز آموزشی به غیرنظامیان آسیب برساند؟ و اگر تحقیقات، داعش را عامل نداند، پرسش بعدی روشن است: عامل واقعی کیست و چگونه توانسته چنین حملهای را عملی کند؟
این پرسشها اتهام نیستند؛ پرسشهای طبیعی مردمیاند که حق دارند درباره امنیت خود پاسخ روشن دریافت کنند.
اگر داعش حمله میکند، مسئولیت طالبان کجاست؟
حتی اگر در نهایت ثابت شود که داعش یا گروه مسلح دیگری پشت این حمله بوده، مسئولیت حاکمیت در تأمین امنیت غیرنظامیان از میان نمیرود.
طالبان کنترل امنیتی افغانستان را در دست دارند و مردم حق دارند بدانند برای شناسایی شبکههای حمله، حفاظت از مراکز آموزشی و جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی چه گامهایی برداشته شده است.
اما اگر حملات باز هم تکرار شوند، تحقیقات شفاف ارائه نشود و عاملان معرفی نگردند، پیامد آن میتواند عادیشدن خشونت و افزایش بیاعتمادی در جامعه باشد.
خطری بزرگتر از انفجار؛ عادیشدن ترس
شاید بزرگترین تهدید برای دشت برچی تنها بمب نباشد؛ عادیشدن ترس باشد.
زمانی که خانوادهها به این باور برسند که «ممکن است دوباره اتفاق بیفتد»، دانشآموزان با دلهره راهی مکتب شوند و جوانان از رفتن به ورزشگاه یا مراکز آموزشی خودداری کنند، خشونت حتی بدون وقوع انفجار نیز اثر خود را برجای گذاشته است.
تروریسم فقط زمانی پیروز نمیشود که انسانها را از بین ببرد؛ زمانی نیز به پیروزی میرسد که یک جامعه را از مکتب، دانشگاه، ورزشگاه، بازار و زندگی روزمره بترساند.
مردم چه باید بکنند؟
مردم نمیتوانند جای نهادهای امنیتی را بگیرند و نباید از شهروندان عادی توقع داشت که با گروههای مسلح روبهرو شوند. مسئولیت اصلی حفاظت از مردم بر دوش حاکمیت است.
اما مهمتر از همه اینکه، مردم نباید بگذارند ترس آنان را به سکوت بدل کند. مطالبه امنیت، حق مردم است.
دشت برچی امروز بیش از هر چیز دیگر به امنیت، حقیقت و پاسخگویی نیازمند است. هنوز درباره عامل دقیق انفجارهای اخیر ابهام وجود دارد؛ اما این ابهام نباید بهانهای برای سکوت و فراموشی باشد.
اگر قرار است چرخه خشونت متوقف شود، باید تحقیقاتی شفاف و مستقل انجام گیرد و عاملان و زمینههای تکرار این حملات برای مردم روشن گردد. هزارهبودن و شیعهبودن هرگز جرم نیست و هیچ هویت قومی یا مذهبی نمیتواند توجیهی برای کشتن غیرنظامیان باشد.
دشت برچی نباید تنها پس از هر انفجار به یاد جهان بیفتد؛ مردم این منطقه حق دارند پیش از انفجار بعدی نیز دیده، شنیده و محافظت شوند.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید