نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
زندگی آرام، کار آبرومند و محیطی امن نتوانسته احساس بیگانگی یک مهاجر را از میان ببرد؛ او در میان آسایش روزمره، همچنان دلتنگ وطن، خاطرات کودکی و روزهایی است که با وجود سختیها، خود را بیگانه نمیدانست و با مردم، زبان و محیط زندگیاش احساس نزدیکی و تعلق عمیق میکرد و بازگشت به وطن را آرزو دارد.
من در پنجاهوهفتسالگی هنوز احساس میکنم چیزهای بسیاری برای آموختن دارم؛ همین باور مرا به یاد افغانستان انداخت. میپرسم آیا ساختن چند جاده و ساختمان، بهتنهایی نشانه پیشرفت یک جامعه است؟ به باور من، پیشرفت واقعی را نمیتوان فقط از روی جادهها سنجید؛ باید پرسید آیا دختران میتوانند درس بخوانند و آیا بیمار بدون ترک کشور درمان میشود، یا نه؟
در پاکستان، سالهاست میان ترس، انتظار و بیوطنی زندگی میکنم. هر روز با این پرسش بیدار میشوم: «امروز چه بر سرم میآید؟» زندگی در انتظار، دشوارترین گونه زیستن است؛ منتظر یک نشانه، یک تماس، یک پاسخ از سفارت. بیوطنی یعنی ندانستن فردا کجا خواهی بود؛ یعنی زندگیات در یک چمدان و یک تلفن خلاصه شود.
نامزدی نگینه مهریار، زن با ریشه افغانستانی، از سوی حزب راستگرای «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) در انتخابات محلی هانوفر، توجه کاربران افغانستانی را برانگیخته است. حمایت او از برخی سیاستهای سختگیرانه این حزب در قبال مهاجرت، پرسشهایی درباره هویت، مهاجرت و فاصلهگرفتن برخی مهاجران قدیمی از تازهواردان ایجاد کرده؛ موضوعی که نویسنده آن را با تجربه شخصی خود پیوند میدهد.
یادداشت تحریریه: این گزارش بر پایه روایت یک شهروند افغانستان و مدارکی است که هویت و بخشی از سابقه اداری او را نشان میدهد. رسانه نتوانسته رویدادهای شرحدادهشده را بهطور مستقل تأیید کند و آنچه میخوانید بازتاب گفتههای راوی است. به درخواست او، هویت و جزئیات محل زندگیاش محفوظ مانده و با نام مستعار «سامان» معرفی میشود. این گزارش با موافقت راوی منتشر شده و حاوی توصیفهایی از شکنجه و آزار جنسی است.
در تلخترین و جنجالیترین بخش این یادداشت، نویسنده بهجای قناعت به نقد مهاجران عادی، سراغ دو چهره سیاسی میرود: به باور او، زلمی خلیلزاد دموکراسی را فدای مصلحتهای قومی کرد و اشرف غنی با گسترش تعصبات زبانی و قومی، هزاران جوان را به کشتن داد و سرانجام فرار را بر ماندن ترجیح داد؛ اتهامی سنگین و بهشدت واکنشبرانگیز.
صفحه ما را دنبال کنید