جهالت فرهنگی؛ دشمن پنهان وحدت ملی و پیشرفت

جنگ‌های طولانی، فقر، محدودیت‌های آموزشی و تداوم برخی سنت‌های نادرست، جامعه افغانستان را با جهالت فرهنگی روبه‌رو کرده است؛ چالشی که فراتر از بی‌سوادی، تفکر انتقادی، آگاهی سیاسی و وحدت ملی را تضعیف می‌کند. نویسنده راه برون‌رفت را در گسترش آموزش، فعالیت مسئولانه رسانه‌ها، احترام به تنوع قومی و زبانی و اصلاح تدریجی سنت‌های آسیب‌زا در جامعه افغانستان می‌داند.

مقدمه

افغانستان کشوری با تاریخ کهن، فرهنگ غنی و ارزش‌های اجتماعی ریشه‌دار است. فرهنگ مردم این سرزمین بر ارزش‌هایی چون مهمان‌نوازی، احترام متقابل، همکاری، بردباری و کرامت انسانی استوار است.

با این حال، جنگ‌های طولانی، بی‌ثباتی سیاسی، فقر، محدودیت‌های آموزشی و تداوم برخی سنت‌های نادرست، جامعه افغانستان را با شماری از چالش‌های فرهنگی روبه‌رو کرده است. جهالت فرهنگی تنها یک مشکل اجتماعی نیست، بلکه با آگاهی سیاسی، وحدت ملی، مشارکت عمومی و روند توسعه کشور نیز پیوند مستقیم دارد.

این نوشته می‌کوشد با تکیه بر چند نظریه شناخته‌شده در جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، ریشه‌ها و پیامدهای این پدیده را بررسی کند و راه‌هایی برای برون‌رفت از آن پیشنهاد دهد.

چارچوب نظری

جهالت فرهنگی تنها به نداشتن سواد و آموزش محدود نمی‌شود؛ ضعف در تفکر سالم، آگاهی اجتماعی، نگرش انتقادی و درک درست ارزش‌های انسانی را نیز در بر می‌گیرد.

منظور از «جهالت فرهنگی» در این نوشته، کمبود آن دسته از دانش‌ها، مهارت‌ها و نگرش‌هایی است که فرد را برای زیست مسئولانه در جامعه‌ای متنوع و مشارکت آگاهانه در امور عمومی توانا می‌سازد. چهار نظریه به فهم بهتر این پدیده کمک می‌کند.

نخست، نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی. بوردیو نشان داد که دانش، مهارت‌ها، عادت‌های فکری و مدارک آموزشی، نوعی سرمایه‌اند که از راه خانواده و نظام آموزشی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. هرجا این انتقال قطع شود، جامعه نه‌تنها فقیرتر، که از نظر فرهنگی نابرابرتر می‌شود.

دوم، نظریه فرهنگ سیاسی گابریل آلموند و سیدنی وربا. این دو پژوهشگر سه گونه فرهنگ سیاسی را از هم جدا کردند. در فرهنگ «محدود»، شهروندان آگاهی اندکی از نظام سیاسی دارند. در فرهنگ «تبعی»، از تصمیم‌های حکومت آگاه‌اند اما خود را در شکل دادن به آن سهیم نمی‌دانند. و در فرهنگ «مشارکتی»، شهروندان آگاهانه در زندگی سیاسی نقش ایفا می‌کنند. به باور آنان، ثبات و کارآمدی نظام سیاسی به گسترش فرهنگ مشارکتی وابسته است.

سوم، نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام. پاتنام میان دو گونه سرمایه اجتماعی تمایز می‌گذارد: سرمایه «درون‌گروهی» که پیوند اعضای یک گروه همگون، مانند قوم یا منطقه، را محکم می‌کند؛ و سرمایه «پل‌ساز» که گروه‌های گوناگون را به یکدیگر پیوند می‌دهد. جامعه‌ای که تنها سرمایه درون‌گروهی داشته باشد، ممکن است همبستگی درونی داشته باشد اما در سطح ملی پراکنده بماند.

چهارم، نظریه آگاهی انتقادی پائولو فریره، اندیشمند برزیلی حوزه آموزش. فریره آموزش را تنها انتقال اطلاعات نمی‌دانست؛ به باور او، آموزش راستین باید توانایی پرسیدن، تحلیل و نقد واقعیت‌های اجتماعی را در انسان پرورش دهد. بدون این آگاهی، انسان بیشتر پذیرنده است تا اندیشنده.

ریشه‌های جهالت فرهنگی

جامعه‌ای که به‌جای علم، منطق و احترام متقابل، زیر تأثیر تعصب، تصمیم‌گیری‌های احساسی و اطلاعات نادرست باشد، بیشتر در معرض چالش‌های اجتماعی و سیاسی قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است منافع شخصی، قومی، زبانی و منطقه‌ای بر منافع عمومی و مصالح ملی ترجیح داده شود.

یکی از عوامل مهم ضعف آگاهی فرهنگی در افغانستان، تاریخ طولانی جنگ‌ها و بی‌ثباتی سیاسی است که تأثیرات عمیقی بر آموزش، رشد اقتصادی و تقویت نهادهای اجتماعی گذاشته است. از دید بوردیو، جنگ‌های پیاپی زنجیره انتقال سرمایه فرهنگی را بارها گسسته است: مکتب‌ها ویران شده‌اند، نسل‌هایی از آموزش بازمانده‌اند و بسیاری از تحصیل‌کردگان کشور را ترک کرده‌اند.

افزون بر این، فقر، کمبود مطالعه، دسترسی محدود به اطلاعات و تداوم برخی سنت‌های نادرست نیز از موانع پیشرفت اجتماعی به شمار می‌روند. زمانی که شهروندان از اطلاعات معتبر و آگاهی کافی برخوردار نباشند، توانایی آنان برای ارزیابی منطقی مسائل سیاسی و اجتماعی نیز ممکن است تضعیف شود.

بُعد سیاسی جهالت فرهنگی

بُعد سیاسی جهالت فرهنگی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. آگاهی سیاسی شهروندان یکی از پایه‌های اساسی ثبات ملی، پاسخ‌گویی، عدالت اجتماعی و حفاظت از منافع عمومی به شمار می‌رود.

اگر مردم درباره حقوق و مسئولیت‌های خود، حاکمیت قانون، نقش نهادهای عمومی و منافع ملی آگاهی کافی نداشته باشند، ممکن است بیشتر تحت تأثیر تبلیغات نادرست، افراط‌گرایی سیاسی و دیدگاه‌های مبتنی بر تعصب قرار گیرند.

در چارچوب نظریه آلموند و وربا، بخش بزرگی از جامعه افغانستان هنوز میان فرهنگ سیاسی «محدود» و «تبعی» قرار دارد. گذار به فرهنگ «مشارکتی» تنها با آگاهی و آموزش ممکن است. از این‌رو، تقویت آگاهی سیاسی باید از راه آموزش، دسترسی به اطلاعات معتبر، گفت‌وگوی مسئولانه و احترام به دیدگاه‌های متفاوت صورت گیرد.

وحدت ملی و سرمایه اجتماعی

همچنان، ضعف آگاهی فرهنگی می‌تواند بر روحیه وحدت ملی اثر منفی بگذارد. افغانستان خانه مشترک اقوام، زبان‌ها، مناطق و سنت‌های گوناگون است و احترام به این تنوع، برای تحکیم همبستگی ملی اهمیت اساسی دارد.

زمانی که روابط سیاسی و اجتماعی بر پایه تعصب و بی‌اعتمادی شکل بگیرد، دستیابی به اهداف مشترک ملی دشوارتر می‌شود. به تعبیر پاتنام، چنین جامعه‌ای سرمایه اجتماعی درون‌گروهی فراوان دارد، اما از سرمایه پل‌ساز که گروه‌ها را به هم پیوند می‌دهد، بی‌بهره است.

در مقابل، روابط مبتنی بر احترام متقابل، برابری، بردباری و مسئولیت مشترک می‌تواند زمینه ثبات و همکاری را تقویت کند و همان سرمایه پل‌سازی را بیافریند که وحدت ملی بر آن استوار است.

سنت‌های نادرست؛ مانعی در برابر پیشرفت

از سوی دیگر، تداوم برخی سنت‌های نادرست نیز می‌تواند مانعی در برابر پیشرفت فرهنگی و اجتماعی باشد. مصارف بیش از حد در مراسم عروسی، رقابت‌های بی‌مورد برای کسب جایگاه اجتماعی، محدودیت در برابر آموزش دختران و زنان و نادیده گرفتن حق بیان دیدگاه‌ها، از جمله مسائلی‌اند که ظرفیت پیشرفت جامعه را کاهش می‌دهند.

محدودیت آموزش دختران، از دید بوردیو، تنها محرومیت یک نسل نیست. مادری که از آموزش محروم مانده، کمتر می‌تواند سرمایه فرهنگی را به فرزندانش منتقل کند و این چرخه، نسل‌های آینده را نیز در بر می‌گیرد.

اصلاح این مشکلات از راه افزایش آگاهی عمومی، گسترش آموزش، گفت‌وگوی سازنده اجتماعی و احترام به کرامت انسانی امکان‌پذیر است.

راه‌های برون‌رفت

برای تقویت آگاهی فرهنگی و سیاسی، گسترش آموزش و پرورش، حمایت از نهادهای علمی و فرهنگی، فعالیت مسئولانه رسانه‌ها و نشر اطلاعات معتبر نقش مهمی دارد.

خانواده‌ها، آموزگاران، دانشمندان، علمای دینی، فعالان مدنی و رهبران سیاسی می‌توانند در ترویج فرهنگ بردباری، اعتدال، قانون‌مداری و مسئولیت‌پذیری ملی سهم مؤثر داشته باشند.

به‌ویژه، نسل جوان باید از فرصت‌های آموزشی و اجتماعی مناسبی برخوردار باشد تا توانایی تفکر مستقل، تحلیل منطقی و مشارکت مسئولانه در امور جامعه در آن تقویت شود. این همان آموزشی است که فریره از آن سخن می‌گفت: آموزشی که به‌جای پرورش ذهن‌های پذیرنده، ذهن‌های پرسشگر و نقاد می‌سازد.

برای آینده افغانستان ضروری است که ارزش‌های فرهنگی بر اساس علم، عدالت، کرامت انسانی و منافع ملی ارزیابی شود. سنت‌های مثبت کشور، مانند مهمان‌نوازی، همکاری، احترام به بزرگان و کمک به نیازمندان، از عناصر مهم همبستگی اجتماعی به شمار می‌روند.

اما رفتارها و سنت‌هایی که به حقوق مردم آسیب می‌رسانند یا مانع پیشرفت می‌شوند، باید از راه آگاهی‌دهی و اصلاح تدریجی تغییر یابند. همچنان، مدیریت اختلافات سیاسی باید بر پایه احترام متقابل، راه‌های مسالمت‌آمیز، قانون‌مداری و اولویت دادن به منافع ملی صورت گیرد.

نتیجه‌گیری

تقویت فرهنگ آگاهی، مسئولیت‌پذیری، وحدت ملی و احترام به منافع عمومی، از نیازهای اساسی پیشرفت فرهنگی و سیاسی افغانستان است.

این چهار نظریه، هر یک از زاویه‌ای، به یک نتیجه مشترک می‌رسند: پیشرفت پایدار تنها با ساختن انسان آگاه ممکن است. انسان آگاه کسی است که سرمایه فرهنگی را از نسل پیشین بگیرد و به نسل بعد بسپارد، در زندگی سیاسی آگاهانه مشارکت کند، با گروه‌های دیگر پیوند بسازد و بتواند بپرسد و نقد کند.

رشد آگاهی فرهنگی نه‌تنها زمینه اصلاح نگرش و رفتار فردی را فراهم می‌کند، بلکه در شکل‌گیری جامعه‌ای آگاه، نهادهای مؤثر، مشارکت سیاسی مسئولانه و آینده‌ای باثبات نیز نقشی تعیین‌کننده دارد.

منابع:

  • Almond, G. A., & Verba, S. (1963). The Civic Culture: Political Attitudes and Democracy in Five Nations. Princeton University Press.
  • Bourdieu, P. (1986). The Forms of Capital. In J. Richardson (Ed.), Handbook of Theory and Research for the Sociology of Education. Greenwood.
  • Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. Herder and Herder.
  • Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
زړګی ویسا صافی
زړګی ویسا صافی خبرنگار و نویسنده

ویسا صافی، نویسنده و فعال حوزه ادبیات و روایت‌های اجتماعی است که در نوشته‌های خود به موضوعاتی چون انسانیت، همبستگی اجتماعی، تعصب، رنج‌های انسانی و پیوندهای میان افراد می‌پردازد. او…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس