نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
من در پنجاهوهفتسالگی هنوز احساس میکنم چیزهای بسیاری برای آموختن دارم؛ همین باور مرا به یاد افغانستان انداخت. میپرسم آیا ساختن چند جاده و ساختمان، بهتنهایی نشانه پیشرفت یک جامعه است؟ به باور من، پیشرفت واقعی را نمیتوان فقط از روی جادهها سنجید؛ باید پرسید آیا دختران میتوانند درس بخوانند و آیا بیمار بدون ترک کشور درمان میشود، یا نه؟
افغانستان سرزمینی است که مردمش در طول چند دهه گذشته، طعم تلخ جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بیثباتی سیاسی را چشیدهاند. نسلی پس از نسل دیگر، در آرزوی روزی زیسته است که در آن انسان بتواند آزادانه درس بخواند، کار کند، سخن بگوید و سرنوشت خویش را خود رقم بزند.
عارفه احمدزاده، آموزگار و فعال حقوق بشر، در پیامی، ریشه خواستههای «نان، کار، آزادی» را در آموزش دانست و از جامعه جهانی خواست افغانستان را از فقر، بیکاری و بیسوادی نجات دهد. او تأکید کرد بدون بازگشایی مکاتب و دانشگاهها، دستیابی پایدار به این سه خواسته ممکن نخواهد بود.
این یادداشت از زبان دختران و زنان افغانستان، پانزدهم آگست را یادآور محدودیتهای گسترده در مسیر آموزش، کار و تحقق آرزوهای آنان میداند و با استناد به آیات قرآن، بر ارزش علمآموزی، کرامت انسانی و نقش زنان در ساختن آینده افغانستان تأکید میکند.
دانشگاه بابا به مناسبت روز جهانی جوانان، محفل آنلاینی برگزار میکند که در آن نقش جوانان، اهمیت آموزش، ظرفیتهای نسل جدید و ضرورت ایجاد فرصت برای آنان بررسی خواهد شد. این برنامه با حضور استادان، دانشجویان، فعالان اجتماعی و اندیشمندان برگزار میشود و برگزارکنندگان میگویند آینده از توانایی، اندیشه و مشارکت نسل جوان شکل میگیرد.
استقلال و آزادی را چگونه باید سنجید؛ با شعارها و پروژههای عمرانی یا با زندگی واقعی شهروندان؟ این یادداشت نشان میدهد چگونه تعریف منافع ملی میتواند در نظامهای اقتدارگرا از منافع عمومی فاصله بگیرد و به ابزاری برای حفظ قدرت تبدیل شود؛ مسئلهای که در افغانستان امروز، با محدودیت آموزش، حذف اجتماعی زنان و بحران مهاجرت، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
صفحه ما را دنبال کنید