نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
روایت سامان؛ از بازگشت اجباری از ترکیه تا آوارگی در افغانستان
سامان میگوید حدود شش سال در ترکیه زندگی کرده و پس از بازگشت اجباری به افغانستان، دو بار از سوی جنگجویان طالبان بازداشت شده و در بازداشت مورد شکنجه و آزار جنسی قرار گرفته است. او دلیل این برخوردها را هویت جنسی و تغییر مذهب خود عنوان میکند.
روند اخراج از ترکیه
به روایت سامان، برای تمدید سند اقامتش به اداره مهاجرت مراجعه کرده و از آنجا به یک کمپ منتقل شده است. او میگوید تصور میکرده این انتقال بخشی از روند اداری تمدید مدرک است.
سامان میگوید سرکنسول افغانستان (کنسولگری افغانستان که تحت کنترل طالبان است) در کمپ حاضر شده و اعلام کرده افرادی که پدر، مادر یا همسر همراهشان نیست، اخراج خواهند شد.
به گفته او، در همان نشست به افراد مجرد گفته شده در صورت پرداخت ۹ هزار یورو از طریق ارز دیجیتال و ظرف دو ساعت به حسابی که اعلام میشود، از فهرست اخراج حذف میشوند. او میگوید توان پرداخت این مبلغ را نداشته است. این بخش از روایت، ادعایی است که تنها بر گفته راوی متکی است.
سامان میگوید در آن زمان وکیل داشته و پروندهاش نزد یک نهاد مربوطه پذیرفته شده بوده است. او میافزاید عضویت خود در جامعه اقلیتهای جنسی و تغییر مذهبش را به مسئولین اطلاع داده، اما به گفته او این موضوعات در تصمیمگیری درباره سرنوشتش لحاظ نشده است.
به روایت او، در روز اخراج، سربازان ترکیه برگههای دیپورت را در برابر چشم بازگشتشوندگان امضا و انگشت زدهاند. سامان میگوید نمیخواسته سوار هواپیما شود و در جریان مقاومت مورد ضربوشتم قرار گرفته و دستش آسیب دیده است. او میگوید سپس بهزور وارد هواپیما شده است.
نخستین ساعات پس از فرود در کابل
سامان میگوید پس از فرود در کابل، تلفنهای همراه به بازگشتشوندگان بازگردانده شده و یک نهاد امدادی حاضر در محل، یک کارت و حدود ۱۲ هزار افغانی در اختیار آنان قرار داده است. او میگوید در همان محل نیز وضعیت خود را توضیح داده، اما به گفته او حمایت موثری دریافت نکرده است.
به روایت او، بلافاصله پس از خروج از محوطه، افرادی که خود را از استخبارات طالبان معرفی کردهاند او را متوقف، انگشتنگاری و ضربوشتم کردهاند. سامان میگوید به او گفته شده که در افغانستان تحت نظر خواهد بود.
او میافزاید با ترس به ترمینال رفته و چون با شرایط محل آشنا نبوده، کرایههای چندبرابری از او گرفته شده است. سامان میگوید یک شب را در هتلی گذرانده و بخش قابل توجهی از پولش در همان روزهای نخست هزینه شده است.
برخورد در مسیر سفر
سامان میگوید روز بعد با موتر عازم یکی از ولایات شده است؛ ولایتی که نام آن را به دلیل نزدیکی به محل کنونیاش فاش نمیکند.
به روایت او، در یک توقف بینراهی برای نماز و غذا، جنگجویان طالبان متوجه شدهاند که او نماز نمیخواند و از او بازجویی کردهاند. سامان میگوید به دلیل نخواندن نماز و نداشتن ریش مورد لتوکوب قرار گرفته است.
او میافزاید در جریان تلاشی، مدارک ترکیاش پیدا شده اما به دلیل زبان آن ظاهراً محتوایش فهمیده نشده است. سامان میگوید تلفن همراهش بهزور باز شده و تصاویری از کلیسا و تصاویری مرتبط با هویت جنسی او، از جمله یک عکس شخصی، دیده شده است. به گفته او، پس از دیدن این تصاویر خشونت شدت گرفته و مقصد سفر او از طریق بیسیم به جای دیگری اطلاع داده شده است.
بازداشت نخست سامان میگوید پس از رسیدن به مقصد، جایی برای اقامت نداشته و مدتی در کوچهها سرگردان بوده است. او میگوید سرانجام به هتلی رفته، اما پولش رو به اتمام بوده است.
به روایت او، روزی در وسط شهر و در حالی که دنبال اتاق و کار میگشته، از سوی جنگجویان طالبان متوقف و تلاشی شده و پس از پیدا شدن مدارک ترکیاش به یکی از حوزههای پلیس طالبان منتقل شده است. سامان میگوید در آنجا محتوای مدارک و تصاویر تلفنش بررسی شده است.
او میگوید بازجویان از او خواستهاند به تغییر مذهب و داشتن روابط همجنسگرایانه اعتراف کند و او از اعتراف خودداری کرده است.
سامان مدت دقیق این بازداشت را به یاد نمیآورد و میگوید در اتاقی تاریک نگهداری میشده که چراغ آن شبانهروز روشن بوده و تشخیص شب و روز در آن ممکن نبوده است. او میگوید در این مدت مورد ضربوشتم، شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفته است.
به روایت او، پس از مدتی و همزمان با یک عفو عمومی آزاد شده، اما مکلف شده نشانی و شماره تماس ثبت کند؛ در حالی که نشانی مشخصی نداشته است. سامان میگوید بدنش زخمی بوده، پولش گرفته شده و تلفنش با آسیبدیدگی به او بازگردانده شده است.
او میگوید پس از آزادی دیگر توان پرداخت هزینه هتل را نداشته و شبها در کوچهها و گاهی در مسجدها میخوابیده است.
بازداشت دوم
سامان میگوید شبی هنگام گشت شبانه، جنگجویان طالبان او را در کوچه دیده و ابتدا تصور کردهاند دزد است. به روایت او، پس از تلاشی دوباره به حوزه منتقل شده است.
او میگوید دستها و چشمانش بسته شده و بار دیگر مورد شکنجه قرار گرفته است. به گفته او، این بار تصاویری در تلفنش که مصرف مشروبات الکلی را نشان میداد نیز مبنای برخورد قرار گرفته و او با شلاق زده شده است. سامان میگوید به چوکی بسته شده و شیوههای مختلف شکنجه، از جمله چکاندن قطرهقطره آب بر سرش، بر او اعمال شده است. او همچنین از آزار جنسی با استفاده از سلاح سخن میگوید.
سامان میگوید سرانجام روزی که همراه چند بازداشتشده دیگر برای نماز برده میشده، فرصتی یافته، از دیوار بالا رفته و گریخته است. او میگوید میدانسته در صورت ماندن ممکن است زنده نماند.
مراجعه به کمپ مهاجران و آوارگی
سامان میگوید پس از فرار به یک کمپ مهاجران در همان شهر مراجعه کرده و وضعیتش را توضیح داده است. به گفته او، به وی پاسخ داده شده که در این مورد امکان حمایت کافی وجود ندارد و بهتر است در صورت امکان از افغانستان خارج شود. او میگوید مقداری غذا، دارو و پول دریافت کرده است.
سامان میگوید سپس به محله دیگری نقل مکان کرده تا شناسایی نشود و مدتی در یک زیارتگاه رفتوآمد داشته و شبانهروز دنبال کار میگشته است.
به روایت او، فردی که او را میشناخته به وی گفته که به اتهام ارتداد تحت تعقیب است و باید محل را ترک کند، در غیر این صورت ممکن است موضوع گزارش شود. سامان میگوید بار دیگر گریخته است.
او میگوید در محله دیگری در یک ساندویچی کار پیدا کرده، با مزد روزانه حدود ۵۰ افغانی کار میکرده و شبها در پارکینگ همان محل میخوابیده، اما پس از مدتی از آنجا نیز اخراج شده است. به گفته او، یک دستفروش نیز مدتی به او جا داده اما آن اقامت هم دوام نیاورده است.
سامان میگوید یکی از مشکلات اصلیاش این بوده که نتوانسته رفتار و ظاهرش را بهطور کامل تغییر دهد و همین موضوع باعث شک اطرافیان و ناامنی مکرر او شده است.
تلاش نخست برای خروج از افغانستان
سامان میگوید سرانجام تصمیم گرفته از افغانستان خارج شود و برای یافتن قاچاقبر به سمت نیمروز رفته است. او میگوید در آنجا با چند نفر آشنا شده که در میان آنان یک داکتر و یک نظامی پیشین نیز بودهاند.
به روایت او، گروهی حدود ۲۳ نفره با موتر به سمت مرز ایران حرکت کردهاند و بیشتر افراد گروه یکدیگر را از پیش نمیشناختهاند. سامان میگوید در بیابان از موتر پیاده شدهاند و مسیری به آنان نشان داده شده است. او میگوید به دلیل خستگی از گروه عقب مانده و آن نظامی پیشین مدتی همراهش مانده است.
سامان میگوید در مسیر باد شدیدی وزیده و آن دو راه و بقیه گروه را گم کردهاند و حدود دو شب در بیابان سرگردان بودهاند. به روایت او، جسد یکی از همراهان را پیدا کردهاند و سرانجام به روستایی رسیدهاند که ساکنان آن به زبان بلوچی صحبت میکردهاند. او میگوید در آن مرحله بیهوش بوده و همراهش او را به روستا رسانده است.
سامان میگوید بعدها اطلاع یافته که چند تن دیگر از آن گروه نیز در همان مسیر جان باختهاند. مرگ مهاجران در مسیرهای غیرقانونی مرزی افغانستان و ایران در سالهای اخیر بارها گزارش شده است. او میگوید سرانجام با دشواری فراوان به همان ولایتی که پیشتر در آن بوده بازگشته است.
تلاش دوم
سامان میگوید پس از مدتی تلفن همراهش را فروخته و این بار از مسیر اسلامقلعه تلاش کرده از افغانستان خارج شود. این تلاش نیز ناکام مانده و او به افغانستان بازگشته است.
سامان میگوید اکنون در یکی از ولایات افغانستان و در محلی زندگی میکند که چند دانشجو اتاق دارند و مدتی به او جا دادهاند. او میگوید حتی در این محل نیز احساس امنیت نمیکند.
سامان میگوید خسته و درمانده است و بارها ناچار شده از محلی به محل دیگر بگریزد و هیچگاه سرپناه، امنیت، کار یا حمایت ثابتی نداشته است.
آنچه راوی از انتشار این روایت میخواهد
سامان میگوید این روایت را برای جلب ترحم بازگو نکرده است. به گفته او، هدفش این است که مخاطبان بدانند پشت واژههایی مانند «دیپورت»، «بازگشت» و «مهاجر برگشته»، گاهی زندگی یک انسان قرار دارد.
او میگوید هویت و احساساتش را خود انتخاب نکرده و به دلیل همین هویت و باورها در مسیر زندگیاش با خشونت و تبعیض روبهرو شده است.
سامان میگوید امیدوار است روایتش باعث شود افرادی که در شرایط مشابه قرار دارند احساس تنهایی مطلق نکنند. او در پایان میگوید تنها خواستهاش زنده ماندن، داشتن امنیت و زندگی عادی است.
بر اساس مقررات اعلامشده از سوی رژیم طالبان، روابط همجنسگرایانه و تغییر مذهب جرم شمرده میشود و مجازاتهای سنگین، از جمله اعدام، برای آن پیشبینی شده است. سازمانهای حقوق بشری از سال ۲۰۲۱ به این سو، گزارشهایی درباره بازداشت، شکنجه و آزار اعضای اقلیتهای جنسی در افغانستان منتشر کردهاند.
بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان و کنوانسیون منع شکنجه، اصل «عدم بازگرداندن» دولتها را از بازگرداندن افراد به کشوری که در آن در معرض خطر شکنجه یا آزار قرار دارند منع میکند.
کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در سالهای اخیر بارها نسبت به بازگرداندن اجباری شهروندان افغانستان بدون بررسی جداگانه پرونده فردی هشدار داده است.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید