اشغال با استعمار؛ وقتی «منافع ملی» به منفعت حاکمان تبدیل می‌شود

استقلال و آزادی را چگونه باید سنجید؛ با شعارها و پروژه‌های عمرانی یا با زندگی واقعی شهروندان؟ این یادداشت نشان می‌دهد چگونه تعریف منافع ملی می‌تواند در نظام‌های اقتدارگرا از منافع عمومی فاصله بگیرد و به ابزاری برای حفظ قدرت تبدیل شود؛ مسئله‌ای که در افغانستان امروز، با محدودیت آموزش، حذف اجتماعی زنان و بحران مهاجرت، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

قرارداد وستفالی نقطه مهمی در شکل‌گیری نظم دولت‌ـ‌ملت و روابط مدرن میان کشورها بود؛ نظمی که در آن، با وجود تفاوت نظام‌های سیاسی، مفهوم «منافع ملی» به یکی از پایه‌های رفتار دولت‌ها در عرصه داخلی و بین‌المللی تبدیل شد. اما پرسش اساسی این است که چه کسی منافع ملی را تعریف می‌کند و این منافع در خدمت چه کسانی قرار می‌گیرد؟

در نظام‌های مبتنی بر رأی و مشارکت عمومی، دست‌کم در نظریه، منافع ملی باید برآمده از منافع و خواست عمومی باشد. در نظام‌های اقتدارگرا، پادشاهی‌های مطلقه و نظام‌های تمامیت‌خواه، اما فاصله میان منفعت حاکم و منفعت عمومی می‌تواند افزایش یابد و طبقه حاکم بکوشد منافع خود را به‌عنوان «منافع ملی» به جامعه بقبولاند.

این فرایند تنها با ابزار سیاسی انجام نمی‌شود. سانسور، محدود کردن آموزش، حذف گروه‌های اجتماعی از عرصه عمومی و تغییر نظام آموزشی می‌تواند به ابزاری برای بازتولید قدرت تبدیل شود. هنگامی که بخشی از جامعه از تحصیل و دسترسی آزاد به اندیشه محروم می‌شود، امکان شکل‌گیری تفکر انتقادی نیز محدود خواهد شد.

یکسان‌سازی فکری نیز مرحله دیگری از این روند است؛ جامعه باید تا حد امکان شبیه الگوی مطلوب حاکمان شود. در چنین شرایطی، آموزش فلسفه سیاسی، آزادی، تفکیک قوا و اندیشه‌های متفاوت می‌تواند با روایت رسمی قدرت در تعارض قرار گیرد؛ زیرا اندیشه انتقادی، امکان پرسش از تعریف رسمی «منافع ملی» را افزایش می‌دهد.

در عرصه بین‌المللی نیز کشوری که توان اثرگذاری بر مناسبات جهانی را ندارد، ناگزیر از تأثیرپذیری از آن مناسبات است. بنابراین، استقلال را نمی‌توان صرفاً در قطع ارتباط با جهان، محدود کردن تجارت یا تلاش برای تولید همه نیازهای داخلی خلاصه کرد. اقتصاد مدرن بر پایه تعامل، تقسیم کار و وابستگی متقابل شکل گرفته است.

مزیت مطلق و مزیت نسبی نیز نشان می‌دهد کشورها لزوماً نباید همه کالاها را خود تولید کنند. مسئله اصلی، یافتن جایگاه مؤثر در اقتصاد جهانی و برخورداری از توان تولید و عرضه کالاها و خدماتی است که بتواند برای کشور ارزش اقتصادی ایجاد کند.

از این منظر، پرسش درباره استقلال افغانستان فقط این نیست که چه مقدار از نیازهای کشور در داخل تولید می‌شود؛ پرسش مهم‌تر آن است که افغانستان چه جایگاهی در اقتصاد منطقه و جهان دارد و شهروندان آن تا چه اندازه از دستاوردهای این تعاملات بهره‌مند می‌شوند.

اگر استقلال صرفاً با ساخت چند جاده، تغییر نام پروژه‌ها یا نمایش‌های تبلیغاتی سنجیده شود، اما زنان از آموزش و کار محروم باشند، جوانان برای یافتن امنیت و آینده راه مهاجرت در پیش بگیرند و شهروندان افغانستانی در مسیرهای مهاجرتی جان ببازند، مفهوم استقلال از زندگی واقعی مردم فاصله گرفته است.

آزادی نیز صرفاً به معنای خروج یک گروه از کوهستان و ورود آن به شهر نیست. آزادی، در معنای سیاسی و مدرن، با حقوق فردی، مشارکت اجتماعی، آموزش، انتخاب و امکان نقد قدرت پیوند دارد. بنابراین، میان آزادی به‌عنوان شعار سیاسی و آزادی به‌عنوان تجربه روزمره شهروندان فاصله‌ای جدی وجود دارد.

در چنین شرایطی، مسئله فقط تغییر نام‌ها و چهره‌ها نیست. اگر ساختار قدرت همچنان شهروندان را از حق انتخاب، آموزش، مشارکت و نقد محروم کند، تغییر صاحبان قدرت لزوماً به معنای تغییر ماهیت رابطه میان حاکم و جامعه نخواهد بود.

آزادی زمانی معنا پیدا می‌کند که جوان افغانستانی برای زنده ماندن در مسیر مهاجرت جان خود را از دست ندهد؛ خانواده افغانستانی برای دستیابی به امنیت و آینده آواره نشود و شهروندان این سرزمین در کشورهای میزبان با تحقیر و تبعیض مواجه نباشند.

از این منظر، استقلال زمانی می‌تواند به یک مفهوم واقعی و نه صرفاً یک شعار سیاسی تبدیل شود که معیار آن زندگی شهروندان باشد؛ نانی که بر سفره آنان قرار می‌گیرد، آموزشی که فرزندانشان دریافت می‌کنند، آزادی‌ای که تجربه می‌کنند و آینده‌ای که بتوانند در سرزمین خود برای آن برنامه‌ریزی کنند.

مسئله اصلی، تقابل میان «استقلال» و «وابستگی» نیست؛ مسئله این است که استقلال برای چه کسی و با چه معیاری تعریف می‌شود. اگر منافع حاکمان جای منافع شهروندان را بگیرد، حتی پررنگ‌ترین شعارهای استقلال و آزادی نیز نمی‌توانند شکاف میان قدرت و جامعه را پنهان کنند.

📢 وقتی صدای مردم خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
تلگرام | واتس‌آپ | اینستاگرام | فیس‌بوک | صفحه فرهنگ و ادب در فیس‌بوک

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید: