نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
آنان صبحگاهان با دلهایی سرشار از امید، خانه را ترک کردند؛ کولهپشتی و کتاب به دوش، قدمهای شاد و امیدوار، و در ذهنشان تصویری از افغانستانی بهتر که خود میخواستند بسازندش. آنها صرفاً دانشآموز نبودند؛ سازندگان فردای این سرزمین بودند؛ دخترانی که آرزو داشتند دانش بیاموزند، رشد کنند، به مردمشان خدمت کنند و در بنای آیندهای درخشان برای میهن سهیم باشند.
اما هیچیک گمان نمیبردند که این مسیر به سوی مکتب، واپسین گامهای عمرشان باشد؛ نمیدانستند که بهجای بازگشت به آغوش گرم مادر و صدای خوشآمدگویی خانواده، طعمه انفجاری ناجوانمردانه خواهند شد و از دل صنف درس و رؤیاهایشان، راهی سرای همیشگی خواهند گشت. لحظهای که باید سرشار از یادگیری و شادی باشد، به لحظه وداع ابدی بدل شد.
چه اندوه جانکاهی است این؛ دخترانی که باید معماران فردا میشدند، امروز خود قربانی فروپاشی همان فردا شدند. دستانی که باید قلم و کتاب را در دست میگرفتند، در سکوت خاک آرمیدند.
قرار بود قلم بردارند و برای سرزمینشان بنویسند، اما بهجایش خونشان بر خاک جاری شد. قرار بود روزی پزشک، آموزگار، مهندس، نویسنده یا از پیشگامان جامعه باشند؛ کسانی که میتوانستند دردهای این مردم را درمان کنند و نسلهای بعدی را روشنایی بخشند؛ ولی یک هجوم خونبار، رؤیاهایشان را نیمهکاره رها کرد.
مادران در انتظار بودند تا دخترانشان با کولهپشتی زیر بغل و لبخند بر لب به خانه برگردند و از درسهای امروزشان بگویند؛ اما بهجای صدای گامهای کوچکشان بر آستانه در، اینبار تابوتهای کوچک به خانه رسید و سکوتی سنگینتر از هر واژهای بر آن خانهها سایه افکند.
این حادثه فقط پایان زندگی چند دانشآموز نیست؛ بخشی از آرزوهای یک ملت است که به خاک سپرده میشود. با هر دختری که از دست میرود، بخشی از فردای این سرزمین نیز خاموش میگردد.
هر دختری که امروز کتاب به دست به سوی مکتب میرود، نشانهای است از امید به روزهای بهتر افغانستان؛ و هر دختری که با حملهای بزدلانه از میان ما ربوده میشود، زخمی دیگر بر پیکر این سرزمین است؛ زخمی که هیچگاه بهطور کامل التیام نخواهد یافت.
به خانوادههای سوگوار این دختران بیگناه، تسلیت عمیق خود را ابراز میدارم و برایشان صبر و تحمل این مصیبت بزرگ را آرزومندم.
باشد روزی فرا رسد که در افغانستان، دیگر هیچ مادری از فرستادن فرزندش به مکتب نترسد و هیچ دختری با کتاب به مکتب نرود تا با تابوت به خانه بازگردد؛ روزی که مکتبها فقط جای دانش و امید باشند، نه محل درد و فقدان.
از ساختن فردا تا سفر به خانه ابدی؛ چه فاصلهٔ دردناکی است برای دخترانی که تنها گناهشان، آرزوی زندگی بهتر و فردایی روشنتر بود.
یادشان گرامی، روحشان آرام، و آرزوهای ناتمامشان همچون چراغی، راه افغانستان را روشن نگه دارد.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید