چرا گاهی گرفتار قوم‌گرایی و حسادت می‌شویم؟

تنوع قومی، زبانی و فرهنگی افغانستان می‌تواند سرمایه‌ای ارزشمند برای همدلی و پیشرفت باشد، اما گاهی قوم‌گرایی، حسادت و ناتوانی در پذیرش موفقیت دیگران، این سرمایه را به چالشی اجتماعی تبدیل می‌کند. بررسی ریشه‌های تاریخی، کمبود فرصت‌ها و نقش شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند به درک بهتر این پدیده و تقویت فرهنگ همدلی کمک کند.

افغانستان سرزمینی است که اقوام، زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. این تنوع می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های اجتماعی جامعه باشد، اما گاهی به‌جای آن‌که زمینه‌ساز همدلی و همبستگی شود، به دیواری میان انسان‌ها تبدیل شده است. پرسشی که ذهن بسیاری از جوانان را درگیر می‌کند، این است: چرا گاهی از پیشرفت یکدیگر خوشحال نمی‌شویم؟ چرا موفقیت یک انسان، به‌جای آن‌که مایه افتخار و انگیزه باشد، بهانه‌ای برای حسادت، قضاوت یا تعصب می‌شود؟

البته نمی‌توان همه مردم افغانستان را قوم‌گرا یا حسود دانست؛ بسیاری از مردم از یکدیگر حمایت می‌کنند و از موفقیت هم‌وطنان خود شادمان می‌شوند. با این حال، وجود این پدیده در بخشی از جامعه انکارناپذیر است و ریشه‌های آن را باید در بستر تاریخی، فرهنگی و شرایط اجتماعی جامعه جست‌وجو کرد.

یکی از مهم‌ترین عوامل، زخم‌های تاریخی و تجربه‌های طولانی بی‌ثباتی است. دهه‌ها جنگ، ناامنی و رقابت‌های سیاسی، اعتماد میان گروه‌های مختلف را آسیب‌پذیر کرده است. در بسیاری از دوره‌ها، هویت قومی به ابزاری برای کسب و حفظ قدرت تبدیل شده و این ذهنیت را در بخشی از جامعه پدید آورده است که موفقیت یک گروه، به معنای عقب‌ماندن گروه دیگر است؛ در حالی که پیشرفت پایدار یک جامعه زمانی تحقق می‌یابد که همه شهروندان، فارغ از تعلقات قومی و زبانی، از فرصت‌های برابر برای رشد برخوردار باشند.

عامل دیگر، کمبود و نابرابری در دسترسی به فرصت‌هاست. هنگامی که فرصت‌های آموزش، کار و پیشرفت محدود باشد، موفقیت دیگران ممکن است نه حاصل تلاش و شایستگی، بلکه سهمی تلقی شود که از دیگران گرفته شده است. در چنین شرایطی، رقابت سالم می‌تواند جای خود را به حسادت، بدبینی و تخریب بدهد؛ در حالی که موفقیت یک انسان، چیزی از ارزش و توانایی انسان دیگر نمی‌کاهد.

شبکه‌های اجتماعی نیز در تشدید این احساس بی‌تأثیر نبوده‌اند. امروز بسیاری از مردم نتیجه و نمود بیرونی موفقیت دیگران را می‌بینند، اما کمتر با مسیر دشوار، شکست‌ها و تلاش‌های پشت آن آشنا هستند. این مقایسه مداوم می‌تواند احساس ناکامی و حسادت را افزایش دهد؛ پدیده‌ای که تنها به افغانستان محدود نیست، اما در جوامعی که با فشارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتری روبه‌رو هستند، ممکن است برجسته‌تر شود.

قوم‌گرایی نیز زمانی به یک چالش اجتماعی تبدیل می‌شود که هویت قومی بر انسانیت و معیارهای مشترک اجتماعی پیشی بگیرد. دوست داشتن زبان، فرهنگ و ریشه‌های خود، حق طبیعی هر انسانی است، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که ارزش یک انسان را نه بر پایه اخلاق، دانش و شایستگی، بلکه صرفاً بر اساس تعلقات قومی او ارزیابی کنیم.

اگر می‌خواهیم آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید فرهنگ حمایت از یکدیگر و پذیرش موفقیت دیگران را تقویت کنیم. باید بیاموزیم که موفقیت یک نویسنده، خبرنگار، دانشجو، هنرمند یا کارآفرین افغانستانی، تنها یک دستاورد فردی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از سرمایه انسانی و اجتماعی همه ما باشد. جامعه‌ای که انسان‌هایش دست یکدیگر را می‌گیرند، ظرفیت بیشتری برای رشد و پیشرفت دارد تا جامعه‌ای که افراد آن انرژی خود را صرف پایین کشیدن یکدیگر می‌کنند.

شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای پرسیدن «او از کدام قوم است؟» بپرسیم: «او چه کرده که می‌توان از او آموخت؟» زیرا آینده افغانستان نه بر پایه تعصب و حذف، بلکه با احترام متقابل، عدالت، پذیرش تفاوت‌ها و همدلی ساخته خواهد شد.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس