نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
ما وارثان تمدنی هستیم که روزگاری به جهان علم میآموخت!
در محوطه سازمان ملل متحد در وین، مجسمههای چهار تن از بزرگترین دانشمندان تاریخ ما، ابنسینا، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و عمر خیام، با افتخار نشستهاند.
هر روز دیپلماتها، کارشناسان و مهمانانی از سراسر جهان از کنار آنها میگذرند؛ بسیاری میایستند، نامها را میخوانند و شاید برای نخستین بار درمییابند که بخشی از دانشی که امروز در اختیار بشر است، از دل سرزمینهای ما برخاسته است.
این بزرگان متعلق به روزگاری بودند که مرزهای امروزی افغانستان و کشورهای همسایه وجود نداشت.
سرزمین ما نیز بخشی از همان حوزه بزرگ تمدنی و علمی بود که چنین اندیشمندانی را پرورش داد. خراسان بزرگ، با شهرهایی چون بلخ، غزنی، هرات، نیشابور، مرو و بخارا، روزگاری یکی از کانونهای دانش جهان بود؛ جایی که کتابخانهها پر از نسخههای خطی بود و دانشمندان از شهری به شهر دیگر سفر میکردند تا بیاموزند و بیاموزانند.
پیوند این چهرهها با سرزمین ما، پیوندی زنده است. پدر ابنسینا از بلخ بود؛ همان ابنسینایی که «قانون» او قرنها در دانشگاههای اروپا مرجع پزشکی به شمار میرفت.
ابوریحان بیرونی سالهای پربار زندگی علمیاش را در غزنی گذراند و از همانجا با دقتی شگفتانگیز درباره زمین، آسمان و فرهنگ ملتها نوشت. زکریای رازی، پزشک و شیمیدانی که آبله و سرخک را از هم بازشناخت، و عمر خیام، ریاضیدان و منجمی که در تنظیم یکی از دقیقترین گاهشمارهای تاریخ سهم داشت و رباعیاتش هنوز در جهان خوانده میشود، همه فرزندان همین حوزه تمدنیاند.
هر بار که به این مجسمهها نگاه میکنم، با خود میاندیشم: اگر نیاکان ما توانستند چراغ دانش را برای جهان روشن کنند، چرا فرزندان امروز ما نتوانند؟ آن دانشمندان نیز در روزگاری بیدغدغه زندگی نکردند. جنگ، ناامنی، تغییر حکومتها و آوارگی را تجربه کردند، اما دست از آموختن و نوشتن برنداشتند. دانش آنان در دل همان دشواریها شکل گرفت.
تاریکی امروز افغانستان همیشگی نیست. اما روشنایی فردا خودبهخود از راه نمیرسد. باید آن را با آموزش، تلاش، همدلی و مسئولیتپذیری تکتک ما ساخت.
در روزگاری که درهای مکتب و دانشگاه به روی بسیاری از دختران این سرزمین بسته است، یادآوری این میراث بیش از هر زمان دیگری معنا دارد. تمدنی که ابنسینا و بیرونی را پرورد، تمدنی بود که دانش را ارج مینهاد، نه آن را از نیمی از جامعه دریغ میکرد.
بیایید به جای آنکه تنها به افتخارات گذشته ببالیم، دست به دست هم بدهیم تا نسلهای آینده نیز افتخارآفرین باشند.
هر کتابی که به دست کودکی میرسد، هر کلاسی که حتی در خانهای کوچک برپا میشود، و هر معلمی که با وجود همه سختیها از آموختن دست نمیکشد، آجری است در بنای همان فردایی که آرزویش را داریم.
افتخار واقعی ما زمانی است که جهان، نه فقط از دانشمندان هزار سال پیش ما، بلکه از دانشمندان امروز و فردای افغانستان نیز تجلیل کند.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید