والی طالبان در هرات: شیعیان در طول تاریخ ایادی کفارند

نور احمد اسلام‌جار، والی طالبان در هرات و از نظریه‌پردازان این گروه، در کتابی درباره عقاید، تشیع را فرقه‌ای قبوری و تکفیری خوانده و شیعیان را در طول تاریخ ایادی کفار دانسته است؛ موضعی که درباره نگاه فکری طالبان به میلیون‌ها شهروند شیعه افغانستان پرسش‌های جدی برمی‌انگیزد و این موضع نگرانی‌های جدی ایجاد می‌کند.

عقیده‌ رسمی یک والی طالبان درباره‌ی شیعیان؛ پرسشی که دیگر نمی‌توان از آن گریخت

نور احمد اسلام‌جار، والی طالبان در هرات و از نظریه‌پردازان ارشد این گروه، صاحب اثری است به زبان عربی با عنوان «مباحث فی العقیده الماتریدیه المسمّى معتمد ماترید من معتقد ماترید». این کتاب، برخلاف ظاهر آکادمیک عنوانش، صرفاً اثری کلامی در گوشه‌ یک کتابخانه نیست.

این نوشته‌ کسی است که امروز سرنوشت یکی از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین ولایات افغانستان را در دست دارد. از همین رو، آنچه در صفحات این کتاب درباره‌ تشیع آمده، دیگر یک اختلاف مذهبی صرف نیست؛ بلکه می‌تواند به سندی سیاسی و حقوقی علیه میلیون‌ها شهروند افغانستان بدل شود.

۱- تشیع را با یک حکم کلی می‌کوبد، سپس از صدور حکم شرعی می‌گریزد

اسلام‌جار در صفحه‌ ۲۰۰ می‌نویسد: «التَّشَیُّعُ: فرقهٌ قبوریَّهٌ تکفیریَّهٌ غالیهٌ فی محبَّه أهل البیت وبغض الصحابه، مؤسسها عبد الله بن سبأ الیهودی.» او تشیع را «فرقه‌ای قبوری، تکفیری و غالی در محبت اهل‌بیت و بغض صحابه» می‌خواند و بنیان‌گذار آن را «عبدالله بن سبأ یهودی» معرفی می‌کند.

اما تناقض از همین‌جا آغاز می‌شود. در صفحه‌ ۲۰۴، هنگام بحث از حکم کفر، می‌نویسد هر کس از این فرقه‌ها منکر ضروریات قطعی دین باشد کافر است، اما بلافاصله می‌افزاید: «ولا بد من الاحتیاط فی تکفیر الفرقه بتمامها، فلعل فیهم الجاهل منها أو المنکر لها أو المؤول.»

یعنی در تکفیر تمام یک فرقه باید احتیاط کرد، چه‌بسا در میان آنان کسانی باشند که جاهل، منکر یا تأویل‌کننده‌ این عقاید باشند. این دو گزاره در کنار هم نمی‌گنجد: اگر تکفیر یک فرقه نیازمند احتیاط است، عنوان‌دهی نخستین با برچسب «تکفیری» بر کل تشیع چه توجیهی دارد؟

۲- ادعای بزرگ تاریخی با استنادهای محل مناقشه

همان صفحه، بنیان‌گذاری تشیع را به «عبدالله بن سبأ یهودی» نسبت می‌دهد و برای اثبات این ادعا به روایاتی از قمی، نوبختی، کشی، صدوق، طوسی، ابن‌شهرآشوب و مجلسی استناد می‌کند. از این مجموعه، نتیجه‌ای به‌غایت بزرگ گرفته می‌شود: «پس تشیع ساخته‌ یک یهودی است.»

این روایت، که در ادبیات کلامیِ ضدشیعی سابقه‌ای طولانی دارد، از سوی بسیاری از مورخان و پژوهشگران به‌دلیل ضعف سندی و اختلاف‌نظر جدی درباره‌ اصل وجود تاریخی این شخصیت، محل مناقشه است. طرح چنین ادعایی به‌عنوان یک واقعیت قطعی درباره‌ خاستگاه یک مذهب اسلامی، یک گزاره‌ ایدئولوژیک است که در لباس تاریخ‌نگاری عرضه می‌شود.

۳- یکی‌گرفتن فرقه‌های ناهمسان

از صفحه‌ ۲۰۰ تا ۲۰۴، امامیه در کنار نصیریه و حلولیه قرار می‌گیرد و عقاید افراطی برخی جریان‌های حاشیه‌ای ذکر می‌شود. در پایان، نویسنده ناچار می‌شود بگوید ممکن است در میان پیروان این مذاهب کسانی باشند که چنین عقایدی را نه بدانند و نه بپذیرند.

همین اعتراف، پرسش اساسی را پیش می‌کشد: اگر میان پیروان این مذاهب تفاوت اعتقادی جدی وجود دارد، چرا همه در یک حکم کلی قرار می‌گیرند؟ اگر تفکیک لازم است، تعمیم نخستین نادرست است؛ و اگر تعمیم روا باشد، احتیاط بعدی دیگر معنایی ندارد.

۴- از کلام به سیاست؛ «دستیاران کفار در طول تاریخ»

در صفحه‌ ۲۰۱ می‌نویسد: «وهم أیادی الکفار بین المسلمین فی طول التاریخ»؛ یعنی آنان «دستیاران کفار در میان مسلمانان در طول تاریخ» بوده‌اند. این جمله، مرز میان کلام و سیاست را از میان برمی‌دارد.

توصیف یک جامعه‌ مذهبی بزرگ به‌عنوان عامل نفوذ دشمن در طول تاریخ، دیگر بحثی الهیاتی نیست؛ اتهامی سیاسی-امنیتی است که می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری علیه یک اقلیت مذهبی قرار گیرد.

کسی که میلیون‌ها مسلمان را «ایادی کفار» می‌خواند، دیگر نمی‌تواند بدون توضیح درباره‌ این تعبیر، از همزیستی و حقوق شهروندی برابر با آنان سخن بگوید.

۵- سنگین‌ترین تعبیر؛ «شیعیان دروغگوترین طوایف‌اند»

در همان صفحه، به ابن‌تیمیه استناد شده است: «الشیعه أکذب الطوائف»؛ یعنی «شیعیان دروغگوترین طوایف‌اند». نقل یک دیدگاه تاریخی-کلامی در یک اثر علمی موضوعی جداست.

اما هنگامی که نویسنده‌ چنین اثری هم‌زمان یک مقام بلندپایه‌ رژیم طالبان و والی این گروه در یکی از مهم‌ترین ولایات افغانستان است، این نقل دیگر صرفاً یک ارجاع تاریخی نیست، بلکه پرسشی جدی برمی‌انگیزد: آیا این ادبیات، موضعی شخصی و صرفاً تاریخی است، یا بازتاب نگاه فکری حاکم بر نظام سیاسی طالبان؟

۶- پاسخ این ادبیات را می‌توان از دل منابع خودِ اهل سنت یافت

نکته‌ درخور توجه این‌جاست که برای نقد این ادبیات، حتی نیازی به استناد به منابع شیعه نیست. در «العقیده الطحاویه»، از متون شناخته‌شده‌ اعتقادی اهل سنت، آمده است: «ونسمّی أهل قبلتنا مسلمین مؤمنین» و نیز: «ولا نکفّر أحداً من أهل القبله بذنب ما لم یستحلّه.»

در صحیح بخاری نیز از پیامبر روایت شده است: «من صلى صلاتنا، واستقبل قبلتنا، وأکل ذبیحتنا، فذلک المسلم…»؛ یعنی کسی که نماز ما را می‌خواند، رو به قبله‌ ما می‌ایستد و از ذبیحه‌ مسلمانان می‌خورد، مسلمان است. این، معیاری شرعی و عملی است؛ در برابر آن، برچسب‌هایی مانند «قبوری» و «ایادی کفار»، معیارهایی سیاسی و ایدئولوژیک‌اند.

۷- قرآن؛ تحقیق پیش از داوری و حرمت شتاب در تکفیر

در قرآن آمده است: «إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ اگر فاسقی خبری برای شما آورد، تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به قومی آسیب برسانید و سپس پشیمان شوید. و می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ»؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند.

بر این اساس، تکفیر فرد یا گروهی مسلمان، میدان شعار و تعصب نیست؛ میدان بینه، تحقیق، احتیاط و مسئولیتی سنگین در پیشگاه الهی است.

۸- پرسشی که طالبان دیگر نمی‌تواند از آن بگریزد

اگر در مبانی فکری یکی از نظریه‌پردازان ارشد طالبان و والی این رژیم در هرات، تشیع «فرقه‌ قبوری و تکفیری»، «ایادی کفار در طول تاریخ» و «دروغگوترین طوایف» توصیف می‌شود، این پرسش پیش می‌آید که مبنای سیاست طالبان در قبال جمهوری اسلامی ایران، عراق و سایر بلاد شیعه‌نشین بر چه اساسی استوار است.

مهم‌تر از آن: مبنای رفتار این رژیم با میلیون‌ها شهروند شیعه‌ خود افغانستان چیست؟

اگر این ادبیات بخشی از دستگاه فکری حاکم بر یکی از ارکان حکومت باشد، جامعه‌ افغانستان و افکار عمومی حق دارند بدانند حقوق میلیون‌ها شیعه‌ افغانستان بر کدام مبنا استوار است: بر اخوت ایمانی اهل قبله، یا بر اتهام «ایادی کفار».

مسئله فقط تهران نیست. مسئله کابل، هرات، بامیان، دایکندی، غزنی و هزاران خانواده‌ افغانستانی است؛ مردمی که نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند و خود را مسلمان می‌دانند. این مردم حق دارند بدانند: آیا رژیم مستقر در کابل آنان را مسلمانانی هم‌کیش می‌شمارد، یا «متهمانی تاریخی»؟

در نهایت، پرسش اصلی همچنان باقی است: عقیده‌ یک نویسنده، امری شخصی است؛ اما وقتی نویسنده، والی و نظریه‌پرداز ارشد یک رژیم حاکم باشد، آیا این عقیده هنوز صرفاً یک نظر شخصی است، یا بازتاب سیاست یک رژیم در برابر میلیون‌ها شهروند است؟

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید: