نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مریم در کابل، در میان مسئولیتهای سنگین خانه و بیماری مادر، بزرگ شد اما هرگز از پرسیدن و مطالبهی حق دست نکشید. او کمکم وارد فعالیتهای اجتماعی شد، صدای زنان خاموشمانده را شنید و با وجود خستگی و شکستنهای پیاپی، دوباره برخاست. سرانجام مسئولیت رهبری یک نهاد را بر عهده گرفت و ثابت کرد که قدرت واقعی، در برخاستن پس از سقوط نهفته است.
او هجدهساله بود که مادرش را از دست داد و امنیت کودکیاش را با او. رفتار نامادری، سقوط جمهوری که دانشگاهش را از او گرفت و ازدواجی که برای گریز از تنهایی برگزید، رنجی مشابه در خانهی همسر رقم زد. این روایت، صدای دختری از افغانستان است که میپرسد چرا زنی باید رنج زنی دیگر را افزون کند.
انسان بوم زندگی را انتخاب نمیکند، اما میتواند با شناخت محدودیتها، پذیرش ناکامی، بهرهگیری از تجربه و اتکا به عقل و اراده، نقش خود را بر این بوم بیافریند.
سعید موسوی در یادداشتی شخصی و تحلیلی، تجربههای کودکی خود را با نگاه دینی و علمی به مفهوم آخرالزمان پیوند میزند؛ جایی که تضاد میان برداشت کودکانه و نگرانی سنتی، پرسشی بنیادین درباره معنای واقعی پایان جهان را برمیانگیزد.
سال نو با پیام تحول، همبستگی و امید آغاز میشود. نوروز فرصتی است برای بازنگری در امیدها، تجدید روابط و ساختن آیندهای سرشار از آرامش و پیشرفت.
صفحه ما را دنبال کنید