نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
این یادداشت از زبان دختران و زنان افغانستان، پانزدهم آگست را یادآور محدودیتهای گسترده در مسیر آموزش، کار و تحقق آرزوهای آنان میداند و با استناد به آیات قرآن، بر ارزش علمآموزی، کرامت انسانی و نقش زنان در ساختن آینده افغانستان تأکید میکند.
در منطقهای دوردست در مزارشریف، دخترکانی زندگی میکنند که پس از صنف ششم دیگر امکان ادامه آموزش را ندارند. این روایت، شرح دیدار با کودکانی است که با وجود محرومیتها و محدودیتهای موجود، همچنان رویاهای خود را در ذهن حفظ کردهاند؛ دیداری که به تلاشی کوچک برای ایجاد لحظاتی متفاوت و شاد برای آنان انجامید.
اعلام نتایج کانکور ۱۴۰۵ افغانستان، با معرفی برترین داوطلبان، بار دیگر توجهها را به وضعیت نظام آموزشی این کشور جلب کرد. این موفقیتها در حالی رقم خورده که دختران برای چهارمین سال پیاپی از شرکت در کانکور و ورود به دانشگاهها محروم ماندهاند؛ وضعیتی که بحران عدالت آموزشی و پیامدهای توسعهای آن را بیش از پیش برجسته میکند.
گاهی زندگی درهایش را بیرحمانه میبندد؛ درست همانجا که خیال میکنی همهچیز تمام شده، نوری از جایی دور پیدا میشود. روایت حمیدی، قصهٔ دختریست که از پشت پنجرههای بستهٔ مکتب، دوباره راهی به سوی روشنایی یافت؛ راهی که با گوهرشاد بیگم آغاز شد و امید را به قلبش برگرداند.
روایت مقدس قربانی، دختر هفدهسالهای از افغانستان، سفری است از دل روزهایی که ترس و ناامنی بر زندگی کودکان سایه انداخته بود. این حکایت، نه صرفاً بازگویی خاطرات یک نوجوان، بلکه تصویری زنده از مقاومت نسل دخترانی است که در میان محدودیتها، رؤیاهایشان را زنده نگه داشتهاند و با امید، راه خود را در تاریکی جستوجو میکنند.
پس از بستهشدن مکاتب و دانشگاهها بر روی دختران افغانستان توسط طالبان، آینده هزاران دختر دانشآموز در تاریکی فرو رفت. در این شرایط، مکاتب آنلاین بهعنوان روزنهای تازه پدیدار شدند. «گوهرشاد بیکم» بههمت فخریه سمندری، بنیانگذار و فعال آموزش، چراغی برای یادگیری و امید شد. روایت «از دل تاریکی تا لبخند امید» نوشتهی اسما احمدی، صنف نهم، است.
صفحه ما را دنبال کنید
لطفاً برای ادامه، اطلاعات خود را وارد کنید.