نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
«فکر میکردم سقوط یک نظام، سقوط رؤیاهایم هم هست» خدیجه نصرتی اینگونه داستان زندگیاش را آغاز میکند؛ دختری که با بستهشدن درهای دانشگاه توسط رژیم طالبان، ناچار مسیر تازهای برای آموختن یافت. او از زبان خودش میگوید چگونه زبان ترکی و فرانسوی آموخت، استاد آنلاین شد و سرانجام از طریق دانشگاه آنلاین زنان به رشته دلخواهش بازگشت. آیا این روایت میتواند الهامبخش دختران دیگر باشد؟
همزمان با پنجمین سالگرد تسلط رژیم طالبان بر افغانستان، گزارشها نشان میدهد که جامعه با فقر، آوارگی و محرومیت گسترده زنان از حقوق اولیه مواجه است. با این حال، کانون آزادی افغانستان با یادآوری رنجهای پنج سال گذشته تاکید میکند که مبارزه زنان برای آزادی، برابری و کرامت انسانی همچنان ادامه دارد و دادخواهان در برابر ظلم سکوت نخواهند کرد.
درگیری شدید میان طالبان و افراد فرمانده ناراضی در بدخشان بار دیگر آتش ناامنی را در شمال سوزانده است. استفاده رژیم طالبان از چرخبالهای جنگی در مناطق مسکونی و حملات هوایی به بازار ولسوالی نسی، نقض آشکار حقوق شهروندان است.
استقلال و آزادی را چگونه باید سنجید؛ با شعارها و پروژههای عمرانی یا با زندگی واقعی شهروندان؟ این یادداشت نشان میدهد چگونه تعریف منافع ملی میتواند در نظامهای اقتدارگرا از منافع عمومی فاصله بگیرد و به ابزاری برای حفظ قدرت تبدیل شود؛ مسئلهای که در افغانستان امروز، با محدودیت آموزش، حذف اجتماعی زنان و بحران مهاجرت، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
دادگاه کیفری بینالمللی، براساس اسناد محرمانه، برای دو مقام دیگر طالبان حکم بازداشت صادر کرده است؛ اقدامی که در صورت تأیید رسمی میتواند دامنه رسیدگی قضایی به سیاستهای طالبان در قبال زنان و دختران را گسترش دهد. هویت این دو مقام هنوز اعلام نشده و جزئیات اتهامهای مطرحشده علیه آنان نیز همچنان محرمانه است.
عباس کوثری، روزنامهنگار، در روایتی از سقوط مزارشریف در ۱۷ و ۱۸ اسد ۱۳۷۷، از کشتار گسترده مردان هزاره، تلاشی خانهبهخانه طالبان و روزهای پرهراس پس از سقوط شهر میگوید. او خاطرات خود از پناه گرفتن در خانه، حضور نیروهای طالبان در همسایگی و نقش یک چوکیدار در جلوگیری از تلاشی خانهشان را با جزئیاتی تکاندهنده روایت میکند.
صفحه ما را دنبال کنید