ما به هیچ‌کس زیبایی بدهکار نیستیم

هلن فارمن با انتشار تصویری بدون آرایش و روایت تجربه شخصی خود، از فشارهای فرهنگی و مردسالارانه بر زنان برای جوان و زیبا ماندن انتقاد می‌کند. او تأکید دارد که ارزش زنان به ظاهر، جوانی یا جذابیت جنسی وابسته نیست و خودپذیری را شکلی از مقاومت در برابر این نگاه تبعیض‌آمیز می‌داند.

در جهان مردسالار، یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزش زن، میزان زیبایی او تعریف می‌شود؛ زیبایی‌ای که استاندارد آن را نیز همان نظام مردسالار تعیین می‌کند. بر اساس این استاندارد، یک زن «زیبا» و «مطلوب» باید جوان باشد، پوستی صاف، کشیده و روشن، چشم‌های درشت، بینی باریک، لب‌های قلوه، اندامی باریک، پستان‌های درشت و باسنی برجسته داشته باشد؛ همچنین باید لوند، دلبر و اغواگر نیز باشد.

زن رو به سالمندی، زن پیر، زن دارای اضافه‌وزن، زنی با اجزای صورت نامتناسب (از نظر معیارهای امروزی)، زنی با اندامی درشت و متفاوت یا زنی با رفتاری جدی، پرسش‌گر و منتقد، در این معادله نمی‌گنجد. چراکه نظام مردسالار صرفاً به کنترل ویژگی‌های ظاهری زنان اکتفا نمی‌کند، بلکه حتی شیوه حضور، صدا و تفکر زن را نیز در اختیار کنترل و قضاوت خود می‌گیرد.

برای همین، یک کاربر مرد در فیسبوک زیر عکس من نوشته است:

«پیر شدی، او کش* سابقت نمانده؛ جوان بودی، خوب سرمست بودی.»

این، چهره تازه از خواب بیدار شده و دست‌ورونشسته من است؛ بدون آرایش، بدون فیلتر و بدون هیچ ابزار زیبایی.

من یک زن ۴۲ ساله‌ام و پوست صورتم، مانند همه انسان‌هایی که از جوانی عبور می‌کنند، دیگر آن طراوت گذشته را ندارد. خط‌های نازک و ظریفی زیر چشم‌ها، بین ابروها و دور لب‌هایم افتاده است. نیمی از موهایم سفید شده، حلقه دور چشم‌هایم تیره‌تر شده، بر بدنم آثار حاملگی و مادری پیداست، گذر عمر بر پوستم نمایان است و من از هیچ‌یک از این‌ها خجالت نمی‌کشم؛ چراکه این‌ها تاریخ زندگی من‌اند.

هر چین، هر خط، هر تار موی سفید و هر تغییری که بر صورت و بدنم نمایان است، یادگار سال‌هایی است که زندگی کرده‌ام، رنج کشیده‌ام، شاد بوده‌ام، درس خوانده‌ام، کار کرده‌ام، آموخته‌ام، مادری کرده‌ام و مانند همه انسان‌های دیگر، به سوی پیر شدن می‌روم.

پیر شدن، مایه شرم و حقارت نیست. چین‌وچروک افتادن صورت و مطابقت نداشتن با معیارهای زیبایی، فاجعه نیست. شرم و فاجعه، تفکری است که ارزش زن را به جذابیت جنسی، لاغری و جوانی تقلیل می‌دهد.

ما زنان، به مردان و به هیچ‌کس، زیبایی بدهکار نیستیم. لاغری بدهکار نیستیم. جوانی بدهکار نیستیم.

بدن ما، صورت ما و اندام ما، ویترین جلب رضایت مردانه نیست. ارزش ما با پیر شدن، اضافه‌وزن یا فاصله گرفتن از معیارهای رایج زیبایی، نه کم می‌شود و نه زیاد.

صورت و بدن ما، پروژه‌ای ناتمام برای زیبایی و اصلاح نیست. بدن‌هایمان را، با داستان‌ها و روایت‌هایی که با خود حمل کرده‌اند و از سر گذرانده‌اند، بپذیریم و دوست داشته باشیم. خودپذیری، شکلی از مقاومت است. از شرم تحمیل‌شده‌ای که دائماً باید زیبا و جوان باشیم، فاصله بگیریم.

پی‌نوشت ۱: در مقوله آرایش کردن یا نکردن، تزریق، بوتاکس و زیر تیغ جراحی رفتن یا نرفتن، مسئله مهم و اساسی، «حق انتخاب» و «عاملیت» زنان است و هیچ زنی نباید بابت انتخابش تحقیر شود.

در کنار این موضوع، این پرسش نیز مطرح می‌شود که انتخاب‌ها تا چه اندازه از میل شخصی، آزادی و عاملیت سرچشمه می‌گیرند و تا چه اندازه تحت تأثیر فشار جامعه و فرهنگ مردسالار برای «زیبا بودن» به زنان تحمیل می‌شوند؟

پی‌نوشت ۲: بیایید عکس‌های بدون آرایش، بدون فیلتر، عکس‌های صبحگاهی و چهره‌های واقعی را نیز بیشتر منتشر کنیم. بگذاریم چشم جامعه و حتی چشم خودمان به دیدن چهره‌های واقعی، متنوع و انسانی عادت کند؛ چهره‌هایی که قرار نیست همیشه «بی‌نقص»، جوان و مطابق استانداردهای زیبایی باشند.

  • «کش سابقت نمانده» یعنی به اندازه گذشته زیبا و جذاب نیستی.