آبروی مؤمن مقدم است یا گنبد مسجد؟

مسجد در بیابان، بیمار در صف؛ اولویت کجاست؟

طالبان مردم را رعیت می‌خوانند و هرچه صلاح بدانند درباره آنان تصمیم می‌گیرند. در حالی که هزاران نفر در کابل به دلیل نبود سرویس بهداشتی عمومی (تشناب) به دریای کابل می‌روند و شفاخانه‌های خصوصی و دولتی دور از دسترس‌اند، سرمایه ملی صرف ساخت مسجدهای بزرگ در کابل، مزار شریف و مسیر هرات می‌شود؛ مسجدهایی که زندگی شهری را بهتر نمی‌کنند.

رفاه در ساده‌ترین تعریف یعنی در دسترس بودن امکانات برای مردمان یک شهر. این امکانات معمولاً بر پایه جغرافیای انسانی تقسیم می‌شود؛ برای نمونه، به ازای چند هزار نفر یک پارک تفریحی، به ازای چند صد نفر یک شفاخانه و به ازای جمعیتی مشخص، شمار معینی داکتر.

چنین تقسیماتی زمانی معنا پیدا می‌کند که تصمیم‌گیرندگان شهر به بهبود زندگی مردم بیندیشند؛ مردمی که شهروند به شمار می‌آیند، نه رعیت.

«طالبان» در ادبیات گفتاری و نوشتاری خود، یعنی در سخنرانی‌ها و مکتوب‌هایشان، مردم را «رعیت» خطاب می‌کنند. همین نگاه سبب می‌شود هرچه خود صلاح بدانند، درباره رعیت تصمیم بگیرند و اجرا کنند.

نمونه بارز این تصمیم‌ها، محروم ماندن دختران از رفتن به مکتب و دانشگاه است؛ اما سخن این نوشته، نیازهای فیزیکی یک شهر است.

در قلب «کابل» و در کنار ساختمان «شاروالی کابل»، «مسجد عبدالرحمن» قرار دارد. اگر در این مسجد مراسم ختمی برگزار شود، ترافیک کل شهر مختل می‌شود؛ زیرا مسجد درست در مرکز شهر بنا شده است.

وسعت این مسجد به اندازه‌ای است که اگر بخش نمازخانه آن حفظ شود، در باقی زمین آن می‌توان دو شفاخانه بزرگ ساخت.

برداشتن مجسمه‌های اسب از چوک معروف شهر «مزار شریف» و ساختن مسجد در میانه آن میدان، نمونه دیگری از هدر دادن سرمایه ملی و امکاناتی است که هیچ بهبودی در وضعیت شهری به دنبال ندارد.

هزینه‌های هنگفت ساخت مسجد در مسیر راه «هرات» به کابل نیز نشان از بی‌خردی کسانی است که نمی‌توانند بسنجند آیا این مصارف می‌تواند وضعیت شهری و دسترسی مردم به امکانات را بهتر کند یا نه.

«دریای کابل» هر روز شاهد هزاران نفری است که به دلیل نبود مکان مناسب برای رفع حاجت، به بستر دریا می‌روند.

کافی است زنی بیمار را تصور کنید که در میان شلوغی «ده‌افغانان» ایستاده و نگران و سرگردان در جست‌وجوی جایی است که بتواند در آن رفع حاجت کند. مردان این سرزمین نیز بی‌اعتنا به دیگران، کنار سرک می‌نشینند و کار خود را تمام می‌کنند.

در همین منطقه، درست در کنار ساختمان بلند مخابرات، اگر از طبقات بالا به پایین نگاه کنید، زمین بسیار بزرگی را روبه‌روی «بانک پشتنی» می‌بینید که خالی مانده، تنها با سیم خاردار محصور شده و بی‌استفاده رها شده است.

البته اگر حضرات تاکنون متوجه این زمین شده بودند، حتماً مسجدی در آن بنا می‌کردند؛ مسجدی که تنها در اوقات نماز باز است و سرویس بهداشتی (تشناب) مناسبی ندارد، و معلوم نیست نمازگزاران بدون آن چگونه برای نماز آماده می‌شوند.

کابل به بزرگی یک کلان‌شهر است، اما امکاناتی که برای رفع حاجت مردم آن در نظر گرفته شده، در اندازه یک قریه است.

افزون بر نبود مکانی برای رفع حاجت و آمادگی برای نماز، کمبود شفاخانه نیز دغدغه جدی مردم است. چندین شفاخانه خصوصی در کابل فعال‌اند، اما هزینه دوا و تداوی در آن‌ها سر به فلک کشیده و کسی نمی‌پرسد آیا معامله با جان مسلمانان رواست؟

برخی از این شفاخانه‌ها تنها برای یک معاینه ساده ۵۰۰ افغانی می‌گیرند؛ وای به روزی که بیمار به آزمایش نیاز داشته باشد.

شمار شفاخانه‌های دولتی محدود است و برای آنکه بیمارت معاینه شود، باید چند آشنا پیدا کنی. برای بستری شدن نیز باید با فهرستی از آشنایان و واسطه‌ها تماس بگیری، آن هم برای جایی که بیشتر به گدام شباهت دارد تا شفاخانه.

با مسئولان و داکتران نمی‌توان سخن گفت؛ پاسخی نمی‌دهند و سر وقت برای معاینه و سرکشی به بیماران حاضر نمی‌شوند. به یک نرس ساده اگر «داکتر صاحب» نگویی، حتی جواب سلامت را نمی‌دهد.

سطح بهداشت در کابل نزدیک به صفر است و رعایت اصول بهداشتی برای کسی اهمیت ندارد. محیط آلوده نیز مزید بر علت شده و بیماری را میان مردم گسترش می‌دهد.

در چنین شرایطی، مسئولان باید بدانند ریشه بیماری‌ها کجاست تا بتوان آن را کاهش داد، و از سوی دیگر با گسترش مراکز درمانی، حتی با حداقل امکانات، زمینه تداوی بیماران را فراهم کنند.

پرسش این است: ساختن شفاخانه و افزایش مراکز بهداشتی برای ریشه‌کن کردن بیماری بهتر است، یا ساختن مسجد در دل بیابان؛ مسجدی که با هزینه آن می‌شد چندین مرکز صحی ساخت؟

وقتی تصمیم‌گیری بر مبنای سلیقه شخصی و با پشتوانه ایدئولوژیک باشد، بیماری امری خدادادی می‌شود که باید بر آن صبر کرد؛ اما باید بدون طهارت، برای نماز به مسجدی زیبا و مجلل رفت.

مردم این روزها به چه چیزی بیشتر نیاز دارند؟ نماز امری فردی و راز و نیازی میان بنده و معبود است. درست است که نماز جماعت اجری جزیل و ثوابی کثیر دارد، اما مگر نگفته‌اند آبروی مؤمن از کعبه، که خانه خداست، بالاتر است؟

شرمندگی مردان و زنانی که پول تداوی فرزندانشان را در شفاخانه‌های خصوصی ندارند، یا بیماری که در میان شهر آبرویش ریخته است، چون جایی برای رفع حاجت نیافته؛ کدام‌یک در چنین شرایطی برای مردم کابل و حتی مردم افغانستان اولویت بیشتری دارد؟

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
دکتر سید محمدتقی حسینی
دکتر سید محمدتقی حسینی پژوهشگر، تحلیلگر، نویسنده

دکتر سید محمدتقی حسینی دارای دکترای روابط بین‌الملل است و در کنار فعالیت‌های دانشگاهی، به‌عنوان نویسنده، مترجم و پژوهشگر در حوزه روابط بین‌الملل با تمرکز بر سیاست و امنیت شناخته…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس