از شمال تا قندهار؛ مقاومت در ۲۶ ولایت

سائمه افضل، پژوهشگر امنیت جنوب آسیا، در آسیا تایمز می‌نویسد که مقاومت مسلحانه از شمال فراتر رفته و به هلمند و قندهار رسیده است. به باور او، نقض عفو عمومی نظامیان پیشین را به مقاومت می‌راند. طالبان در آستانه فروپاشی نیستند، اما شیوه حکومت‌داری‌شان شاید زمینه جنگ بعدی را فراهم کند.

گزارش تحلیلی | بر پایه مقاله‌ای در آسیا تایمز | جمعه ۲۴ میزان ۱۴۰۵

پنج سال است که رژیم طالبان یک ادعا را بیش از همه تکرار می‌کند: جنگ تمام شده و کشور امن است. سائمه افضل، پژوهشگر امنیت جنوب آسیا و مبارزه با تروریسم در دانشگاه یوستوس لیبیگ آلمان، در مقاله‌ای که ۱۶ میزان در آسیا تایمز منتشر شد، همین ادعا را زیر ذره‌بین برده است. عنوان مقاله روشن است: «طالبان ذره‌ذره کنترل افغانستان را از دست می‌دهد». اما استدلال نویسنده از عنوانش محتاط‌تر است. او نمی‌گوید طالبان در حال فروپاشی‌اند؛ می‌گوید نقشه مقاومت در حال بزرگ شدن است و این را دیگر نمی‌توان نادیده گرفت.

متن اصلی مقاله به انگلیسی: Bit by bit, the Taliban is losing control of Afghanistan — Asia Times

از ۲۱ ولایت به ۲۶ ولایت

افضل برای نشان دادن این تغییر از دو دسته عدد استفاده می‌کند. دسته نخست از گزارش سنبله دبیرکل سازمان ملل آمده است: از ۱۱ ثور تا ۹ اسد، گروه‌های مخالف ۸۸ حمله در ۲۱ ولایت را به عهده گرفتند. بازرسان سازمان ملل ۵۵ مورد را تأیید کردند، اما نتیجه گرفتند که مقاومت تهدید جدی‌ای برای کنترل سرزمینی طالبان نیست.

دسته دوم تازه‌تر است و تصویر دیگری دارد. از ۱۰ اسد تا ۸ میزان، گروه‌های مقاومت ۱۱۹ حمله در ۲۶ ولایت از ۳۴ ولایت کشور را به خود نسبت داده‌اند. نویسنده صریح می‌گوید که این عددها ادعای خود گروه‌هاست و به آمار کشته‌ها باید با احتیاط نگاه کرد. اما به باور او، نکته اصلی نه شمار حمله‌ها، که پهنای جغرافیایی آن‌هاست.

در سال‌های نخست، مقاومت مسلحانه بیشتر با دو نام شناخته می‌شد: جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان، و بیشتر در ولایت‌های شمال و شمال شرق.

به نوشته افضل، این تصویر دیگر کامل نیست. در فهرست او نام گروه‌های دیگری هم هست: جبهه سربازان وطن، جبهه استقلال ملی که نه عملیات را به عهده گرفته، جبهه جمهوری‌خواهان افغانستان، سازمان افق نو و روند سبز افغانستان که هفت عملیات را به خود نسبت داده است. دو گروه تازه‌تر هم هر کدام دو عملیات اعلام کرده‌اند.

جبهه‌ای از جنوب

مهم‌ترین تغییر از نگاه نویسنده، ظهور جبهه متحد افغانستان است. این جبهه به رهبری سمیع سادات، جنرال پیشین ارتش، از اسد امسال به میدان آمده و می‌گوید در ولایت‌های جنوبی و غربی، از جمله هلمند، قندهار و فاریاب، فعال است. بیشتر نیروهایش از کارکنان امنیتی پیشین‌اند و چهره پشتون پررنگی دارد.

این جزئیات برای استدلال افضل اهمیت دارد. طالبان سال‌ها مقاومت را شورشی کوچک، شمالی و قومی تصویر کرده‌اند. جبهه‌ای که در قندهار و هلمند، یعنی در خاستگاه خود طالبان، از حضور سخن می‌گوید، این روایت را به چالش می‌کشد، حتی اگر ادعاهایش هنوز به‌طور مستقل تأیید نشده باشد.

پراکندگی، هم ضعف و هم قوت

این گروه‌ها رهبری، پایگاه قومی، هدف و توان یکسانی ندارند. افضل می‌پذیرد که این پراکندگی ساختن یک دولت جایگزین را دشوار می‌کند. اما به باور او، همین پراکندگی مقاومت را بی‌اهمیت نمی‌کند. آنچه او پیش‌بینی می‌کند جنگ داخلی سراسری نیست؛ شورشی پراکنده است که هزینه امنیتی سنگین و فرساینده‌ای را در ولایت‌های زیاد بر دوش طالبان می‌گذارد.

عفوی که به ضد خود بدل شد

بخش تیزتر مقاله درباره فرمان عفو عمومی سال ۱۴۰۰ است. یوناما صدها مورد نقض این فرمان را به ثبت رسانده است: قتل فراقانونی، بازداشت خودسرانه، شکنجه، بدرفتاری و ناپدیدسازی اجباری کارمندان و نیروهای امنیتی حکومت پیشین. به نوشته نویسنده، گزارش این نقض‌ها در ۱۴۰۵ هم ادامه داشته است.

افضل اینجا به یک تناقض اشاره می‌کند. کسانی که طالبان آنان را سرکوب می‌کنند، سربازان، نیروهای پلیس و افسران استخبارات با آموزش نظامی، تجربه جنگی و شناخت محلی‌اند. هر بازداشت یا قتل یکی از آنان، برای دیگران پیامی روشن دارد: بیرون از مقاومت هم در امان نیستی. به این ترتیب، سرکوب همان نیرویی را به سوی مقاومت می‌راند که بیش از همه می‌تواند برای طالبان خطرناک باشد.

آنچه نویسنده نمی‌گوید

افضل از اغراق پرهیز می‌کند. او می‌نویسد که طالبان در آستانه فروپاشی نیستند، هیچ قدرت رقیبی یک شهر بزرگ را در دست ندارد و هیچ گروه مقاومتی در وضعی نیست که بتواند کابل را بگیرد. او همچنین هشدار می‌دهد که نباید شاخه خراسان داعش را با مقاومت ضدطالبانی یکی دانست؛ داعش گروهی تروریستی و فراملی است که اندیشه و هدفش از بنیاد با این گروه‌ها فرق دارد.

مقاله از اختلاف‌های درونی طالبان، نقش پاکستان و دیگر بازیگران منطقه سخنی نمی‌گوید. تمرکزش بر مقاومت مسلحانه و شیوه حکومت‌داری طالبان است.

نشانه‌هایی که باید دید

نویسنده برای واشنگتن نسخه مشخصی نمی‌پیچد، اما می‌گوید امریکا باید تصمیم بگیرد تا کجا با طالبان تعامل کند و آیا نظم پس از ۱۴۰۰ را دائمی بداند یا نه. به باور او، وضع مقاومت دلیلی برای احتیاط است. او چهار نشانه را برای ماه‌های آینده مهم می‌داند: آیا حمله‌ها به ولایت‌های بیشتری می‌رسد، آیا گروه‌های تازه‌ای سر برمی‌آورند، آیا مقاومت به مناطقی که تا حالا امن بوده‌اند کشیده می‌شود، و آیا نظامیان پیشین همچنان به شبکه‌های مقاومت می‌پیوندند.

برنده جنگ دیروز

استدلال پایانی افضل این است که آسیب‌پذیری طالبان نه در میزان کنترل امروزشان، که در شیوه استفاده از همین کنترل است. به نوشته او، «کنترل به معنای ثبات نیست». طرد، سرکوب و بیرون گذاشتن گروه‌های گسترده‌ای از قدرت، همان خشمی را می‌سازد که شورش‌ها از آن می‌رویند.

مقاله با جمله‌ای پایان می‌یابد که شاید بهترین خلاصه آن باشد: طالبان «جنگ گذشته را بردند»، اما شیوه حکومت‌داری‌شان «شاید زمینه جنگ بعدی را فراهم می‌کند». نویسنده هنوز نشانه‌ای از جنگ داخلی سراسری نمی‌بیند؛ آنچه می‌بیند نقشه‌ای است که هر ماه کمی بزرگ‌تر می‌شود.

این گزارش بر پایه مقاله سائمه افضل در آسیا تایمز تهیه شده است. آمار اسد و سنبله ادعای خود گروه‌های مقاومت است و به‌طور مستقل تأیید نشده است.

 

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
هیلیا میرخیل
هیلیا میرخیل خبرنگار، نویسنده

هیلا میرخیل بانویی است پرشور، با قلبی که همواره برای افغانستان و مردمش می‌تپد. در روزگاری که سکوت بر بسیاری از حقیقت‌ها سایه افکنده، او با آشنایی به زبان‌های پشتو…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس