آیا «هم‌پیمانان سابق» طالبان، طومار این گروه را در هم می‌پیچند؟

محاصرهٔ جمعه‌خان فاتح، معاون والی زابل، به دستور رهبری طالبان، بار دیگر اختلافات عمیق درون این گروه را به صدر اخبار کشانده است. هم‌پیمانان سابق و فرماندهانی که زمانی با چشمانی بسته به رهبری طالبان وفاداری می‌کردند، اکنون با کوچک‌ترین تغییر در بودجه یا اختیارات، دست به شورش می‌زنند. این پرسش مطرح است که آیا این شورش‌های زنجیره‌ای می‌تواند پایه‌های رژیم طالبان را سست کند یا صرفاً به‌دنبال سهم‌خواهی مالی و مقام‌اند؟

محاصره جمعه‌خان فاتح، معاون والی زابل، به دستور رهبری طالبان، بار دیگر اختلافات عمیق درون این گروه را به صدر اخبار کشانده است. هم‌پیمانان سابق و فرماندهانی که زمانی با چشمانی بسته به رهبری طالبان وفاداری می‌کردند، اکنون با کوچک‌ترین تغییر در بودجه یا اختیارات، دست به شورش می‌زنند. این پرسش مطرح است که آیا این شورش‌های زنجیره‌ای می‌تواند پایه‌های رژیم طالبان را سست کند یا صرفاً به‌دنبال سهم‌خواهی مالی و مقام‌اند؟ در ادامه، ابعاد این بحران و نقش گروه‌های مخالف، مقاومت مدنی و فشارهای بین‌المللی بررسی می‌شود.

ترس رهبر طالبان از نیروهای ناراضی و هم‌پیمانان سابق خود؛ آیا طالب توسط طالب نابود خواهد شد؟ جمعه خان فاتح، معاون والی طالبان در زابل، به دستور رهبر این گروه توسط نیروهای مشترک قطعه بدری و عمری، محاصره شده است. هم‌پیمان سابقی که از همان اوایل به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، با سران طالبان اختلاف نظر داشت، اما با اهداء امتیازهای متنوع از سوی مقامات طالبان، سال‌ها سکوت اختیار کرد.

با گذشت نزدیک به پنج سال، کارد به استخوان رسید و جمعه خان فاتح همانند دیگر نیروهای ناراضی و حاشیه‌نشین شده به فغان آمد و دست به ماشه شد و بیرق طالبان را در ولایت بدخشان و بخصوص در ولسوالی‌های شغنان و نسی پایین آورده است.

صداقت، عهد و وفاداری به رهبری طالبان، دروغی بیش نیست، در این پنج سال همگان مشاهده کردند که بله‌چشم‌گویان این گروه، با اندک تغییرات در بودجه مالی حمایتی و یا قدرت و اختیارات شان، بر علیه رهبری طالبان دست به ماشه می‌شوند.

مولوی مهدی نمونه‌ای دیگر از این نیروهای معترض و هم‌پیمانان سابق است که با ادعای طالبان، در مرز اسلام قلعه دستگیر و کشته شد، اما جسد او هیچ وقت به نمایش گذاشته نشد و یا عکسی از او منتشر نشد. حمید خراسانی، هم‌پیمان سابقی که با خیانت به مردم پنجشیر به شهرت در بین گروه طالبان رسید، اما هیچ وقت نتوانست مقامی ثابت در حکومت طالبان داشته باشد؛ هر بار از شاخه‌ای به شاخه دیگر پرید و خوش‌خدمتی کرد.

و هزاران نیروی ناراضی و حاشیه‌رانده‌شده‌ای که هرگز از یاد و خاطره مردم افغانستان نخواهند رفت، کسانی که به خاطر قدرت، مال دنیوی و شهرت، به مردم، قوم، ولایت و…. پشت نمودند و خیانت کردند.

راه‌های مواصلاتی به جمعه خان فاتح و افراد تحت امر او، از سه روز گذشته بدین سو مسدود شده است و در محاصره امنیتی و استخباراتی قرار دارد.

اما سوالی که قابل یادآوریست، این است که آیا رژیم طالبان توسط همین نیروهای ناراضی و هم‌پیمانان سابق سقوط خواهد کرد؟ باید صبر داشت و مشاهده کرد که این گروه‌های ناراض در چه حد توانایی دارند؟ آیا می‌توانند پایه‌های حکومت را سست و متزلزل سازند؟ و یا اینکه فقط هدف شان ارتقاء مقام، بودجه مالی بیشتر و اختیارات خواهد بود.

نابودی کلیت طالبان صرفاً توسط گروه‌های منشعب‌شده از خودشان بسیار بعید است، اما اختلافات عمیق داخلی می‌تواند این گروه را به شدت تضعیف یا تجزیه کند. کارشناسان معتقدند این چالش‌ها در نهایت منجر به فروپاشی ناشی از جنگ داخلی می‌شوند.

مسیرهای تحلیل این موضوع عبارتند از: انشعابات داخلی و رقابت بر سر قدرت که درگیری بر سر تمرکز قدرت میان دو جریان فکری عمده در درون طالبان (شبکه حقانی در کابل و حلقه پیرامون رهبری در قندهار) وجود دارد. با این حال، حفظ منافع مشترک در حاکمیت تاکنون مانع از فروپاشی کلی آنها شده است.

خیزش جبهات نظامی مخالف نیز عامل اصلی تضعیف طالبان به‌شمار می‌رود؛ حملات و مقاومت‌های مسلحانه گروه‌های ضد طالبان، جنگ درونی را تشدید کرده و گروه‌هایی مانند جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان مهم‌ترین چالش‌های نظامی را برای آنان ایجاد کرده‌اند.

در کنار این، مقاومت مدنی و جهانی بخش مهمی از سناریوی سقوط این گروه را تشکیل می‌دهد که ناشی از فشارهای بین‌المللی و تداوم نافرمانی‌های مدنی گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی در افغانستان است. همچنین گسترش دامنه مبارزاتی زنان و اتحاد و کار مشترک نهادها و سازمان‌های حامی زنان مبارز در افغانستان نیز می‌تواند این گروه را از لحاظ حقوقی و بشری در جوامع بین‌المللی نقد و سلب صلاحیت کند.