آرزو نیروی محرک زندگی انسان و سرچشمه تلاش و پیشرفت اوست، اما زمانی که از تعادل خارج شود و جای قناعت را بگیرد، به حسرتی فرساینده تبدیل میشود. این حسرت، انسان را از لذت لحظه حال محروم کرده و در مقایسههای بیپایان گرفتار میسازد. نوشتار حاضر به بررسی مرز باریک میان آرزوی سازنده و حسرت ویرانگر میپردازد.
«اخلاق بدون جامعه معنا ندارد»؛ استاد سعید موسوی با تکیه بر مطالعات روانشناختی نوزادان و آیه «فالهمها فجورها و تقواها» نشان میدهد اخلاق ترکیبی از فطرت و اکتساب است. او سپس همین منطق را به معصومیت تعمیم میدهد: معصومان الگوی کمال مطلقاند، نه الزامی برای دستیابی همگانی. هر دو افق، مسیر انسان را میسازند، نه الزاماً اجرای صددرصدی را.