نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
زیر سلطه طالبان، محرومیت زنان و دختران از آموزش، کار، حمایت حقوقی و مسیرهای دادخواهی، خشونت خانگی را در افغانستان به چرخهای خاموش و مرگبار بدل کرده است. قتل همسر و دختر در ننگرهار، تنها یک رویداد خانوادگی نیست؛ نشانهای آشکار از بحران ساختاری است که در آن قربانیان بیپناه میمانند و خشونت، بیمهار تکرار میشود.
اصولنامه ۳۱ مادهای طالبان در حوزه خانواده، با حذف حداقل سن قانونی ازدواج و دشوارتر کردن دسترسی زنان به طلاق، بار دیگر نگرانیها درباره نقض حقوق بشر، گسترش کودکهمسری و تعمیق نابرابری جنسیتی در افغانستان را برانگیخته است؛ سندی که فراتر از تنظیم روابط خانوادگی، نشانهای از تثبیت نظم انحصاری و محدودسازی کرامت انسانی به شمار میرود.
کتاب پژوهشی «باورها به صلح افغانستان (قبل از سقوط و بعد از سقوط)» به قلم سمیعالله عزیزی پس از ماهها تحقیق و نگارش تکمیل شده است. این اثر تحلیلی با تکیه بر تجربههای میدانی نویسنده، روند شکلگیری امید به صلح در دوران جمهوریت، آسیبپذیری آن، و تغییرات پس از سقوط را بررسی میکند و نقش جامعه مدنی، زنان و جوانان را در بازسازی اعتماد اجتماعی بهصورت مستند تحلیل مینماید.
در نورستان، یکی از سختترین و محرومترین مناطق افغانستان، زنان بار اصلی زندگی را بر دوش دارند. آنان از سپیدهدم تا شب در زمین، کوه، خانه و دامداری کار میکنند؛ بیمزد، بیصدا و اغلب نادیدهگرفتهشده. کودکهمسری، نبود آموزش، خشونت پنهان و نبود مالکیت، زندگیشان را دشوارتر میسازد. با اینهمه، زنان نورستان ستون بقا، فرهنگ و انسجام اجتماعیاند.
۱۶۰۰ روز از بسته ماندن دروازههاي مکتب بر روي دختران افغانستان ميگذرد؛ رخدادي که به يک بحران انساني، سياسي و اجتماعي تبديل شده است. اين گزارش تحليلي بررسي ميکند چرا ساختار سياسي، جامعه و کشورهاي منطقه نتوانستند از حق آموزش دختران دفاع کنند و چگونه اين محروميت، سرمايه انساني و آينده کشور را با تهديدي جدي روبهرو کرده است.
در این یادداشت، قاعدگی نه یک اتفاق ساده، بلکه مرحلهای توصیف شده که در آن زن، بدن خود را به مثابه پدیدهای بیگانه تحمل میکند. دوبووار با تشریح فرآیندهای هورمونی، از آشوبهایی چون نوسان فشار خون، دردهای عصبی و بیثباتی شدید خلقوخو سخن میگوید. او معتقد است رحم هر ماه گهوارهای برای زندگی میسازد که با عدم باروری، به شکلی خونین ویران میشود.