نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در محوطه سازمان ملل متحد در وین، مجسمههای ابنسینا، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و عمر خیام نشستهاند؛ دانشمندانی که از حوزه تمدنی خراسان بزرگ برخاستند. نویسنده با یادآوری پیوند آنان با بلخ و غزنی میپرسد: اگر نیاکان ما چراغ دانش را برای جهان روشن کردند، چرا فرزندان امروز افغانستان نتوانند؟ روشنایی فردا با آموزش و تلاش همگانی ساخته میشود.
معلم نور راه زندگی و سازنده روح و روان انسان است و پیشرفت هر جامعه به تعلیم و تربیت او وابسته است. این یادداشت، پس از تعریف معلم و بررسی جایگاه و نقش تربیتی او، به مشکلات معلمان افغانستان میپردازد؛ از معاش بسیار اندک و ازدحام صنفها گرفته تا کمبود امکانات و فشار کاری زیاد.
من در پنجاهوهفتسالگی هنوز احساس میکنم چیزهای بسیاری برای آموختن دارم؛ همین باور مرا به یاد افغانستان انداخت. میپرسم آیا ساختن چند جاده و ساختمان، بهتنهایی نشانه پیشرفت یک جامعه است؟ به باور من، پیشرفت واقعی را نمیتوان فقط از روی جادهها سنجید؛ باید پرسید آیا دختران میتوانند درس بخوانند و آیا بیمار بدون ترک کشور درمان میشود، یا نه؟
افغانستان سرزمینی است که مردمش در طول چند دهه گذشته، طعم تلخ جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بیثباتی سیاسی را چشیدهاند. نسلی پس از نسل دیگر، در آرزوی روزی زیسته است که در آن انسان بتواند آزادانه درس بخواند، کار کند، سخن بگوید و سرنوشت خویش را خود رقم بزند.
عارفه احمدزاده، آموزگار و فعال حقوق بشر، در پیامی، ریشه خواستههای «نان، کار، آزادی» را در آموزش دانست و از جامعه جهانی خواست افغانستان را از فقر، بیکاری و بیسوادی نجات دهد. او تأکید کرد بدون بازگشایی مکاتب و دانشگاهها، دستیابی پایدار به این سه خواسته ممکن نخواهد بود.
این یادداشت از زبان دختران و زنان افغانستان، پانزدهم آگست را یادآور محدودیتهای گسترده در مسیر آموزش، کار و تحقق آرزوهای آنان میداند و با استناد به آیات قرآن، بر ارزش علمآموزی، کرامت انسانی و نقش زنان در ساختن آینده افغانستان تأکید میکند.
صفحه ما را دنبال کنید