جامعه جهانی به آپارتاید جنسیتی طالبان عادت می‌کند

بلقیس احمدی، حقوق‌دان و فعال حقوق زنان، در تحلیلی که موسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج‌تاون نشر کرده، می‌نویسد طالبان ۲۶۴ فرمان مرتبط به حقوق بشر صادر کرده‌اند که ۱۶۶ تای آن زنان و دختران را هدف گرفته است. به باور او، جامعه جهانی به جای پاسخگو کردن طالبان، با تعامل بی‌شرط این سرکوب را عادی می‌سازد.

گزارش | زنان و حقوق بشر | سه‌شنبه، ۱۲ عقرب ۱۴۰۵

موسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورج‌تاون در واشنگتن روز پنج‌شنبه، ۴ سرطان، تحلیلی با این عنوان نشر کرد: «پنج سال حکومت طالبان: عادی‌سازی آپارتاید جنسیتی و شکست جامعه جهانی». نویسنده آن بلقیس احمدی است؛ حقوق‌دان، پژوهشگر و فعال حقوق زنان که نوشته‌های بسیاری درباره حقوق زنان، افراط‌گرایی و عدالت منتشر کرده است.

احمدی می‌نویسد که نزدیک به پنج سال پس از به قدرت رسیدن طالبان با زور، افغانستان بدترین نمونه سرکوب سازمان‌یافته زنان و دختران در جهان است. به نوشته او، «هیچ کشور دیگری چنین محدودیت‌های گسترده‌ای را تنها به دلیل جنسیت بر نیمی از جمعیت خود تحمیل نکرده است».

اما حرف اصلی این تحلیل درباره جامعه جهانی است. احمدی می‌گوید کشورها در برابر این سرکوب بیشتر سکوت کرده‌اند و حالا آن را عادی می‌سازند. تازه‌ترین نمونه‌ای که او می‌آورد، دعوت اتحادیه اروپا از نمایندگان طالبان به بروکسل برای گفت‌وگو درباره مهاجرت و اخراج شهروندان افغانستان است.

به نوشته او، زنان داخل افغانستان همین پرسش را تکرار می‌کنند: «چرا جامعه جهانی رویش را برگردانده و چشمش را بر رنج ما بسته است؟»

زنان زیر سیاست رسمی رژیم طالبان

احمدی می‌گوید منع‌های پراکنده طالبان حالا به چارچوبی قانونی و اداری تبدیل شده است. این چارچوب زنان را از زندگی عمومی بیرون رانده و فرودستی آن‌ها را به سیاست رسمی رژیم طالبان بدل کرده است.

به نوشته او، طالبان تا زمان نگارش این مقاله ۲۶۴ فرمان مرتبط به حقوق بشر صادر کرده‌اند که ۱۶۶ تای آن زنان و دختران را هدف گرفته است. نزدیک به ۲۰ میلیون زن و دختر در ساختاری زندگی می‌کنند که برای گرفتن اختیار از آن‌ها ساخته شده است. دختران از مکتب بالاتر از صنف ششم و از دانشگاه محروم‌اند و زنان از بیشتر شغل‌ها و جایگاه‌های تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند. احمدی می‌گوید هدف این است که زنان نه دیده شوند، نه خودشان تصمیم بگیرند و نه نقشی داشته باشند.

او می‌نویسد که نظام قضایی هم دیگر از حقوق مردم دفاع نمی‌کند؛ بلکه ابزار تحمیل ایدیولوژی طالبان شده است. محاکم فرمان‌هایی را اجرا می‌کنند که با تعهدات بین‌المللی افغانستان در برابر حقوق بشر در تضاد است.

به گفته او، وزارت امر به معروف و نهی از منکر در مرکز این کنترل است. بازرسان این وزارت با اختیارات گسترده و تقریبا بی‌حساب‌وکتاب، آموزش، کار، شفاخانه، بازار، ترانسپورت و حتی زندگی خانوادگی را زیر نظر دارند.

احمدی به نقل از گزارش یوناما درباره سه ماه نخست سال ۲۰۲۵ میلادی می‌نویسد که کارکنان صحی از ورود بازرسان امر به معروف به اتاق عمل خبر داده‌اند. این بازرسان می‌خواستند ببینند بیماران و کارمندان زن محرم دارند یا نه، و آیا رفتار میان کارمندان زن و مرد با دستورهای طالبان جور است.

نویسنده می‌گوید طالبان هنجارهای مردسالارانه را به قانون تبدیل کرده و خانواده‌ها را هم به اجرای آن واداشته‌اند. پدران، شوهران، برادران و پسران باید پوشش، رفت‌وآمد و رفتار زنان را زیر نظر بگیرند و اگر نکنند، خودشان بازخواست می‌شوند. به این ترتیب، به گفته او، خانه هم به بازوی رژیم طالبان تبدیل شده است.

احمدی یادآوری می‌کند که کارشناسان سازمان ملل، پژوهشگران و فعالان حقوق بشر این سیاست‌ها را بر پایه حقوق بین‌الملل «آپارتاید جنسیتی» و «آزار جنسیتی» خوانده‌اند. او بلافاصله می‌افزاید: «اما این تنها نیمی از تراژدی افغانستان است.»

تعامل بی‌شرط با طالبان

نیم دیگر تراژدی، به باور احمدی، شکست جامعه جهانی است. زنان افغانستان، مدافعان حقوق بشر و جامعه مدنی نقض حقوق را ثبت کرده‌اند، شواهد را حفظ کرده‌اند، مقاومت مدنی سازمان داده‌اند و از راه‌های حقوقی هم استفاده کرده‌اند. اما بسیاری از حکومت‌ها به ابراز نگرانی بسنده کرده‌اند و در همان حال رابطه دیپلوماتیک خود با طالبان را عمیق‌تر کرده‌اند.

به نوشته او، نمایندگان طالبان روزبه‌روز بیشتر در نشست‌های بین‌المللی و پایتخت‌های خارجی پذیرفته می‌شوند. حکومت‌های غربی با آن‌ها درباره مهاجرت، امنیت مرز، مبارزه با تروریزم، دسترسی بشردوستانه و همکاری فنی گفت‌وگو می‌کنند و توافق‌های مالی و عملیاتی هم گسترده‌تر می‌شود. سفارت‌ها و کنسولگری‌های افغانستان در چند کشور هم به تدریج به نمایندگان طالبان سپرده شده است.

احمدی می‌گوید تعاملی که شرط، سازوکار پاسخگویی و معیار حقوق بشری ندارد، دیگر کاری فنی نیست و معنای سیاسی دارد. پیام آن این است که سرکوب نیمی از جمعیت با روابط عادی دیپلوماتیک کنار می‌آید.

به باور او، طالبان این را خوب می‌دانند. هر دعوتنامه، هر دیدار و هر توافق دیپلوماتیک، ادعای مشروعیت آن‌ها را در داخل و بیرون از کشور محکم‌تر می‌کند. پیامی که به طالبان می‌رسد این است که جامعه جهانی خودش را با رژیم آن‌ها جور می‌کند، نه اینکه از آن‌ها تغییر بخواهد.

احمدی هزینه این شکست را چنین شمرده است: کودکی‌های ربوده‌شده، کارهای رهاشده، صداهای خاموش‌شده، خانواده‌های ازهم‌پاشیده و آینده‌هایی که با هر فرمان پاک می‌شود.

بهای سکوت

برای نزدیک به ۲۰ میلیون زن و دختر، این حقوق مرز میان فرصت و طرد، کرامت و خواری، آزادی و ترس است. احمدی از دختر شش ساله‌ای می‌نویسد که آرزوی داکتر شدن دارد، از نوجوانی که می‌خواهد پس از صنف ششم هم درس بخواند، و از بیوه‌ای که باید نان فرزندانش را دربیاورد. از مادری هم می‌گوید که می‌خواهد بی آزار نزد داکتر برود؛ و از وکیلی، خبرنگاری و مدافع حقوق بشری که با وجود خطر شکنجه، بازداشت و ناپدید شدن هنوز حرف می‌زند.

به نوشته او، پشت هر فرمان روایتی است: دانشجویی که کتاب‌هایش را کنار می‌گذارد، معلمی که از کار بیرون شده، قاضی‌ای که پنهان شده، داکتری که اجازه درمان ندارد، زنی که کسب‌وکارش را بسته و دختری که می‌پرسد چرا برادرش به مکتب می‌رود و خودش نه.

احمدی پیامدها را هم برمی‌شمارد: فقر بیشتر با از دست رفتن درآمد خانواده‌ها، بدتر شدن وضع بشردوستانه، افسردگی و اضطراب، وابستگی اجباری به مردان خانواده، خطر بیشتر ازدواج کودکان و ازدواج اجباری، خشونت خانگی، تنهایی اجتماعی و از دست رفتن نسلی از متخصصان، رهبران، هنرمندان و دانشمندان. به گفته او، افغانستان فقط زنان را سرکوب نمی‌کند؛ سرمایه انسانی و آینده خودش را نابود می‌کند.

او می‌نویسد که امید هم کم‌رنگ می‌شود. دخترانی بزرگ می‌شوند که آزادی‌های کوتاه مادرانشان را هرگز تجربه نکرده‌اند و بیشتر باور می‌کنند که آرزوهایشان بی‌اهمیت، استعدادشان ناخواسته و حقوقشان مشروط است.

احمدی هشدار می‌دهد که خطر بزرگ‌تر این است که جامعه جهانی کم‌کم به این وضع عادت کند. به گفته او، این به حکومت‌های خودکامه پیام می‌دهد که سرکوب زنان شاید انتقاد دنبال داشته باشد، اما هزینه سیاسی ماندگاری ندارد؛ و منافع ژیوپلیتیک، مهار مهاجرت و همکاری امنیتی بر حقوق بشر می‌چربد.

او این تضاد را به‌ویژه در رفتار دموکراسی‌ها آشکار می‌بیند؛ حکومت‌هایی که حقوق زنان را بخش اصلی سیاست خارجی خود می‌دانند و از برنامه زنان، صلح و امنیت دفاع می‌کنند، اما با رژیمی کنار می‌آیند که زنان را از زندگی عمومی حذف کرده است. به نوشته او، عکس مقامهای طالبان پشت میز مذاکره، دست دادن‌ها و سفرهای رسمی این تصور را می‌سازد که آپارتاید جنسیتی واقعیتی پذیرفته‌شده است.

احمدی تاکید می‌کند که مخالف دیپلوماسی و کمک بشردوستانه نیست. کمک باید ادامه پیدا کند و گاهی گفت‌وگو برای نجات جان مردم لازم است. اما به باور او، «تعامل بدون پاسخگویی، عادی‌سازی بدون شرط و همکاری بدون پیامد» همان اصولی را زیر پا می‌گذارد که دموکراسی‌ها ادعای دفاع از آن را دارند.

او در پایان از ایلی ویزل، بازمانده هولوکاست، یاد می‌کند. ویزل در سخنرانی «خطرهای بی‌تفاوتی» هشدار داده بود که تاریخ بشر را نه فقط برای جنایتی که کرده، بلکه برای جنایتی که با بی‌تفاوتی تحمل کرده است، قضاوت می‌کند.

به باور احمدی، نسل‌های آینده خواهند پرسید که چطور طالبان سرکوب زنان را نهادینه کردند و چرا حکومت‌ها و نهادها به جای پاسخگو کردن آن‌ها، با آن‌ها کنار آمدند. او می‌پرسد آیا جامعه جهانی از اصول خود دفاع خواهد کرد، یا بی‌تفاوتی و مصلحت سیاسی این سرکوب را به «وضع عادی تازه» تبدیل خواهد کرد.

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید:

نویسنده مطلب
بلخی
بلخی روزنامه‌نگار، سردبیر، نویسنده

بلخی، نام مستعار وی است؛ روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته روابط بین‌الملل که بیش از هجده سال در عرصه رسانه در افغانستان فعالیت داشته است. علاقه به روزنامه‌نگاری و باور به مسئولیت…

ادامه بیوگرافی و مطالب نویسنده
هم‌رسانی این خبر: تلگرام واتس‌اپ فیسبوک ایکس