نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
از مکتب سیدالشهدا تا مرکز آموزشی کاج، صنف درس برای شماری از دانشآموزان هزاره در افغانستان نهفقط جای آموختن، که صحنهای برای مرگ بوده است؛ دخترانی که با کتاب و قلم به صنف رفتند و با صدای انفجار، خون و پیکرهای بیجان همصنفیهایشان روبهرو شدند.
برای دانشآموزان هزاره، مسیر آموزش در افغانستان بارها از پشت دروازه مکتب آغاز شده و به بیمارستان و گورستان ختم شده است.
از حمله مرگبار به مکتب سیدالشهدا در دشتبرچی در هشتم می ۲۰۲۱، تا حمله به مکتب عبدالرحیم شهید و مرکز آموزشی ممتاز در اپریل ۲۰۲۲، و سپس انفجار خونین مرکز آموزشی کاج در ۳۰ سپتامبر همان سال، یک تصویر بارها تکرار شده است: کودک و جوانی که برای آموختن وارد صنف میشود، اما شاید دیگر از آن صنف بیرون نیاید.
این زنجیره اما به کاج ختم نشد. پیش از آن، مرکز آموزشی کوثر دانش نیز در غرب کابل هدف حمله قرار گرفته بود.
در سپتامبر ۲۰۱۸ نیز حمله به یک باشگاه ورزشی در دشتبرچی جان دهها تن را گرفت و شماری را زخمی کرد. دشتبرچی و دیگر مناطق هزارهنشین، بارها شاهد حملاتی بودهاند که قربانیان اصلیشان دانشآموزان، دانشجویان، ورزشکاران، کارگران و خانوادههای غیرنظامی بودهاند.
اما داستان هزارهها تنها داستان قربانیشدن نیست. شاید مهمترین بخش این روایت، همان چیزی باشد که پس از هر حمله اتفاق میافتد: بازگشت دوباره به مکتب، دانشگاه، کار و زندگی.
دخترانی که پس از انفجار سیدالشهدا دوباره کتابهایشان را برداشتند؛ جوانانی که پس از کاج از تحصیل دست نکشیدند؛ و خانوادههایی که با وجود ترس، فرزندانشان را باز هم به صنف فرستادند. در جامعهای که بارها کوشیدهاند ترس جای امید را بگیرد، ادامه تحصیل به بخشی از مقاومت مدنی بدل شده است.
با این حال، تهدید علیه هزارهها تنها به انفجار و حمله مسلحانه محدود نمیشود. تبعیض، محرومیت اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، و بازداشتن از فعالیتهای مدنی و حرفهای، لایههای دیگری از فشار بر این جامعهاند.
در سالهای اخیر، محدودیتها در غرب کابل و مناطق هزارهنشین نیز سایه خود را بر زندگی روزمره مردم، آموزش، کار و فعالیتهای اجتماعی گسترده است؛ با این همه، این جامعه همچنان میکوشد جایگاه خود را در افغانستان حفظ کند.
با وجود این همه فشار، هزارهها تنها در نقش قربانیان تاریخ افغانستان باقی نماندهاند. آنان در آموزش، دانشگاه، رسانه، ادبیات، ورزش، هنر، پزشکی، علوم و جامعه مدنی حضور یافتهاند؛ از دشتبرچی و کابل گرفته تا شهرهای استرالیا، کانادا، ایالات متحده، فرانسه و آلمان.
نسلهایی که در داخل افغانستان با امکانات محدود درس خواندند، بعدها در دانشگاهها و نهادهای علمی و مدنی خارج از کشور راه خود را ادامه دادند و بخشی از ظرفیت انسانی افغانستان را در میان جوامع مهاجر زنده نگه داشتند.
این دستاوردها نشان میدهد که روایت هزارهها را نمیتوان تنها با آمار کشتهشدگان تعریف کرد. پشت هر عدد، انسانی وجود داشت که میخواست پزشک، خبرنگار، استاد، ورزشکار، نویسنده یا مهندس شود؛ کسی که انفجار کاج را دید، اما کتابش را کنار نگذاشت؛ کسی که از دشتبرچی مهاجرت کرد، اما رؤیای دانشگاه را با خود به آنسوی مرزها برد.
از سیدالشهدا تا کاج، مسئله فقط جانهایی نیست که گرفته شدهاند؛ مسئله نسلی است که بارها ناچار شده میان ترس و آینده، یکی را برگزیند.
با این حال، هر بار که دانشآموزی دوباره وارد صنف میشود و هر بار که جوانی از افغانستان تا دانشگاهی در اروپا، امریکای شمالی یا استرالیا راه مییابد، این پیام بار دیگر تکرار میشود: خشونت میتواند جان انسان را بگیرد، اما نمیتواند میل یک جامعه را به آموختن و ساختن آینده از میان ببرد.
سالهاست که هزارهها هزینه سنگین خشونت و تبعیض را میپردازند؛ اما پاسخ این جامعه، بارها ادامه آموزش، کار و ساختن آینده بوده است.
اکنون هزارهها از جامعه جهانی میخواهند این کشتارها و آزارهای سیستماتیک را جدی بگیرد و نسلکشی هزارهها را به رسمیت بشناسد؛ تا قربانیان فراموش نشوند و حق این جامعه برای امنیت، آموزش و زندگی برابر در افغانستان نادیده گرفته نشود.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
سکینه ناصری، روزنامهنگار و گزارشگر اهل غزنی، افغانستان است. وی تحصیلات متوسطه خود را در سال ۲۰۱۶ در غزنی به پایان رساند و در سال ۲۰۲۲ از دانشگاه تعلیم و…
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید