نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
استقلال افغانستان در سال ۱۲۹۸ خورشیدی را نمیتوان تنها یک رویداد سیاسی دانست. این رویداد، در کنار پایان سلطه سیاسی بریتانیا، آغاز دورهای از تلاشها برای تغییر و نوسازی در بخشهای مختلف کشور نیز بود.
در میان این تغییرات، آموزش جایگاه ویژهای داشت؛ زیرا امانالله خان باور داشت کشوری که میخواهد روی پای خود بایستد، به مردمی باسواد و آگاه نیاز دارد. در این مسیر، ملکه ثریا طرزی نیز از چهرههایی بود که برای گسترش آموزش دختران و حضور بیشتر زنان در جامعه تلاش کرد.
در افغانستان پیش از استقلال، آموزش رسمی چندان گسترده نبود و فرصتهای آموزشی برای دختران بسیار محدودتر از پسران بود. بیشتر مکاتب در شهرهای بزرگ فعالیت داشتند و بسیاری از خانوادهها، به دلایل مختلف، امکان یا زمینه فرستادن دختران خود به مکتب را نداشتند. زنان نیز حضور اندکی در عرصههای آموزشی و اجتماعی داشتند و آموزش دختران هنوز به یک موضوع عمومی و فراگیر تبدیل نشده بود.
با آغاز اصلاحات دوره امانالله خان، آموزش به یکی از بخشهای مهم برنامههای دولت تبدیل شد. ایجاد مکاتب جدید، گسترش آموزش ابتدایی و متوسطه، تغییر برنامههای درسی، استفاده از استادان داخلی و خارجی و توجه به علوم جدید، از جمله اقداماتی بود که در آن دوره دنبال شد. همچنین شماری از دانشجویان افغانستان برای ادامه تحصیل به کشورهای دیگر فرستاده شدند که در میان آنان دختران نیز حضور داشتند.
در کنار امانالله خان، ملکه ثریا در طرح و پیشبرد برخی برنامههای مربوط به آموزش زنان نقش داشت. او در سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود از آموزش دختران حمایت میکرد و تلاش داشت خانوادهها را به فرستادن دخترانشان به مکتب تشویق کند. برای ثریا، آموزش زنان تنها یک موضوع آموزشی نبود؛ بلکه آن را با پیشرفت خانواده و جامعه و آینده کشور مرتبط میدانست.
در دوره آنان، تلاشهایی برای ایجاد و توسعه مکاتب دخترانه صورت گرفت و زمینه تحصیل شماری از دختران در خارج از کشور نیز فراهم شد. حضور زنان در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بیشتر شد و موضوع حقوق و آموزش زنان، بیش از گذشته وارد فضای عمومی جامعه افغانستان شد. با این حال، این تغییرات در همه بخشهای جامعه با استقبال یکسان روبهرو نشد.
بخشی از مخالفتها با اصلاحات امانالله خان، به سرعت و گستردگی تغییرات اجتماعی مربوط میشد.
در مناطق مختلف کشور، گروههایی با برخی از سیاستهای اصلاحی مخالفت کردند و این مخالفتها در نهایت بر روند اجرای برنامههای دولت تأثیر گذاشت. به همین دلیل، شماری از برنامههای اصلاحی نتوانستند برای مدت طولانی و به شکل یکسان در سراسر کشور ادامه پیدا کنند.
با وجود این، بحث آموزش دختران از میان نرفت. در دهههای بعد، دولتهای مختلف افغانستان نیز به توسعه آموزش عمومی و آموزش دختران ادامه دادند و شمار مکاتب و دانشآموزان افزایش یافت. به این ترتیب، تلاشهای نخستین برای آموزش نوین در دوره امانالله خان و ملکه ثریا را میتوان بخشی از تاریخ طولانیتر آموزش در افغانستان دانست؛ تاریخی که فراز و نشیبهای زیادی داشته است.
امروز، در یکصدوهفتمین سالگرد استقلال افغانستان، بازخوانی آن دوره اهمیت دیگری پیدا میکند.
میلیونها دختر در افغانستان با محدودیتهای جدی در دسترسی به آموزش روبهرو هستند و بحث درباره آینده آموزش دختران بار دیگر به یکی از موضوعات اساسی جامعه تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نگاه به گذشته میتواند یادآور این واقعیت باشد که آموزش دختران در افغانستان موضوعی تازه یا وارداتی نیست و بیش از یک قرن سابقه بحث و تجربه دارد.
استقلال زمانی میتواند برای یک جامعه معنا و دوام بیشتری داشته باشد که مردم آن از فرصت یادگیری، رشد و مشارکت در ساختن آینده برخوردار باشند. تجربه دوره امانالله خان و ملکه ثریا، با همه کاستیها و چالشهای آن، نشان میدهد که آموزش از همان سالهای نخست پس از استقلال در شمار مسائل مهم آینده افغانستان قرار داشته است.
امروز نیز اگر قرار باشد افغانستان مسیر توسعه و ثبات را دنبال کند، آموزش همه کودکان و نوجوانان، بدون تبعیض، یکی از نیازهای اساسی آن خواهد بود. بهویژه آموزش دختران، نه فقط مسئله نیمی از جمعیت کشور، بلکه موضوعی مرتبط با آینده خانوادهها، اقتصاد، سلامت و توسعه اجتماعی افغانستان است.
میراث امانالله خان و ملکه ثریا را میتوان از همین زاویه دوباره خواند: کشوری که آینده خود را جدی میگیرد، نمیتواند آموزش بخشی از نسل آیندهاش را نادیده بگیرد.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید