نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
صلحی فراتر از سکوت سلاحها
در روز جهانی صلح، افغانستان یکی از دشوارترین پرسشهای این روز را پیش روی ما میگذارد: آیا افغانستان هیچگاه صلح را به معنای واقعی تجربه کرده است؟
افغانستان دورههایی از کاهش خشونت و ثبات نسبی را پشت سر گذاشته است؛ اما کاهش جنگ الزاماً به معنای صلح پایدار نیست. اگر صلح را تنها نبودِ جنگ بدانیم، بخش بزرگی از واقعیت افغانستان را نادیده گرفتهایم.
صلح واقعی فقط سکوت سلاحها نیست. صلح زمانی معنا مییابد که انسان از ترس رهایی داشته باشد، عدالت برقرار باشد، قربانیان به فراموشی سپرده نشوند، شهروندان بتوانند در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند و هیچ انسانی به دلیل جنسیت، قومیت، مذهب یا دیدگاه سیاسی از حقوق اساسی خود محروم نماند.
افغانستان؛ میان توقف جنگ و نبود صلح
بحران افغانستان تنها نتیجه جنگ میان گروههای مسلح نبوده است. دههها جنگ، بحران سیاسی، حذف گروههای مختلف از ساختار قدرت، فرهنگ معافیت از مجازات و نبود یک روند فراگیر برای رسیدگی به گذشته، زمینههای عمیقتری برای تداوم خشونت و بیاعتمادی فراهم کردهاند.
حتی در دورههایی که از «صلح» سخن گفته میشد، میلیونها افغان همچنان با ترس، فقر، آوارگی، ناامنی و محرومیت از حقوق اساسی زندگی میکردند.
تجربه مذاکرات صلح نیز نشان داد که توافق میان طرفهای سیاسی و نظامی، لزوماً به معنای صلح برای همه مردم نیست. هر روند صلحی که قربانیان، زنان، اقلیتها و دیگر گروههای آسیبپذیر را از تصمیمگیری درباره آینده کشور کنار بگذارد، با پرسشی جدی درباره فراگیری و پایداری خود روبهرو خواهد بود.
در سال ۲۰۲۱، همزمان با تلاشهای بینالمللی برای پیشبرد روند صلح، سازمان ملل متحد همچنان از سطح بالای خشونت و تلفات غیرنظامیان در افغانستان گزارش میداد. این واقعیت نشان میداد که حتی در بحبوحه مذاکرات سیاسی، مردم عادی همچنان هزینه اصلی بحران را میپرداختند.
امروز؛ پایان جنگ گسترده، آغاز صلح نیست
تحولات پس از بازگشت طالبان به قدرت، مفهوم صلح در افغانستان را بیش از پیش پیچیده کرده است.
ممکن است در مقایسه با دورههای جنگ سراسری، شدت برخی از درگیریهای نظامی کاهش یافته باشد؛ اما صلح تنها با کاهش درگیری مسلحانه سنجیده نمیشود.
اگر زنان و دختران از آموزش و کار محروم باشند، اگر مشارکت عمومی و سیاسی آنان محدود شود، اگر قربانیان جنگ به عدالت و پاسخگویی دسترسی نداشته باشند، اگر اقلیتها از امنیت و برابری برخوردار نباشند و اگر مردم نتوانند در تعیین آینده سیاسی کشور خود نقشی معنادار ایفا کنند، چگونه میتوان از صلح پایدار سخن گفت؟
در سپتامبر ۲۰۲۶، سازمان ملل متحد همچنان محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران افغانستان را مانعی جدی در برابر ثبات، توسعه و ادغام افغانستان در جامعه بینالمللی میداند و بر ضرورت مشارکت کامل و برابر زنان تأکید میکند.
این وضعیت نشان میدهد که چالش افغانستان تنها پایان دادن به جنگ نیست؛ بلکه ساختن شرایطی است که در آن انسانها بتوانند بی ترس، بی تبعیض و بی محرومیت زندگی کنند.
صلح آینده افغانستان به چه بهایی خواهد آمد؟
شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که افغانستان چه زمانی به صلح خواهد رسید.
پرسش مهمتر این است: صلح آینده افغانستان به چه بهایی به دست خواهد آمد؟
اگر صلح به قیمت حذف زنان از جامعه، فراموشی قربانیان، کنار گذاشتن عدالت و خاموش کردن صداهای مخالف حاصل شود، چنین صلحی تا چه اندازه میتواند پایدار و فراگیر باشد؟
تجربه افغانستان نشان داده است که نادیده گرفتن ریشههای خشونت، لزوماً خشونت را از میان نمیبرد. بدون رسیدگی به گذشته، بدون پاسخگویی در برابر نقض حقوق بشر و بدون ایجاد فضایی برای مشارکت همه شهروندان، خطر تکرار چرخههای بیاعتمادی و خشونت همچنان پابرجا خواهد ماند.
صلح پایدار در افغانستان باید بر پایه عدالت، پاسخگویی، حقوق بشر، مشارکت سیاسی فراگیر، برابری و احترام به کرامت انسانی بنا شود.
افغانستان به صلحی نیاز ندارد که تنها جنگ را متوقف کند؛ به صلحی نیاز دارد که چرخه خشونت و بیعدالتی را پایان دهد. صلح واقعی زمانی آغاز میشود که هیچ افغانی برای زنده ماندن، آزادی، آموزش، هویت و کرامت انسانی خویش ناگزیر به جنگیدن نباشد.
در افغانستان، مسئله تنها پایان جنگ نیست؛ مسئله ساختن صلحی است که ارزش زندگی انسان را به رسمیت بشناسد.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
راحیل تلاش، مدافع حقوق بشر و از چهرههای فعال در حوزه دفاع از حقوق زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی افغانستان است. او سالهاست که صدای خود را در دفاع…
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید