امید به رهایی؛ ایستادگی مردم افغانستان در برابر ظلم

افغانستان سرزمینی است که مردمش در طول چند دهه گذشته، طعم تلخ جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بی‌ثباتی سیاسی را چشیده‌اند. نسلی پس از نسل دیگر، در آرزوی روزی زیسته است که در آن انسان بتواند آزادانه درس بخواند، کار کند، سخن بگوید و سرنوشت خویش را خود رقم بزند.

افغانستان سرزمینی است که مردمش در طول چند دهه گذشته، طعم تلخ جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بی‌ثباتی سیاسی را چشیده‌اند. نسلی پس از نسل دیگر، در آرزوی روزی زیسته است که در آن انسان بتواند آزادانه درس بخواند، کار کند، سخن بگوید و سرنوشت خویش را خود رقم بزند.

اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، محدودیت‌های گسترده‌ای بر عرصه‌های گوناگون زندگی مردم، به‌ویژه زنان و دختران، تحمیل شد. نهادهای حقوق بشری سازمان ملل بارها نسبت به محدودیت در آموزش، اشتغال، آزادی رفت‌وآمد، مشارکت اجتماعی و آزادی بیان زنان و دختران افغانستان هشدار داده‌اند.

در چنین روزگاری، برای بسیاری از مردم افغانستان، ایمان و امید به خداوند به یکی از استوارترین پناهگاه‌های روحی بدل شده است؛ پناهی که در نبود عدالت زمینی، دل‌ها را به عدالتی برتر پیوند می‌زند.

وقتی همه درها بسته به نظر می‌رسند

انسان آنگاه بیش از هر زمان دیگری به امید نیازمند می‌شود که همه راه‌های پیش رویش بسته به نظر برسند.

در افغانستان امروز، مادرانی هستند که آرزو دارند دختران‌شان بار دیگر به مکتب بازگردند؛ پدرانی که آینده‌ای بهتر برای فرزندان‌شان می‌خواهند؛ جوانانی که در آرزوی کار و ساختن زندگی‌اند؛ و میلیون‌ها انسانی که تنها می‌خواهند بی هراس و بی محدودیت، شهروندان عادی سرزمین خویش باشند.

ایمان به خداوند، برای مردم افغانستان، صرفاً یک باور فردی نیست؛ در بسیاری از دشوارترین لحظات، به معنای امید به پایان ظلم، طلوع عدالت و گشایش راه‌هاست.

خداوند؛ پناه مظلوم

در فرهنگ دینی مردم افغانستان، باور به عدالت الهی جایگاهی عمیق و ریشه‌دار دارد. انسانی که در برابر ظلم قرار می‌گیرد، ممکن است از قدرت سیاسی، اقتصادی یا نظامی بی‌بهره باشد.

اما همچنان می‌تواند بر این باور استوار بماند که ظلم پایدار نیست و هیچ قدرتی از عدالت خداوند فراتر نمی‌رود. این باور، به معنای تسلیم در برابر ستم نیست؛ بلکه می‌تواند سرچشمه صبر، امید و پایداری مدنی باشد.

تاریخ افغانستان نیز گواه آن است که مردم این سرزمین، با وجود دشواری‌های بی‌شمار، همواره آرزوی آزادی، عدالت و زندگی بهتر را در دل زنده نگاه داشته‌اند.

امیدی که نباید بمیرد

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای سرکوب، تنها محدود ساختن آزادی‌های اجتماعی نیست؛ بلکه کاشتن بذر ناامیدی در دل مردم است. جامعه‌ای که امیدش را از دست بدهد، ممکن است به این باور برسد که هیچ تغییری دیگر شدنی نیست.

اما امید، حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌تواند زنده بماند. دختری که کتابش را کنار نمی‌گذارد، معلمی که دانش خویش را پاس می‌دارد، خبرنگاری که حقیقت را به قلم می‌آورد، مادری که برای آینده فرزندانش می‌کوشد و جوانی که به ساختن فردایی بهتر باور دارد؛ هر یک به گونه‌ای حامل این امید هستند.

از همین منظر، دست خداوند برای بسیاری از مردم، نماد آخرین امید است؛ امیدی که می‌گوید هیچ وضعیت سیاسی و هیچ برهه‌ای از تاریخ، جاودانه نیست.

زنان؛ بخشی از امید افغانستان

اگر سخن از آینده افغانستان در میان باشد، نمی‌توان زنان را از این تصویر حذف کرد.

سازمان ملل بارها نسبت به محدودیت‌های تحمیل‌شده بر زنان و دختران افغانستان در حوزه آموزش، اشتغال، رفت‌وآمد و مشارکت در زندگی عمومی هشدار داده است. با این همه، زنان افغانستان همچنان در برابر دشواری‌ها ایستاده‌اند؛ خانواده‌های خود را نگه می‌دارند، آموزش را در خفا ادامه می‌دهند، کار می‌کنند و صدای خود را به شیوه‌های گوناگون به گوش جهان می‌رسانند.

امید به آینده افغانستان، بی امید به بازگشت زنان و دختران به عرصه‌های علمی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، امیدی ناتمام و ناقص خواهد بود.

روزی که ظلم پایان می‌یابد

هیچ جامعه‌ای را یارای آن نیست که تا ابد در بحران بماند. نسل‌ها دگرگون می‌شوند، افکار تغییر می‌کنند و چرخ تاریخ همچنان می‌چرخد. آنچه امروز ناممکن می‌نماید، شاید فردا به واقعیت بدل شود.

آرزوی افغانستانی آزاد، آباد و عادلانه، آرزویی سیاسی برای گروهی خاص نیست؛ آرزوی میلیون‌ها انسانی است که می‌خواهند در سرزمین خود با کرامت زندگی کنند. رهایی نیز الزاماً به معنای انتقام نیست.

رهایی راستین، آنگاه فرا می‌رسد که عدالت جای انتقام را بگیرد، قانون جای زور را، آموزش جای جهل را و گفت‌وگو جای خشونت را. روزنامه‌نگار باید حقیقت را ثبت کند؛ معلم باید دانش را زنده نگه دارد؛ مادر باید امید را به نسل بعد بسپارد؛ جوان باید به آینده خویش باور داشته باشد؛ و جامعه باید در برابر بی‌عدالتی، از مسیرهای مسالمت‌آمیز و مسئولانه، خواهان عدالت باشد.

افغانستان هنوز زنده است

افغانستان، با همه زخم‌هایش، هنوز زنده است.

در خانه‌ای که مادری برای فرزندش دعا می‌کند، در دختری که پنهانی درس می‌خواند، در قلم خبرنگاری که حقیقت را ثبت می‌کند، در جوانی که به فردا می‌اندیشد و در قلب میلیون‌ها انسانی که آرزوی آزادی و آرامش دارند؛ هنوز رگه‌ای از امید جاری است.

شاید برای بسیاری از مردم، در روزگاری که قدرت‌های انسانی از پایان‌دادن به دردهای افغانستان درمانده‌اند، دست خداوند آخرین پناه و بزرگ‌ترین امید باشد.

افغانستان به روزی تازه نیاز دارد؛ روزی که در آن هیچ کودکی به سبب جنسیتش از مکتب محروم نماند، هیچ خبرنگاری از گفتن حقیقت هراس نداشته باشد، هیچ خانواده‌ای قربانی خشونت نشود و هیچ شهروندی به دلیل عقیده، قوم یا جنسیت خود خوار نگردد.

به امید فرارسیدن روز آزادی افغانستان

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید: