برشنا روشنا در یادداشتی، تجربه احساسی خود را پس از پایان رمان «بینوایان» بیان کرده است. او مینویسد همراهی با ژان والژان، فانتین و کوزت نگاهش به زندگی، رنج و صبر را دگرگون کرده و پایان کتاب برایش آغاز فهمی تازه بوده است. روشنا با استعارههایی شاعرانه از گمنامی، فداکاری و دوام سخن میگوید و تأکید میکند که این اثر کلاسیک هنوز توان دگرگونکردن خواننده را دارد.