اصولنامه جزایی طالبان، سندی ۱۱۹ مادهای، نمایانگر گذار این گروه از حکومت نظامی به قانونیکردن سرکوب سیستماتیک است. این سند بردهداری، آپارتاید طبقاتی و مذهبی، جرمانگاری عقاید مخالف و محدودیت شدید آزادیهای اجتماعی، فرهنگی و فردی را به شکل رسمی و حقوقی تثبیت میکند و جامعه را تحت کنترل مطلق حاکمان قرار میدهد.
شماری از زنان تجارتپیشه افغانستان که برای عرضه محصولات خود در سومین نمایشگاه بینالمللی صنعت ساختمان و بازسازی کابل هزینه غرفهها را پرداخت کردهاند، از ورود به نمایشگاه منع شدهاند. آنان میگویند نه تنها اجازه حضور ندارند، بلکه هیچ مقام مسئول یا نهاد برگزارکنندهای پاسخگوی بازگشت پول و وضعیت آنان نیست.
زبان فارسی از روایتگری ساده و تکلایه شاهنامه تا چندلایگی پرطنین حافظ، مسیر پویایی را پیموده است. ورود واژههای عربی نهتنها ساختار زبان را پیچیده نکرد، بلکه ظرفیت بیان را گسترش داد؛ واژههایی فشرده و چندمعنا آفرید که شعر فارسی را از گزارشگری مستقیم به قلمروی عمق، ایهام و ظرافت معنایی رساند.
با افزایش فشارهای امنیتی بر مدافعان حقوق بشر، زنان و خبرنگاران افغانستانی در پاکستان و تداوم خطر اخراج اجباری آنان، نگرانیها نسبت به نبود توجه کافی از سوی نهادهای بینالمللی شدت گرفته است؛ بهویژه آنکه حضور اخیر گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور افغانستان در اسلامآباد، بدون رسیدگی مستقیم به وضعیت این گروههای آسیبپذیر، پرسشهای جدی درباره کارآمدی حمایتهای بینالمللی ایجاد کرده است.
مفاهیم خوب و بد، برخلاف ظاهر مطلقشان، در بستر زمان و هنجارهای اجتماعی دگرگون میشوند. رفتاری که در دورهای نشانه شجاعت، مهارت یا تدبیر تلقی میشد، ممکن است امروز مصداق خشونت یا خطا دانسته شود. داوری اخلاقی و تاریخی تنها زمانی منصفانه است که هر پدیده در زمینه اجتماعی و فرهنگی زمانه خود سنجیده شود.
اصولنامه تازه هبتالله با تقسيم جامعه به چهار طبقه «علما، اشراف، متوسط و پايين»، نه تحليل اجتماعی است و نه برداشت دينی؛ بلکه نسخهای دستوری برای تحکيم سلطه اليگارشی مذهبی و ترويج منطق «بادار/غلام» است. اين سند، پيش از آنکه يک متن اداری باشد، محک وجدان جمعی مردم افغانستان و آزمونی برای واکنش آگاهانه جامعه است.