نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
«هلن فرمان»، نویسنده و فعال حقوق زنان، در یادداشتی به مناسبت ماه آگاهیرسانی درباره سرطان پستان، از زنان خواسته است بدن خود را بدون شرم و با نگاه خودشان بشناسند. به باور او، همان عضوی که جامعه سالها به زنان آموخته از دیدهشدنش شرم کنند، برای حفظ جان باید دیده، لمس و شناخته شود.
فرمان ساکن شهر «گوتنبرگ» سوئد است و در صفحه «فیسبوک» خود بهطور منظم درباره مسائل زنان، بدن و نابرابری جنسیتی مینویسد. او خود را «فمینیست» معرفی میکند و نوشتههایش اغلب آمیزهای از روایت شخصی و نقد اجتماعی است.
این نویسنده در یادداشت تازهاش، رابطه خود با بدنش را از نوجوانی تا چهلسالگی روایت کرده است. او مینویسد که تا پیش از چهلسالگی، پستان برای او عضوی بود آمیخته با شرم، تحقیر، پنهانکاری و مراقبت دائمی از نگاه دیگران.
فرمان از دوران بلوغ خود میگوید؛ دورانی که به نوشته او، بزرگشدن برای یک دختر مایه شرم بود. بلوغ باید اتفاق میافتاد، اما بیصدا و در نامرئیترین حالت ممکن. او یادآوری میکند که خواهران بزرگترش سر دسترخوان او را تهدید میکردند که به همه خواهند گفت «سینه درآورده» است.
به روایت او، در نوجوانی هیچکس درباره نیازش به سینهبند نپرسید. ناچار سینهبندی کهنه را از میان لباسهای قدیمی پیدا کرد، آن را به اندازه تن خود دوخت و یک سال تمام پوشید. فرمان مینویسد نخستین درسی که درباره بدنش آموخت این بود که «کسی نباید ببیند و کسی نباید بفهمد».
او در ادامه به تناقضی در نگاه جامعه به بدن زنان اشاره میکند. به نوشته فرمان، پستانی که باید پوشانده شود، همزمان باید به اندازه کافی بزرگ و برجسته باشد تا زن «جذاب» به شمار آید. صنعت زیبایی، تبلیغات و پورنوگرافی پستان زن را جنسی و قابل نمایش میکنند، اما زن برای شیر دادن به کودکش باید به گوشهای خلوت پناه ببرد.
این فعال حقوق زنان میگوید زنان سالها بهجای آنکه دیگران مسئول نگاهشان باشند، خود مسئول مدیریت نگاه دیگران بودهاند؛ از انتخاب لباس و حواسجمعی هنگام خمشدن تا پنهانشدن هنگام شیردهی. به گفته او، هر بار که از این قواعد سرپیچی کرده، با نگاههای خشمآلود، طعنه یا نگاههای جنسی روبهرو شده است.
نقطه چرخش این روایت، نخستین ماموگرافی نویسنده در چهلسالگی است. فرمان مینویسد دریافت نامه تعیین وقت ماموگرافی و ابتلای چند تن از دوستان همسنوسالش به سرطان پستان، نگاه او را دگرگون کرد. پستان از «چیزی که باید پنهانش کنی» به چیزی تبدیل شد که برای زنده ماندن باید نگاهش کنی، لمسش کنی و تغییراتش را بشناسی.
او این دگرگونی را تناقضی آشکار میخواند؛ عضوی که جامعه سالها به او آموخته بود از دیدهشدنش شرم کند، حالا برای حفظ جانش باید با دقت دیده میشد.
فرمان در بخشی از یادداشت به پیشینه تاریخی نگاه جوامع به بدن زنان پرداخته است. به نوشته او، پستان زن در دورهای نماد باروری و مادری بوده و در دورهای دیگر معیار زیبایی یا ابزاری برای داوری درباره اخلاق زن. او به مبارزه زنانی در «هند» برای حق پوشاندن بدن و بستن سینهها در «چین» در اوایل قرن بیستم اشاره میکند و نتیجه میگیرد که فرمانها و استانداردها عوض شدهاند، اما میل به کنترل بدن زن باقی مانده است.
این یادداشت همزمان با «اکتبر صورتی» نوشته شده است؛ ماهی که در بسیاری از کشورها به آگاهیرسانی درباره سرطان پستان اختصاص دارد.
بر پایه دادههای «سازمان جهانی بهداشت»، سرطان پستان شایعترین سرطان در میان زنان جهان است و تشخیص زودهنگام آن نقش تعیینکنندهای در موفقیت درمان دارد. در سوئد، جایی که فرمان زندگی میکند، زنان از چهلسالگی بهطور منظم با نامه برای ماموگرافی دعوت میشوند؛ همان نامهای که به گفته او نگاهش را به بدنش تغییر داد.
فرمان از خوانندگان خود خواسته است روبهروی آینه بایستند و بدنشان را نه با چشم تبلیغات و معیارهای زیبایی، بلکه با نگاهی «مهربان، مراقب و پذیرنده» ببینند. او تأکید کرده است که تغییرات پس از بارداری و شیردهی، عدم تقارن یا از دست دادن پستان در جریان درمان سرطان «نقص» نیست.
او در کنار توصیه به معاینه ماهانه پستان و ماموگرافی منظم پس از چهلسالگی، از زنان خواسته است دستکم ساعاتی از روز خود را از «قالبهای پارچهای» سینهبند رها کنند. به باور فرمان، بدن زنان نیازی به اصلاح ندارد و این چشمهای مردماند که باید تربیت شوند.
این نویسنده در پینوشتی روشن کرده است که پوشیدن لباس باز الزاماً نشانه روشنفکری و پوشاندن بدن الزاماً نشانه سرکوب نیست. به گفته او، تأکیدش بر حق انتخاب زن، مالکیت او بر بدنش و رهایی از جنسیسازی بدن زنان است.
یادداشت فرمان بر پیوند میان شرم از بدن و سلامت زنان انگشت میگذارد. سکوت و شرم درباره بدن میتواند زنان را از معاینه شخصی، گفتوگو با پزشک و مراجعه بهموقع برای ماموگرافی باز دارد.
در افغانستان، این پرسش ابعاد دیگری پیدا کرده است. طالبان با الزام پوشش کامل بدن و چهره زنان در بیرون از خانه و شرط همراهی محرم در سفر، پنهانسازی بدن زنان را از یک هنجار اجتماعی به یک الزام قانونی تبدیل کردهاند. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بدن، و حتی معاینه آن، برای بسیاری از زنان دشوارتر از گذشته شده است.
دسترسی زنان به خدمات درمانی نیز زیر فشار همین محدودیتها قرار دارد. طالبان آموزش دختران در دانشگاهها و انستیتوتهای طبی را ممنوع کردهاند.
این تصمیم در کشوری که بسیاری از زنان تنها نزد پزشک زن معاینه میشوند، کمبود پزشک و کادر درمانی زن را عمیقتر میکند. نهادهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که این روند، سلامت زنان را در درازمدت تهدید میکند.
در کشوری که ماموگرافی برای بیشتر زنان خدمتی دور از دسترس است و پوشاندن بدن زن الزام قانونی دارد، دعوت فرمان به «دیدن» بدن معنایی فراتر از یک توصیه سلامت پیدا میکند. این دعوت یادآوری میکند که برای میلیونها زن در افغانستان، حق شناختن بدن و حق درمان از حق انتخاب درباره آن جدا نیست.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید