نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در سالهای اخیر، جدالهای هویتی میان سیدها و هزارهها در فضای مجازی افغانستان بارها به موضوع بحث و مناقشه میان کاربران تبدیل شده است؛ تنشهایی که گاه از اختلافهای فردی فراتر رفته و به بحثهای گسترده اجتماعی و هویتی منجر شدهاند.
محمد مرادی، نویسنده و تحلیلگر مسائل اجتماعی و سیاسی افغانستان، در یادداشتی با تمرکز بر این پدیده، معتقد است که جدال مجازی میان سید و هزاره در دو دهه گذشته از یک الگوی دورهای پیروی کرده است.
او مینویسد که هرگاه رویدادی مهم و سرنوشتساز در ارتباط با جامعه هزاره، سید و بهطور کلی جامعه شیعی افغانستان رخ داده، همزمان یا در پی آن، موج تازهای از جدالهای هویتی میان این دو گروه در فضای مجازی شکل گرفته است.
از اختلاف هویتی تا مسئله انحراف افکار عمومی
مرادی در این یادداشت، پرسش اصلی را نه درباره وجود اختلاف میان سید و هزاره، بلکه درباره زمان شکلگیری و شدت گرفتن این اختلافها مطرح میکند.
به باور او، بررسی دورههای مختلف این مناقشه در سالهای گذشته میتواند نشان دهد که آیا میان اوجگیری تنشهای مجازی و رویدادهای مهم سیاسی، اجتماعی و امنیتی مرتبط با جامعه شیعی افغانستان ارتباطی وجود دارد یا خیر.
او تأکید میکند که شناسایی جریان یا جریانهایی که ممکن است در ایجاد یا تشدید این چرخه نقش داشته باشند، نیازمند بررسی بیشتر و مستند است و نمیتوان صرفاً بر اساس همزمانی رویدادها، درباره عامل یا سازماندهنده آن داوری قطعی کرد.
با این حال، نویسنده معتقد است که ایجاد اختلاف میان گروههای اجتماعی و منحرف شدن توجه عمومی از مسائل اساسی، یکی از روشهایی است که در دورههای مختلف تاریخی از سوی قدرتهای سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
«تفرقه بینداز و حکومت کن»
مرادی در بخش دیگری از یادداشت خود به مفهوم تاریخی «تفرقه بینداز و حکومت کن» اشاره میکند و آن را بهعنوان الگویی شناختهشده در مناسبات قدرت بررسی میکند.
از دیدگاه او، حکومتها میتوانند با ایجاد یا تشدید اختلاف میان گروههای اجتماعی، بخشی از انرژی و توجه جامعه را به درگیریهای داخلی معطوف کنند و در چنین شرایطی، مسائل اصلی و مطالبات عمومی کمتر مورد توجه قرار گیرد.
او معتقد است که در چنین وضعیتی، گروههای محروم ممکن است بدون آگاهی از پیامدهای این روند، وارد چرخهای از تقابل شوند که نتیجه آن افزایش شکاف اجتماعی و کاهش توان جمعی برای پیگیری مطالبات اساسی است.
پرسش درباره زمانبندی تنشها
بخش محوری یادداشت مرادی، پیشنهاد بررسی «زمانشناسی» این مناقشههاست.
او از مخاطبانش میخواهد دورههای مختلف تنش میان سید و هزاره را در کنار رویدادهای مهم جامعه شیعی افغانستان بررسی کنند و ببینند آیا در مقاطع حساس، همزمانی معناداری میان این دو روند وجود داشته است یا خیر.
این دیدگاه، در صورت قرار گرفتن در معرض بررسی تاریخی و دادههای قابل راستیآزمایی، میتواند به پرسشهای گستردهتری درباره سازوکار شکلگیری موجهای هویتی در شبکههای اجتماعی افغانستان منجر شود.
با این حال، صرف همزمانی یک موج مجازی با یک رویداد سیاسی یا اجتماعی، بهتنهایی اثباتکننده وجود رابطه علّی یا دخالت سازمانیافته نیست و برای رسیدن به چنین نتیجهای، بررسی منشأ محتوا، شبکه انتشار، حسابهای مؤثر، زمانبندی پستها و ارتباط میان کنشگران ضروری است.
دوری از چرخه تنش
مرادی در پایان یادداشت خود بر اهمیت شناخت زمان و سازوکار شکلگیری آنچه «توطئه-فتنه» مینامد تأکید میکند و معتقد است که شناخت این روند و پرهیز از گرفتار شدن در آن، میتواند یکی از راههای کاهش اثرگذاری چنین موجهایی باشد.
در نهایت، پرسش اساسی این است که آیا جدالهای مجازی میان سید و هزاره صرفاً نتیجه اختلافهای اجتماعی و هویتی موجود است یا اینکه در برخی مقاطع، عوامل دیگری نیز در شکلگیری و تشدید آن نقش دارند؟
پاسخ به این پرسش، بیش از واکنشهای احساسی در شبکههای اجتماعی، به بررسی مستند دورههای مختلف این مناقشه، مقایسه آن با رویدادهای همزمان و شناسایی مسیر انتشار و تشدید محتوا نیاز دارد.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
بلخی، نام مستعار وی است؛ دانشآموخته روابط بینالملل و فعال رسانهای که فعالیت خود در حوزه روزنامهنگاری را از سال ۲۰۱۸ در کابل آغاز کرد. علاقه به روزنامهنگاری و باور…
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید