ادعونی استجب لکم؛ آیا شیوه خواندن خدا را آموختهایم؟
«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر: ۶۰)
این آیه یکی از مشهورترین آیات قرآن کریم درباره دعاست؛ آیهای که تقریباً هر مسلمانی بارها شنیده و بر زبان رانده است. با این حال، شاید کمتر آیهای به اندازه این آیه گرفتار برداشتهای سطحی و ناقص شده باشد.
بسیاری گمان میکنند خداوند در این آیه وعده داده است که هرگاه او را بخوانیم، دقیقاً همان چیزی را که میخواهیم، در همان زمان و به همان شکل، به ما عطا کند؛ گویی خداوند مأمور اجرای خواستههای ماست و دعا فقط وسیلهای برای سفارش آرزوها. اما آیا واقعاً مقصود قرآن این است؟
اگر آیات قرآن را در کنار یکدیگر بنگریم، به نظر میرسد مقصود این آیه بسیار عمیقتر از چنین برداشتی باشد. قرآن، دعا را صرفاً یک درخواست ساده و مکانیکی معرفی نمیکند، بلکه آن را راهی برای پیوند و ارتباط بنده با پروردگار میداند.
آیه با واژه «ادعونی» آغاز میشود، نه «سلونی» یا «اطلبوا منی». در زبان عربی، «دعا» تنها به معنای درخواست مادی نیست، بلکه خواندن، روی آوردن و فراخواندن را نیز در بر میگیرد و یکی از لوازم آن، برقراری ارتباط با مخاطب است. بنابراین، پیش از آنکه سخن از «خواستن» باشد، سخن از «روی آوردن» و «رابطه» است.
همانگونه که هیچ رابطه انسانی بدون شناخت، احترام و آداب شکل نمیگیرد، رابطه با خداوند نیز آداب و شرایطی دارد. اگر انسانی بدون سلام، بدون احترام و تنها در زمان نیاز به سراغ دیگری برود و صرفاً فرمان دهد، این رفتار حتی در روابط بشری نیز پسندیده نیست.
البته خداوند مانند انسان نیست و به ستایش و احترام ما نیازی ندارد. آداب دعا برای تغییر خداوند نیست، بلکه برای آماده شدن خود انسان است. همانگونه که وضو چیزی بر پاکی خدا نمیافزاید، بلکه انسان را برای عبادت آماده میکند، آداب دعا نیز دل انسان را برای ارتباط با پروردگار آماده میسازد.
از همین رو، قرآن میفرماید:
«ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَهً» (اعراف: ۵۵)
«پروردگار خود را با تضرع و در نهان بخوانید.»
و نیز میفرماید:
«فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» (غافر: ۱۴)
«خدا را با اخلاص بخوانید.»
اخلاص، فروتنی، حضور قلب، یقین به اجابت و اعتماد، از مهمترین آداب دعا هستند. دعا بیش از آنکه حرکت زبان باشد، حرکت دل به سوی خداست.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«ادْعُوا اللَّهَ وَأَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالإِجَابَهِ.»
«خدا را بخوانید، در حالی که به اجابت او یقین دارید.»
و امام صادق (ع) فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ سَاهٍ.»
«خداوند دعایی را که از دلی غافل برخیزد، اجابت نمیکند.»
دومین نکته اساسی، توجه به حکمت الهی است. خداوند نه تنها قادر مطلق، بلکه حکیم مطلق است. جهان را بر اساس نظام، سنتها و حکمت اداره میکند. بنابراین، «استجب لکم» را نباید به معنای اجابت بیقیدوشرط هر خواستهای دانست.
«استجابت» در لغت به معنای «پاسخ دادن» است، نه لزوماً «دادن همان چیزی که درخواست شده است». پاسخ خداوند گاهی «آری» است، گاهی «نه»، گاهی «اکنون نه» و گاهی چیزی بهتر از آن چیزی است که انسان خواسته است.
قرآن میفرماید:
«وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (بقره: ۲۱۶)
«چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است… خدا میداند و شما نمیدانید.»
اگر پزشکی درخواست بیمار برای مصرف دارویی زیانآور را نپذیرد، او را نادیده نگرفته، بلکه از روی دانش و خیرخواهی پاسخ داده است. نسبت خدا با بنده، به مراتب فراتر از این مثال است.
یکی از خطاهای رایج، سنجیدن خدا با معیارهای روابط انسانی است. ما انتظار داریم خدا همانند انسان با زبان پاسخ دهد یا خواسته ما را بیکموکاست برآورده کند؛ در حالی که پاسخ الهی غالباً در قالب سنتهای آفرینش آشکار میشود: گاه با گشودن راهی تازه، گاه با بستن راهی که به زیان ماست، گاه با آرامشی در دل و گاه با دگرگون کردن خود انسان، نه صرفاً شرایط پیرامون او.
نمونههای دعا در قرآن نیز همین حقیقت را به زیبایی نشان میدهند. حضرت زکریا (ع) پیش از بیان خواسته خود، ناتوانی خویش و رحمت پروردگار را یادآور میشود: «رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی…» (مریم: ۴). حضرت ایوب (ع) در اوج رنج نمیگوید: «بیماری مرا برطرف کن»، بلکه با ادب عرض میکند: «أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» (انبیاء: ۸۳). حضرت یونس (ع) نیز در دل تاریکیها، پیش از هر درخواستی، به تسبیح و اعتراف به کاستی خویش روی میآورد: «لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء: ۸۷).
گویی قرآن با این نمونهها میآموزد که دعا، پیش از آنکه فهرست خواستهها باشد، اظهار بندگی، شناخت خدا و بازگشت دل به سوی اوست.
عارفان مسلمان نیز بر همین حقیقت تأکید کردهاند. در آثار مولانا بارها این معنا دیده میشود که خودِ شوق دعا، نشانه لطف الهی است؛ زیرا اگر خداوند اراده روی آوردن بنده را نمیخواست، میل دعا را نیز در دل او نمیافکند. ابوحامد غزالی نیز در احیاء علومالدین حقیقت دعا را اظهار بندگی، فقر و نیاز انسان در پیشگاه خدا میداند، حتی اگر نتیجه ظاهری دعا همان چیزی نباشد که انسان انتظار دارد.
آیه شریفه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» را میتوان اینگونه فهمید:
خداوند نمیگوید: «هرچه خواستید، همان را انجام میدهم»؛ بلکه میفرماید: با من رابطه برقرار کنید، مرا بخوانید و به سوی من روی آورید؛ من نیز شما را بیپاسخ نخواهم گذاشت. اما پاسخ من، پاسخ خدای حکیم و مهربان است، نه پاسخ یک مجری خواستههای لحظهای.
اگر خدا را خداگونه بشناسیم، انتظارمان از دعا نیز خداگونه خواهد شد. آنگاه دعا دیگر وسیلهای برای فرمان دادن به خدا نیست، بلکه پلی برای نزدیک شدن به او خواهد بود. شاید بزرگترین اجابت دعا آن نباشد که جهان مطابق خواسته ما تغییر کند، بلکه آن باشد که ما در پرتو دعا، مطابق حکمت الهی دگرگون شویم. آنگاه انسان درمییابد که خدا، پیش از آنکه خواسته او را بشنود، دل او را شنیده است.


























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰