استقلال اقتصادی زنان؛ حقی که اسلام به رسمیت شناخت
استقلال اقتصادی زنان از جمله موضوعاتی است که در سالهای اخیر بیش از گذشته در کانون بحثهای اجتماعی، حقوقی و دینی قرار گرفته است.
برخی این موضوع را دستاورد اندیشههای معاصر میدانند، اما با مراجعه به منابع اسلامی میتوان دریافت که اسلام بیش از چهارده قرن پیش، برای زنان شخصیت مستقل حقوقی و اقتصادی قائل شده و حقوقی چون مالکیت، ارث، کسب درآمد و تصرف در اموال را به رسمیت شناخته است. از این رو، استقلال اقتصادی زنان را نمیتوان پدیدهای نوظهور دانست، بلکه باید آن را بخشی از نگاه جامع اسلام به کرامت انسانی و عدالت اجتماعی به شمار آورد.
تاریخ نشان میدهد که زنان در بسیاری از تمدنهای پیش از اسلام از ابتداییترین حقوق انسانی محروم بودند. در برخی جوامع، زن نه مالک دارایی خود بود و نه از حق ارث برخوردار میشد. حتی در مواردی، او همچون بخشی از اموال خانواده تلقی میشد و اختیار زندگی و داراییاش در دست دیگران قرار داشت.
در چنین فضایی، ظهور اسلام تحولی بنیادین در نگرش به زن ایجاد کرد. این دین با نفی بسیاری از سنتهای ناعادلانه عصر جاهلیت، جایگاه زن را بهعنوان انسانی دارای کرامت، شخصیت مستقل و مسئولیت اجتماعی تثبیت کرد و او را در کنار مرد، مخاطب احکام و حقوق الهی قرار داد.
در اندیشه اسلامی، زن تنها عضوی از خانواده نیست، بلکه یکی از ارکان مهم جامعه و تربیتکننده نسلهای آینده است. نقش او در رشد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه انکارناپذیر است و هر اندازه زنان از دانش، آگاهی و توانمندی بیشتری برخوردار باشند، جامعه نیز از ظرفیتهای گستردهتری برای پیشرفت بهرهمند خواهد شد. به همین دلیل، اسلام همواره بر حفظ کرامت، حقوق و مسئولیتهای زنان تأکید کرده و آنان را از مشارکت در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی بازنداشته است.
این موضوع برای جامعه افغانستان اهمیت ویژهای دارد. زنان افغان در دهههای گذشته و بهویژه در سالهای اخیر، با محدودیتهای فراوانی در عرصههای آموزشی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو بودهاند. در چنین شرایطی، بازخوانی دیدگاه اسلام درباره حقوق اقتصادی زنان میتواند بسیاری از برداشتهای نادرست را اصلاح کند و نشان دهد که محروم کردن زنان از حقوق اقتصادی، با مبانی قرآن کریم و سنت نبوی سازگار نیست. هدف این یادداشت نیز تبیین همین واقعیت است؛ اینکه زن مسلمان باید بداند اسلام برای او جایگاهی روشن و حقوقی مشخص در عرصه اقتصاد در نظر گرفته و استقلال اقتصادی را بخشی از شخصیت حقوقی او میداند.
بر همین اساس، چند پرسش اساسی مطرح میشود: استقلال اقتصادی زنان از منظر شریعت اسلامی به چه معناست؟ آیا زنان مسلمان حق مالکیت بر اموال خود را دارند؟ آیا اسلام حق اشتغال و فعالیت اقتصادی را برای آنان به رسمیت شناخته است؟ و استقلال اقتصادی چه تأثیری بر خانواده و جامعه خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسشها میتواند تصویر روشنتری از نگاه اسلام به جایگاه اقتصادی زنان ارائه دهد.
استقلال اقتصادی زنان از منظر اسلام
استقلال اقتصادی، تنها به معنای داشتن درآمد یا اشتغال نیست، بلکه مفهومی گستردهتر و عمیقتر دارد. استقلال اقتصادی زمانی تحقق مییابد که زن بتواند به امکانات اقتصادی دسترسی داشته باشد، مالک اموال و داراییهای خود باشد، از راه مشروع درآمد کسب کند و درباره نحوه مصرف و مدیریت دارایی خویش تصمیم بگیرد. به بیان دیگر، استقلال اقتصادی به معنای برخورداری از اختیار قانونی و شرعی در تصرف اموال و بهرهبرداری از دسترنج خویش است.
در ادبیات حقوقی نیز، حقوق زنان تنها به حوزه اقتصاد محدود نمیشود، بلکه ابعاد مختلفی از جمله حقوق دینی، اجتماعی، آموزشی، قانونی، اقتصادی و سیاسی را در بر میگیرد. با این حال، استقلال اقتصادی یکی از پایههای اساسی تحقق سایر حقوق زنان به شمار میآید؛ زیرا بسیاری از فرصتهای علمی، اجتماعی و حتی مشارکتهای مدنی، بدون برخورداری از امنیت و استقلال مالی، با چالش روبهرو خواهد شد.
حق مالکیت زنان در قرآن کریم
یکی از مهمترین مبانی استقلال اقتصادی زنان در اسلام، حق مالکیت است. قرآن کریم در آیات متعددی این حق را به رسمیت شناخته و زن را همانند مرد، مالک دارایی و دسترنج خویش معرفی کرده است.
در آیه هفتم سوره نساء، خداوند میفرماید که مردان از آنچه پدر، مادر و خویشاوندان بر جای میگذارند سهمی دارند و زنان نیز از همان میراث سهم مشخصی خواهند داشت، خواه آن مال اندک باشد یا فراوان. اهمیت این حکم زمانی آشکارتر میشود که به فضای اجتماعی عصر جاهلیت توجه کنیم؛ دورانی که ارث تنها به مردانی تعلق میگرفت که توانایی حضور در میدان نبرد را داشتند و زنان بهطور کامل از این حق محروم بودند. اسلام با نزول این آیه، یکی از مهمترین سنتهای تبعیضآمیز آن دوران را کنار گذاشت و حق ارث زنان را بهعنوان یک حکم قطعی الهی تثبیت کرد.
قرآن کریم در آیه سیودوم سوره نساء نیز بر اصل مالکیت زنان نسبت به حاصل تلاش و فعالیت اقتصادی خود تأکید میکند و میفرماید که هر مرد از دستاورد خویش بهرهمند است و هر زن نیز از آنچه به دست آورده، سهم دارد. این آیه بهروشنی نشان میدهد که اسلام، مالکیت زنان بر درآمد و سرمایه حاصل از کار مشروع را به رسمیت شناخته و آنان را در این زمینه مستقل میداند. از این رو، زن مسلمان نهتنها حق دارد فعالیت اقتصادی داشته باشد، بلکه مالک درآمد، سرمایه و دارایی خویش نیز هست و هیچکس نمیتواند این حق را از او سلب کند.
بنابراین، آیات قرآن کریم نشان میدهد که استقلال اقتصادی زنان، اصلی ریشهدار در تعالیم اسلامی است. حق ارث، حق مالکیت و حق بهرهمندی از دسترنج، سه پایه مهم این استقلال را تشکیل میدهد و نشان میدهد که اسلام، زن را شخصیتی مستقل در عرصه اقتصاد میداند؛ شخصیتی که در کنار ایفای نقشهای خانوادگی، از حقوق مالی و اقتصادی مشخصی نیز برخوردار است.
آیا اسلام حق اشتغال را برای زنان به رسمیت شناخته است؟
یکی از پرسشهای مهم در بحث استقلال اقتصادی زنان، مسئله اشتغال و حضور آنان در فعالیتهای اقتصادی است. گاه چنین تصور میشود که اسلام زنان را از کار و فعالیت اجتماعی بازداشته است؛ در حالی که مراجعه به قرآن کریم، تصویری متفاوت ارائه میدهد. قرآن در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره قصص، داستان حضرت موسی(ع) و دو دختر حضرت شعیب(ع) را نقل میکند؛ دو بانویی که برای آب دادن به گوسفندان خود در کنار چاه مدین حضور داشتند و به دلیل کهولت سن پدرشان، مسئولیت بخشی از امور خانواده را بر عهده گرفته بودند.
این روایت نشان میدهد که فعالیت اقتصادی زنان، در صورت رعایت اصول اخلاقی و ارزشهای اسلامی، نهتنها مورد نکوهش قرار نگرفته، بلکه بهعنوان واقعیتی طبیعی در زندگی اجتماعی مطرح شده است. از این رو، نمیتوان ادعا کرد که اسلام اصل اشتغال زنان را نفی کرده است؛ بلکه آنچه در تعالیم اسلامی اهمیت دارد، رعایت چارچوبهای شرعی، حفظ کرامت انسانی و پاسداری از ارزشهای اخلاقی در محیط کار است.
بر همین اساس، زنان مسلمان میتوانند متناسب با تواناییها، تخصص و نیازهای جامعه در عرصههای مختلف فعالیت کنند. در کنار مسئولیتهای خانوادگی که جایگاه مهمی در نظام خانواده دارد، حضور زنان در حرفههایی مانند آموزش، پزشکی، پرستاری، روانشناسی، پژوهش، تجارت و دیگر خدمات اجتماعی، نهتنها مجاز است، بلکه در بسیاری از موارد، ضرورتی برای تأمین نیازهای جامعه اسلامی به شمار میآید. اسلام هیچگاه میان ایفای نقش خانوادگی و مشارکت سازنده اجتماعی تعارضی ایجاد نکرده، بلکه همواره بر حفظ تعادل میان این دو تأکید داشته است.
آثار استقلال اقتصادی زنان
استقلال اقتصادی، تنها به معنای برخورداری از درآمد یا مالکیت نیست، بلکه آثار گستردهای بر خانواده، جامعه و روند توسعه یک کشور بر جای میگذارد. زنی که از استقلال مالی برخوردار باشد، با اعتمادبهنفس بیشتری در تصمیمگیریهای خانوادگی مشارکت میکند، در تربیت فرزندان نقش مؤثرتری دارد و میتواند در توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه سهم فعالتری ایفا کند.
افزون بر این، استقلال اقتصادی زمینه افزایش سطح آموزش و آگاهی زنان را نیز فراهم میسازد. هرچه زنان فرصت بیشتری برای تحصیل، اشتغال و فعالیت اقتصادی داشته باشند، توانایی آنان در ایفای نقشهای اجتماعی نیز افزایش مییابد و جامعه از ظرفیت نیمی از سرمایه انسانی خود بهرهمند خواهد شد. از سوی دیگر، حضور فعال زنان در عرصه اقتصاد، زمینهساز رشد تولید، افزایش سرمایه انسانی و تقویت بنیان خانواده خواهد بود.
در تاریخ تمدن اسلامی نیز نمونههای فراوانی از زنان اثرگذار وجود دارد. یکی از شناختهشدهترین این نمونهها، فاطمه فهری است؛ بانویی مسلمان که دانشگاه قَرویین در شهر فاس مراکش را بنیان گذاشت. این مرکز علمی که در آغاز بهصورت مسجد فعالیت میکرد، بهتدریج به یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام تبدیل شد و امروزه نیز از سوی بسیاری از مراکز علمی، قدیمیترین دانشگاه فعال جهان شناخته میشود. این نمونه تاریخی نشان میدهد که هرگاه زمینه فعالیت علمی و اقتصادی زنان فراهم شده، آنان توانستهاند نقش ماندگاری در پیشرفت تمدن اسلامی ایفا کنند.
در مقابل، محروم کردن زنان از فعالیتهای اقتصادی، پیامدهای نامطلوبی برای جامعه به همراه دارد. افزایش خشونت علیه زنان، کاهش فرصتهای آموزشی، گسترش مشکلات روانی، افزایش ازدواجهای اجباری و ازدواج در سنین پایین، از جمله آسیبهایی است که میتواند در نتیجه محدود شدن حضور زنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی پدید آید. از این رو، فراهم کردن زمینه مشارکت مشروع و سازنده زنان در اقتصاد، تنها دفاع از حقوق فردی آنان نیست، بلکه اقدامی در جهت سلامت و پویایی جامعه محسوب میشود.
و در نهایت …
زنان نیمی از جمعیت هر جامعه را تشکیل میدهند و هیچ کشوری بدون بهرهگیری از ظرفیتهای آنان به توسعه پایدار دست نخواهد یافت. مشارکت زنان در اقتصاد، آموزش، فرهنگ و تصمیمگیریهای اجتماعی، نهتنها به توانمندسازی آنان میانجامد، بلکه کیفیت زندگی خانوادهها و میزان پیشرفت جامعه را نیز ارتقا میدهد. هرجا فرصت فعالیت اقتصادی برای زنان فراهم شده است، آثار آن در رشد سرمایه انسانی، افزایش رفاه و توسعه اجتماعی آشکار بوده است.
در جامعه افغانستان نیز بازخوانی دیدگاه اسلام درباره حقوق اقتصادی زنان، میتواند بسیاری از سوءبرداشتها را اصلاح کند. اسلام زن را انسانی برخوردار از کرامت، حق مالکیت، حق ارث و حق فعالیت اقتصادی میداند و این حقوق را در کنار مسئولیتهای خانوادگی برای او به رسمیت میشناسد. از این منظر، محروم کردن زنان از حقوق اقتصادی، نهتنها مانعی در مسیر توسعه جامعه است، بلکه با روح عدالتمحور تعالیم اسلامی نیز سازگار نیست.
اسلام برای زنان مجموعهای از حقوق انسانی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در نظر گرفته است که استقلال مالی یکی از مهمترین آنهاست. حق مالکیت، حق ارث، حق اشتغال مشروع و حق بهرهمندی از دسترنج، همگی نشان میدهد که زن در اندیشه اسلامی شخصیتی مستقل و برخوردار از حقوق روشن اقتصادی است.
اگر جامعه اسلامی زمینه بهرهمندی زنان از این حقوق را فراهم سازد، نهتنها زنان توانمندتر خواهند شد، بلکه خانوادهها استحکام بیشتری خواهند یافت و جامعه نیز از ظرفیت نیمی از سرمایه انسانی خود برای دستیابی به توسعه، عدالت و پیشرفت بهره خواهد برد. از همین رو، بازخوانی دقیق آموزههای قرآن و سنت درباره حقوق اقتصادی زنان، ضرورتی برای امروز جوامع اسلامی و بهویژه افغانستان به شمار میآید؛ ضرورتی که میتواند زمینهساز فهم صحیحتر از جایگاه زن و نقش او در ساختن آیندهای بهتر باشد.


























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰