پانزدهم آگست؛ وقتی رؤیاهای دختران به سکوت محکوم شدند!

این یادداشت از زبان دختران و زنان افغانستان، پانزدهم آگست را یادآور محدودیت‌های گسترده در مسیر آموزش، کار و تحقق آرزوهای آنان می‌داند و با استناد به آیات قرآن، بر ارزش علم‌آموزی، کرامت انسانی و نقش زنان در ساختن آینده افغانستان تأکید می‌کند.

پانزدهم آگست؛ وقتی رؤیاهای دختران به سکوت محکوم شدند!

ما دختران و زنان افغانستان، پانزدهم آگست را تنها به‌عنوان یک تاریخ در تقویم نمی‌بینیم؛ برای بسیاری از ما، این روز یادآور تغییر بزرگی است که بر زندگی، آموزش، کار، آینده و رؤیاهای میلیون‌ها انسان سایه افگند.

آن روز، بسیاری از دختران با کتاب‌هایی که در دست داشتند، آینده‌ای را تصور می‌کردند که در آن می‌توانستند درس بخوانند، دانشگاه بروند، تخصص کسب کنند، معلم، داکتر، مهندس، پژوهشگر و خدمت‌گزار جامعه شوند. اما ناگهان بسیاری از این مسیرها دشوار یا مسدود شد و رؤیاهای شماری از دختران، به جای آن‌که در صنف و دانشگاه شکوفا شود، در خانه و پشت دروازه‌های بسته ماند.

ما نمی‌گوییم دختر بودن یعنی برتری بر دیگران؛ می‌گوییم دختر بودن یعنی انسان بودن و داشتن حق کرامت، آموختن، رشد کردن و خدمت به جامعه.

از نگاه دین هم اگر بگویم، باز هم!

اسلام، علم‌آموزی را ارزش می‌داند و زن و مرد را در اصل کرامت انسانی و مسئولیت در برابر خداوند شریک می‌داند. قرآن کریم می‌فرماید:

«هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»

آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند برابرند؟

همچنین خداوند می‌فرماید:

«وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا»

و بگو: پروردگارا، بر دانشم بیفزا.

دانش، تنها وسیلهٔ رسیدن به شغل نیست؛ وسیله‌ای برای شناخت، رشد شخصیت، خدمت به خانواده و جامعه و انجام مسئولیت‌های انسانی است.

ما خواهان علمی هستیم که با اخلاق همراه باشد؛
آزادی‌ای که با مسئولیت همراه باشد؛
و پیشرفتی که با ارزش‌های دینی و انسانی در تضاد نباشد.

ما چه می‌خواهیم؟

ما دختران و زنان افغانستان، دشمن علم، فرهنگ، دین یا جامعه نیستیم؛ ما بخشی از همین جامعه‌ایم.

ما می‌خواهیم:

  • بتوانیم آموزش ببینیم و استعدادهای خود را شکوفا کنیم.
  • با حفظ ارزش‌های دینی و فرهنگی، در آبادانی جامعه سهم بگیریم.
  • به جای ترس از آینده، برای آینده برنامه داشته باشیم.
  • مادرانی باسواد و آگاه باشیم تا نسل آینده را بهتر تربیت کنیم.
  • اگر معلم می‌شویم، چراغ دانش باشیم؛ اگر داکتر می‌شویم، خدمت‌گزار مردم؛ و اگر پژوهشگر می‌شویم، در حل مشکلات کشور سهم بگیریم.
  • صدای ما شنیده شود، بدون آن‌که مجبور باشیم برای شنیده‌شدن از کرامت و باورهای خود دست بکشیم.

سکوت ما به معنای نداشتن رؤیا نیست

ممکن است دروازه‌ای بسته شود، اما ذهن انسان را نمی‌توان به آسانی زندانی کرد.

کتاب را می‌توان از دست گرفت، اما میل دانستن را نمی‌توان از قلب یک دختر بیرون کرد.

ممکن است یک مسیر متوقف شود، اما ارادهٔ یک نسل می‌تواند راه‌های تازه‌ای برای آموختن، ساختن و خدمت پیدا کند.

ما نمی‌خواهیم فقط دربارهٔ گذشته گریه کنیم؛
ما می‌خواهیم آینده را بسازیم.

پانزدهم آگست برای ما یادآور این حقیقت نیز هست که جامعه‌ای که نیمی از ظرفیت انسانی خود را از رشد و شکوفایی محروم کند، از پیشرفت کامل باز می‌ماند.

ما دختران و زنان افغانستان، با حفظ ایمان، عزت، حیا، اخلاق و هویت خود، می‌خواهیم دانش بیاموزیم، توانمند شویم و برای خانواده و وطن خود مفید باشیم.

نه برای جنگیدن با کسی؛
نه برای نفی ارزش‌های جامعه؛
بلکه برای ساختن آینده‌ای که در آن علم و اخلاق، دین و دانش، کرامت و مسئولیت در کنار هم قرار گیرند.

سخن ما را بشنوید

پانزدهم آگست را فراموش نمی‌کنیم؛
اما نمی‌گذاریم خاطرهٔ آن، تمام آیندهٔ ما را تعریف کند.

ما هنوز کتاب می‌خواهیم.
هنوز قلم می‌خواهیم.
هنوز آموزش می‌خواهیم.
هنوز آینده می‌خواهیم.

ما دختران و زنان افغانستان هستیم؛
رؤیاهای ما خاموش نشده است.

اگر صدای ما امروز آرام است، به این معنا نیست که رؤیای ما مرده است.

رؤیاهای ما حق زندگی دارند؛
و دانش، چراغی است که حتی در تاریک‌ترین روزها می‌تواند راه فردا را روشن کند.

نویسنده: فخریه سمندری؛ استاد دانشگاه و فعال حقوق زنان و آموزش

📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش می‌ماند…

خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان

ما را دنبال کنید: