نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
بهعنوان یک دختر هزاره، میخواهم نه از روی نفرت و دشمنی، بلکه از روی درد، حقیقت و وجدان با مردم افغانستان، از همه اقوام، سخن بگویم.
این سخن، سخنِ نفرت از هیچ قومی نیست؛ سخنِ یک دادخواهی تاریخی است. سخن درباره انسانهایی است که کشته شدند، زمینهایشان گرفته شد، به بردگی فروخته شدند، آواره شدند و نسلهایشان با زخم آن تاریخ زندگی کردند.
تاریخی که نمیتوان با انکار پاک کرد
آنچه بر مردم هزاره در جریان لشکرکشیها و سرکوبهای دوران امیر عبدالرحمن خان، بهویژه در سالهای ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳، گذشت، افسانه یا روایتی بیاساس نیست.
منابع تاریخی، از جمله Encyclopaedia Iranica، از کشتار گسترده، فروش و بردگی هزاران هزاره، مصادره زمینها و داراییها و آوارگی و جابهجایی اجباری شمار بزرگی از مردم هزاره گزارش دادهاند؛ هرچند درباره میزان دقیق قربانیان و جمعیت آسیبدیده میان منابع اختلاف وجود دارد.
اما اختلاف بر سر آمار، اصل جنایت را از میان نمیبرد.
این تاریخ را نمیتوان با سکوت از میان برد و با انکار تغییر داد.
جنایت یک حاکم، مسئولیت یک قوم نیست
در بررسی این تاریخ باید میان مسئولیت حاکمان و نیروهای تحت فرمان آنان و هویت قومی میلیونها انسانی که نسلها بعد زندگی میکنند، تفاوت گذاشت.
نقد عبدالرحمن خان باید متوجه سیاستها، تصمیمها و عملکرد او و ساختار قدرت تحت فرمانش باشد، نه متوجه قوم پشتون.
در عین حال، تعلق قومی نباید به سپری برای تقدیس یا معافیت تاریخی هیچ حاکمی تبدیل شود.
اگر یک پشتون بتواند بگوید: «اگر در حق هزارهها ظلم شده است، من آن ظلم را توجیه نمیکنم، حتی اگر عامل آن از قوم من بوده باشد»، این یک موضع اخلاقی است.
یک هزاره نیز باید همین شجاعت اخلاقی را در برابر هر ظلمی که در تاریخ به دیگران شده است داشته باشد.
این همان نقطهای است که عدالت را از قومگرایی جدا میکند.
پذیرفتن حقیقت، خیانت به قوم نیست
ما باید بتوانیم همزمان دو حقیقت را بپذیریم:
هزارهها قربانی سرکوبها و خشونتهای گسترده تاریخی بودهاند؛ و اگر در هر مقطع تاریخی، فرد یا گروهی از میان هزارهها در حق دیگران ظلمی کرده باشد، آن ظلم نیز باید پذیرفته و محکوم شود.
هیچ قربانیای نباید به دلیل هویت قومیاش از حق دادخواهی محروم شود و هیچ فرد یا حاکمی نیز نباید به دلیل تعلق قومیاش از نقد تاریخی مصون بماند.
در حافظه تاریخی هزارهها، تجربه طولانی سرکوب، تبعیض، حذف و خشونت جایگاه ویژهای دارد؛ از سرکوبهای گسترده دوره عبدالرحمن خان تا حملات هدفمند دهههای اخیر.
این واقعیت، دشمنی با هیچ قوم افغانستان نیست؛ مطالبه بهرسمیتشناختن یک تجربه تاریخی است.
تاریخ را نباید تقدیس کرد
عبدالرحمن خان تنها در ارتباط با سرکوب هزارهها قابل بررسی نیست. حکومت او با تلاش گسترده برای تمرکز قدرت و گسترش کنترل حکومت مرکزی بر مناطق مختلف افغانستان همراه بود.
در مورد هزارهجات، منابع تاریخی از سرکوب شدید، کشتار، تبعید، مصادره زمینها و تغییرات جمعیتی گسترده گزارش کردهاند.
در ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳ نیز توافقی میان امیر عبدالرحمن خان و نماینده بریتانیا درباره مرز میان افغانستان و هند بریتانوی به امضا رسید که به «خط دیورند» معروف شد و پیامدهای سیاسی و جغرافیایی آن همچنان بخشی از تاریخ مناقشهبرانگیز منطقه است.
این واقعیتها باید موضوع مطالعه و نقد تاریخی باشند، نه وسیلهای برای تقدیس حاکمان.
هیچ جامعهای با تقدیس قدرت و پاککردن جنایتهای گذشته، به عدالت نمیرسد.
۱۳۴ سال بعد؛ آیا تاریخ واقعاً پایان یافته است؟
اما دردناکترین پرسش اینجاست:
اگر بیش از ۱۳۴ سال از آن سرکوبهای تاریخی گذشته است، چرا هزارهها هنوز در افغانستان هدف حملات و خشونتهای هدفمند قرار میگیرند؟
برای هزارهها، این مسئله تنها خاطرهای از گذشته نیست.
در سالهای اخیر، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بارها حملات علیه هزارهها را مستند کردهاند؛ از حمله به مدارس و مراکز آموزشی و وسایل نقلیه عمومی گرفته تا حمله به مساجد و مناطق مسکونی هزارهنشین.
UNAMA در فاصله ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تا ۳۰ می ۲۰۲۳، دستکم ۳۴۵ قربانی ناشی از حملات هدفمند علیه جامعه هزاره را ثبت کرد: ۹۵ کشته و ۲۵۰ زخمی.
حمله به مرکز آموزشی کاج، حملات متعدد در دشت برچی، حمله به مسجد شیعیان در هرات و کشتار ۱۴ غیرنظامی هزاره در دایکندی در سپتامبر ۲۰۲۴، تنها نمونههایی از این سلسله خشونتها هستند.
عفو بینالملل نیز در گزارشهای خود از هدف قرار گرفتن هزارهها و شیعیان در مکانهای مذهبی، آموزشی و غیرنظامی سخن گفته است.
بنابراین، برای هزارهها، مسئله فقط یادآوری قربانیان ۱۳۴ سال پیش نیست؛ مسئله این است که زنجیره خشونت، تبعیض و حذف هنوز به پایان نرسیده است.
یادبود برای عدالت، نه انتقام
امروز قربانیان هزاره را به یاد میآوریم؛ نه برای انتقام، بلکه برای عدالت.
گذشته را به یاد میآوریم تا تکرار نشود.
و درباره امروز سخن میگوییم، زیرا یادبود زمانی معنا دارد که جامعه از تکرار جنایت جلوگیری کند.
افغانستان زمانی آیندهای عادلانه خواهد داشت که هیچ جنایتی به دلیل تعلق قومی توجیه نشود، هیچ حاکمی به دلیل تعلق قومی تقدیس نشود و هیچ قربانیای به دلیل هویت خود از عدالت محروم نماند.
این خواست یک دختر هزاره است؛ اما عدالت، حق همه فرزندان افغانستان است.
📢 وقتی صدای افغانستان خاموش شود، تاریخ خاموش میماند…
خبرگزاری شانا؛ صدای افغانستان
ما را دنبال کنید:
راحیل تلاش، مدافع حقوق بشر و از چهرههای فعال در حوزه دفاع از حقوق زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی افغانستان است. او سالهاست که صدای خود را در دفاع…
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
صفحه ما را دنبال کنید