عبدالاحد مهمند؛ افتخاری که از حکومت‌ها عبور کرد

درگذشت عبدالاحد مهمند، نخستین فضانورد افغانستان، بار دیگر نام او را در حافظه جمعی مردم زنده کرد؛ انسانی که با سفر به فضا، پرچم افغانستان را فراتر از زمین برد و ثابت کرد دستاوردهای علمی وابسته به حکومت‌ها نیستند، بلکه میراثی ماندگار برای ملت‌ها و نسل‌های آینده باقی می‌مانند.

گاهی در تاریخ، انسان‌هایی ظهور می‌کنند که دیگر به یک حکومت، یک ایدئولوژی یا حتی یک عصر خاص محدود نمی‌شوند. آنان به بخشی از حافظه و سرمایه جمعی یک ملت تبدیل می‌گردند. حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، نظام‌های سیاسی دگرگون می‌شوند و سیاستمداران جای خود را به دیگران می‌سپارند؛ اما آنچه با دانش، اندیشه و خدمت صادقانه به مردم و سرزمین ساخته شود، در تاریخ ماندگار می‌ماند.

خبر درگذشت عبدالاحد مهمند، نخستین فضانورد افغانستان، برای بسیاری از افغانستانی‌ها، فارغ از تفاوت‌های سیاسی و فکری، اندوه‌بار بود. پیکر او پس از سال‌ها زندگی در غربت به خاک وطن بازگشت؛ اما حقیقت آن است که نام و یاد او هرگز از افغانستان جدا نشده بود. او سال‌ها پیش، هنگامی که پرچم افغانستان را به فراتر از جو زمین برد، جایگاه خود را در تاریخ این سرزمین تثبیت کرده بود.

عبدالاحد مهمند در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در ولایت غزنی چشم به جهان گشود. پس از پیوستن به نیروی هوایی افغانستان، استعداد و توانایی او سبب شد برای آموزش‌های تخصصی هوانوردی به اتحاد شوروی اعزام شود. در سال ۱۹۸۸ میلادی، همراه با فضاپیمای «سایوز TM-۶» به ایستگاه فضایی «میر» سفر کرد و به‌عنوان نخستین شهروند افغانستان و یکی از نخستین فضانوردان کشورهای مسلمان، نام کشورش را در تاریخ اکتشافات فضایی ثبت کرد.

این دستاورد در دوره‌ای به دست آمد که افغانستان تحت حاکمیت حکومت کمونیستی قرار داشت؛ حکومتی که سال‌هاست از صحنه تاریخ کنار رفته است. پس از آن، نظام‌های سیاسی گوناگونی آمدند و رفتند، اما هیچ‌کدام نتوانستند این افتخار را از حافظه مردم افغانستان پاک کنند. امروز، هنگامی که از عبدالاحد مهمند سخن گفته می‌شود، کمتر کسی به ساختار سیاسی آن دوره می‌اندیشد؛ او پیش از هر چیز، به‌عنوان فرزند دانشمند افغانستان شناخته می‌شود.

تاریخ تمدن ما نیز بارها این حقیقت را نشان داده است. حکیم عمر خیام امروز نه با نام پادشاهان عصر خود، بلکه با ریاضیات، نجوم، فلسفه و رباعیاتش در جهان شناخته می‌شود. اصلاح تقویم جلالی و پژوهش‌های علمی او، قرن‌ها پس از پایان حکومت‌های زمانه‌اش همچنان زنده مانده است. خیام ثابت کرد که اندیشه علمی می‌تواند از مرزهای زمان و قدرت عبور کند.

خواجه نظام‌الملک نیز نمونه دیگری از پیوند مسئولیت و دانش است. او اگرچه وزیر سلجوقیان بود، اما از جایگاه سیاسی خود برای گسترش آموزش و پرورش علمی بهره گرفت. تأسیس مدارس نظامیه، زمینه‌ای برای رشد نسل‌هایی از دانشمندان و اندیشمندان فراهم کرد و میراث او از عمر آن حکومت فراتر رفت.

امیرکبیر نیز در تاریخ ایران نمونه‌ای روشن است. او اصلاحات خود را در دوران ناصرالدین‌شاه آغاز کرد، اما سرانجام قربانی همان ساختار قدرت شد. با این حال، دارالفنون، اندیشه اصلاحات آموزشی و تلاش‌های او برای نوسازی کشور باقی ماند. ارزش کار او به یک حکومت تعلق نگرفت، بلکه به تاریخ و مردم ایران تعلق پیدا کرد.

پیام مشترک این نمونه‌ها روشن است: دانشمند و اهل تخصص، پیش از آنکه به یک حکومت وابسته باشد، به ملت و سرزمین خویش تعلق دارد.

یکی از آسیب‌های جوامع بحران‌زده آن است که سیاست، همه عرصه‌های زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و گاهی حتی وظیفه حرفه‌ای افراد را به سرنوشت حکومت‌ها پیوند می‌زند. در چنین شرایطی، ممکن است برخی افراد کیفیت کار خود را بر اساس موافقت یا مخالفت سیاسی تغییر دهند؛ اما زیان اصلی این رفتار متوجه جامعه و نسل‌های آینده خواهد شد.

نانوا نباید به دلیل نارضایتی سیاسی، نان بی‌کیفیت به مردم عرضه کند. مهندس نباید پلی بسازد که امنیت لازم را نداشته باشد. پزشک نباید در درمان بیمار کوتاهی کند. استاد دانشگاه نیز باید تلاش کند بهترین آموزش ممکن را به نسل آینده ارائه دهد؛ زیرا سیاست ممکن است تغییر کند، اما آثار کوتاهی در انجام وظیفه حرفه‌ای گاهی دهه‌ها باقی می‌ماند.

البته تاریخ افغانستان نشان داده است که جنگ، ناامنی، مهاجرت و فشارهای سیاسی، گاه فعالیت علمی را بسیار دشوار کرده است. بسیاری از دانشمندان و متخصصان در شرایطی قرار گرفته‌اند که انتخاب‌های آسانی نداشته‌اند. اما هر اندازه که چراغ علم و تعهد حرفه‌ای حفظ شود، سرمایه آینده یک ملت نیز حفظ خواهد شد.

اگر در شش دهه گذشته افغانستان، هر استاد به تربیت دانشجو، هر مهندس به آبادانی، هر پزشک به سلامت مردم، هر پژوهشگر به تولید علم و هر متخصص به خدمت حرفه‌ای خود می‌اندیشید، شاید امروز افغانستان، فارغ از تغییر حکومت‌ها، از سرمایه علمی و انسانی بسیار گسترده‌تری برخوردار بود.

عبدالاحد مهمند با سفر خود به فضا، تنها یک موفقیت شخصی ثبت نکرد؛ او الگویی ماندگار برجای گذاشت. او نشان داد که افتخار علمی تاریخ انقضا ندارد. حکومتی که در دوران آن به فضا رفت، دیگر وجود ندارد، اما افتخاری که برای افغانستان آفرید، همچنان زنده است.

شاید بهترین بزرگداشت عبدالاحد مهمند، تنها یاد کردن از سفر فضایی او نباشد؛ بلکه آن باشد که نسل جوان افغانستان از زندگی او بیاموزد: دانش را برای سربلندی ملت و سرزمین بیاموزید، نه برای قدرت‌های گذرا.

حکومت‌ها فصل‌های گذرای تاریخ‌اند، اما علم و خدمت صادقانه، کتاب تاریخ را می‌نویسند.

عبدالاحد مهمند از میان ما رفت، اما نام او همچنان در شمار افتخارات ماندگار افغانستان باقی خواهد ماند؛ زیرا کسانی که چیزی ارزشمند برای وطن خود می‌سازند، پیش از آنکه در تاریخ ثبت شوند، در قلب مردم خود جا می‌گیرند.

روحش شاد و یادش جاودان.