نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
اعتراضهای هرات پس از بازداشت گسترده زنان، به نقطهای رسید که خانوادهها خط قرمز خود را آشکار کردند و مردان در کنار زنان به خیابان آمدند. این رویداد تنها واکنشی به یک اقدام انتظامی نبود، بلکه نشانهای از شکاف عمیق میان انتظارات اجتماعی مردم و سیاستهای محدودکننده حاکمیت است؛ شکافی که کرامت، امنیت روانی و آینده اجتماعی شهر را در مرکز توجه قرار داده است.
هرات در روزهای اخیر صحنه یکی از مهمترین اعتراضهای مردمی پس از بازگشت طالبان بوده است. آغاز ماجرا با بازداشت گسترده زنان توسط نیروهای امر به معروف طالبان، موجی از نگرانی و احساس ناامنی در میان خانوادهها ایجاد کرد. این اقدام نه تنها بازارها و مراکز خرید را تحت تاثیر قرار داد، بلکه فضای روانی شهر را نیز دگرگون کرد.
اعتراضها از منطقه جبرئیل آغاز شد؛ جایی که صدها نفر با شعار «آموزش، کار، آزادی» به خیابان آمدند. این شعارها نشان میدهد که مسئله فراتر از بازداشت چند زن است و به حقوق بنیادین زنان در جامعه، از جمله حق آموزش، حق کار و حق حضور اجتماعی مربوط میشود.
یکی از نکتههای مهم این رویداد، حضور پررنگ مردان در کنار زنان بود. برای بسیاری از خانوادهها، بازداشت زنان به خط قرمزی تبدیل شده که عبور از آن به معنای تهدید کرامت، امنیت روانی و عزت خانوادگی است. هنگامی که مادران، همسران و دختران یک محله هدف قرار میگیرند، موضوع از بحث پوشش فراتر میرود و به هویت و حرمت خانواده گره میخورد.
این اعتراضها همچنین شکاف میان انتظارات اجتماعی مردم و سیاستهای حاکمیت را آشکار میکند. بسیاری از شهروندان که در سال ۲۰۲۱ از پایان جنگ و ناامنی استقبال کرده بودند، اکنون با محدودیتهای فزاینده در زندگی روزمره روبهرو هستند. هرات به عنوان یک مرکز فرهنگی و اقتصادی، به دشواری میتواند الگوهای یکسان و سختگیرانه اجتماعی را بپذیرد.
با این حال، بخشی از ریشههای بحران در ساختار سنتی جامعه افغانستان نهفته است. در بسیاری از مناطق، زن هنوز بیش از آنکه شهروند مستقل شناخته شود، از دریچه ناموس و کنترل اجتماعی دیده میشود. همین نگاه سبب شده است که مبارزات زنان برای آموزش و کار، سالها به عنوان «مسئله زنان» و نه مسئله کل جامعه تلقی شود.
شاید اگر از نخستین روزهای خانهنشین شدن زنان و حذف آنان از عرصه عمومی، واکنش گستردهتری از سوی مردان شکل میگرفت، امروز اعمال محدودیتها تا این اندازه آسان نبود. هنگامی که حقوق نیمی از جامعه نادیده گرفته میشود و نیم دیگر آن را مسئله خود نمیداند، زمینه برای گسترش محدودیتها فراهمتر میشود.
در کنار این عوامل، نباید فراموش کرد که فساد، بیعدالتی و ضعف نهادهای حکومت پیشین نیز در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشتهاند. بسیاری از مردم که از ناکارآمدیهای گذشته خسته شده بودند، در آغاز نسبت به تغییر قدرت مقاومت چندانی نشان ندادند. اما اکنون نوع تازهای از نارضایتی در حال شکلگیری است؛ نارضایتی ناشی از محدود شدن زندگی اجتماعی و احساس از دست رفتن آزادیهای فردی.
اعتراضهای هرات نشان میدهد که جامعه به تدریج در حال عبور از نگاه سنتی «مسئله زنان» است. هنگامی که مردان در کنار زنان میایستند، موضوع تنها پوشش یا حضور اجتماعی نیست؛ بلکه به کرامت انسانی، حق انتخاب و آینده جامعه پیوند میخورد. هرات امروز آیینهای از تنش میان خواستههای مردم و سیاستهای حاکمیت است؛ تنشی که اگر به درستی مدیریت نشود، میتواند به موجهای بزرگتری از نارضایتی اجتماعی بیانجامد.
ارسال دیدگاه