نقش فرهنگ در جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها (۴)

 نظریه واقع‌گرای (Realism)، روابط بین‌الملل به این باور است که عوامل مادی و قوت‌های قدرت اصلی در تعیین سیاست خارجی کشورها هستند و فرهنگ به میزان کمتری در این فرآیند تأثیرگذار است. طرفداران این نظریه معتقدند که در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خارجی، مصالح ملی، قدرت نظامی، اقتصاد و عوامل مادی دیگر اولویت دارند و فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تأثیر کمتری دارند.

واقع‌گرایی و فرهنگ:

 نظریه واقع‌گرای (Realism)، روابط بین‌الملل به این باور است که عوامل مادی و قوت‌های قدرت اصلی در تعیین سیاست خارجی کشورها هستند و فرهنگ به میزان کمتری در این فرآیند تأثیرگذار است. طرفداران این نظریه معتقدند که در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خارجی، مصالح ملی، قدرت نظامی، اقتصاد و عوامل مادی دیگر اولویت دارند و فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی تأثیر کمتری دارند.

بطور کلی، واقع‌گرایان معتقدند که سیاست خارجی کشورها بیشتر به منافع مادی و استراتژیک کشور و نه به ارزش‌ها و اصول فرهنگی آن بستگی دارد. آن‌ها معتقدند که در یک محیط بین‌المللی تنش‌زا و رقابتی، کشورها برای حفظ و تقویت منافع خود، به دنبال تعامل و مذاکره با سایر کشورها هستند و در این فرآیند، فرهنگ و ارزش‌ها به تنهایی تأثیر قابل‌توجهی ندارند.

 همین دلیل، طرفداران نظریه واقع‌گرایی معتقدند که پیش‌بینی (prediction) و تفسیر (interpretation) رفتار کشورها در جهت‌گیری سیاست خارجی آنها، بیشتر بر اساس نیازهای مادی و قدرتی آن کشورهاست و ارزش‌ها و فرهنگ بر این رفتار تأثیر چندانی ندارند.

 هر حال، می‌توان گفت که نظریه واقع‌گرایی تنها یکی از دیدگاه‌ها و نظریات درباره روابط بین‌الملل است و نظریات دیگری نیز وجود دارند که تأکید بیشتری بر نقش فرهنگ و ارزش‌ها در تعیین سیاست خارجی کشورها دارند. همچنین، تأثیر فرهنگ در سیاست خارجی هر کشور نیز بستگی به شرایط خاص آن کشور و عوامل داخلی و خارجی دارد.

سازه‌انگاری و فرهنگ:

 نظریه سازه‌انگاری (Constructivism) یکی از نظریه‌های مهم در روابط بین‌الملل است که بر مفهوم ساختار اجتماعی و نقش آن در شکل‌گیری رفتار کشورها تأکید دارد. بر اساس این نظریه، فرهنگ و اعتقادات مشترک جامعه‌ها و دولت‌ها نقش مهمی در تعیین سیاست‌های داخلی و خارجی آن‌ها ایفا می‌کنند.

 به طور کلی، نظریه سازه‌انگاری معتقد است که واقعیت اجتماعی و سیاسی توسط افراد و گروه‌ها با تعاملات اجتماعی و فرهنگی ساخته می‌شود. در این رویکرد، فرهنگ به‌عنوان مجموعه اعتقادات، ارزش‌ها، نگرش‌ها و نظرات مشترک جامعه در مورد جهان و نحوه تعامل با آن در نظر گرفته می‌شود.

با توجه به نظریه سازنگاری، فرهنگ می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های خارجی کشورها تأثیر بگذارد. برای مثال، فرهنگ ممکن است به‌عنوان یک واسطه در فرآیند شکل‌گیری منافع ملی و تعیین هویت ملی در نظر گرفته شود. اعتقادات و ارزش‌های مشترک جامعه می‌توانند شکل‌دهنده سیاست‌های خارجی کشور شوند و در تعیین نگرش‌ها و رویکردهای دولت‌ها نسبت به قدرت‌های بزرگ، همکاری بین‌المللی، امنیت ملی و سایر موضوعات مهم در روابط بین‌الملل تأثیرگذار باشند.

 همچنین، در نظریه سازنگاری، تعاملات فرهنگی بین کشورها نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. فرهنگ ممکن است در فرآیند شکل‌گیری نظام‌های بین‌المللی، تحول و تعاملات منطقه‌ای و جهانی، و همچنین تعیین سیاست‌های خارجی کشورها نقش مهمی ایفا کند نظام‌های بین‌المللی. به‌عنوان‌مثال، تأثیر فرهنگ در فرآیند تعامل و همکاری بین‌المللی، تأثیر فرهنگ در شکل‌گیری نگرش‌های تجاری و اقتصادی کشورها، و تأثیر فرهنگ در فرآیند تحولات سیاسی (political changes) و اجتماعی در جوامع بین‌المللی مورد بحث قرار می‌گیرد.

 طور خلاصه، نظریه سازه‌انگاری معتقد است، که فرهنگ و اعتقادات مشترک جامعه‌ها و دولت‌ها نقش مهمی در جهت‌گیری سیاست خارجی آن‌ها ایفا می‌کنند. فرهنگ می‌تواند شکل‌دهنده ارزش‌ها، نگرش‌ها و نظرات کشورها درباره روابط بین‌المللی، همکاری بین‌المللی، امنیت ملی و مسائل دیگر باشد. همچنین، تعاملات فرهنگی بین کشورها نیز می‌تواند

 تأثیری در جهت‌گیری سیاست خارجی داشته باشد. این تعاملات می‌توانند در فرآیند تشکیل، تغییرات منطقه‌ای و جهانی، و تعیین سیاست‌های خارجی کشورها نقش داشته باشند (مشیرزاده، حمیرا، ۱۳۴۱ تحول در نظریه‌های روابط بین‌الملل)(نقیب زاده، ۱۳۸۵).

نتیجه:

تأثیر فرهنگ بر جهت‌گیری سیاست خارجی: بر اساس نظریه سازنگاری، فرهنگ یک کشور می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر جهت‌گیری سیاست خارجی آن داشته باشد. ارزش‌ها، معتقدات و اعتقادات فرهنگی می‌توانند شکل دهنده دیدگاه‌ها و استراتژی‌های سیاسی و اقتصادی کشور باشند و درنهایت به تأثیراتی در سیاست خارجی کشور منجر شوند

 تنوع میان کشورها: هر کشور دارای فرهنگ و شرایط منحصربه‌فردی است و بنابراین نقش فرهنگ در جهت‌گیری سیاست خارجی نیز می‌تواند بین کشورها متفاوت باشد. ارزش‌ها و باورهای فرهنگی می‌توانند در تشکیل هویت ملی و تعیین منافع ملی هر کشور نقش مهمی داشته باشند

 فرهنگ یکی از عوامل مهمی است که در تعیین جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها تأثیرگذار است. فرهنگ، شامل اعتقادات، ارزش‌ها، هویت ملی، سنت‌ها و رفتارهای جمعی مردم یک کشور است. این عوامل فرهنگی می‌توانند تصمیمات سیاست خارجی را تحت تأثیر قرار داده و روندهای مختلفی را در روابط بین‌المللی شکل دهند.

نقش فرهنگ در جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها به چندین شکل ممکن است تأثیر بگذارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:

۱. تعیین ارزش‌ها و هدف‌ها: فرهنگ یک کشور می‌تواند ارزش‌ها و هدف‌های سیاست خارجی را تعیین کند. برای مثال، اگر یک فرهنگ بر ترویج صلح و همکاری بین‌المللی تأکید داشته باشد، سیاست خارجی کشور ممکن است به سمت تشکیل تحالف‌ها و همکاری‌های بین‌المللی برود.

۲. تأثیر بر قضاوت و نگرش‌ها: فرهنگ می‌تواند نقشی در شکل‌گیری قضاوت‌ها و نگرش‌های مردم نسبت به دیگر کشورها و جریان‌های بین‌المللی ایفا کند. این نگرش‌ها می‌توانند تأثیری در تصمیمات سیاست خارجی دولت داشته باشند.

۳. اثر بر ارتباطات بین‌المللی: فرهنگ می‌تواند تأثیری در ارتباطات بین‌المللی داشته باشد. ارتباطات فرهنگی، تبادل فرهنگی و همکاری‌های فرهنگی میان کشورها می‌تواند روابط بین‌المللی را تقویت کرده و تأثیر مستقیمی بر سیاست خارجی دولت داشته باشد.

به طور کلی، درک نقش فرهنگ در جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها به ما کمک می‌کند تا بهتر بفهمیم که چگونه عوامل فرهنگی می‌توانند تصمیمات سیاست خارجی را تحت تأثیرقرار دهند. با توجه به این نتایج، می‌توان نتیجه گرفت که فرهنگ، به‌عنوان یک عامل مهم، می‌تواند جهت‌گیری سیاست خارجی کشورها را تحت تأثیر قرار دهد و بر تصمیمات و روندهای بین‌المللی آنها اثرگذار باشد. این امر می‌تواند باعث شکل‌گیری تفاوت‌ها و تنوع در سیاست خارجی کشورها شود و تأثیر مستقیمی بر روابط بین‌المللی داشته باشد. بنابراین، درک عمیق از نقش فرهنگ در جهت‌گیری سیاست خارجی می‌تواند به ما کمک کند تا روابط بین‌المللی را بهبود بخشیم و به تعاملات موفق‌تری بین کشورها دست یابیم.

منابع مآخذ:

الف – فارسی:

۱– بهمردی، اردشیر، ۱۳۸۳.

۲–۱۳۹۲، عطائی، فرهاد؛ نسیم سادات واسعی زاده.

۳– آشنا، حسام الدین، ۱۳۸۲

۴– فروند، سیاست چیست؟ عبدالله وهاب

 ۵– مشیرزاده، حمیرا، ۱۳۴۱ تحول در نظریه‌های روابط بین‌الملل)(نقیب زاده، ۱۳۸۵)

۶– رضایی، علیرضا، و ترابی، قاسم. (۱۳۸۹). تبیین جایگاه فرهنگ در نظریه‌های سیاست و روابط بین‌الملل: فرهنگ به‌عنوان عرصه‌ای برای تعامل یا تقابل. علوم سیاسی.

۷– بهمردی، اردشیر (۱۳۹۰). «ریشه‌های واژه فرهنگ در دوره میانه»

۸– رضایی، علیرضا، و ترابی، قاسم. (۱۳۸۹). تبیین جایگاه فرهنگ در نظریه‌های سیاست و روابط بین‌الملل: فرهنگ به‌عنوان عرصه‌ای برای تعامل یا تقابل. علوم سیاسی

۹– آموزش دانش سیاسی، مبانی علم سیاست نظری و تأسیسی، بشریه، حسین-تهران: موسسه نگاه معاصر، ۱۳۸۳

۱۰–فروند، سیاست چیست؟ عبدالله وهاب

۱۱– سریع القلم، محمود، فرهنگ سیاسی، ۱۳۸

ب– خارجی:

۱– Chodorow, Nancy (1989). Feminism and Ps’choanalytic Theory. New Haven, Conn.: Yale University Press. ISBN 978-0-300-05116-2

۲–, Susan (2005) [1995]. “Feminism”. In Honderich, Ted (ed.). The Oxford Companion to Philosophy (2nd ed.). Oxford University Press. Pp. 291–۲۹۴. ISBN 978-0-19-926479-7

۳– (Cultures and Organizations: Software of the Mind”، Geert Hofstede.

 ۴–International Encyclopedia of the Social Sciences, New York: Macmillen, 1968, Vol. 12, p. 218 (quoted in Jo Freedman, The Political Culture of the Democratic and Republican Parties (1986).

۵– Stanford Report, Obit: Gabriel Almond, January 8, 2003

 Verba, Sidney; Almond, Gabriel (1963). The Civic Culture. Princeton: Princeton University Press.

۶– “Cultures and Organizations: Software of the Mind” Geert Hofstede Gert Jan Hofstede.

۷– “The Clash of Civilizations and the Remaking of World Order” Samuel P. Huntington