نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
وقتی موضوعات بزرگ و حیاتی در سکوت تصویب میشوند، افکار عمومی اغلب سرگرم بحثهای بیاهمیت و پیشپاافتاده است. پارکینسون در سال ۱۹۵۷ این پدیده را «اصل پیشپاافتادگی» نامید؛ قانونی که هنوز هم در سیاست و فرهنگ ما جاری است.
پارکینسون بر اساس تجربه خود در کمیته احداث نیروگاه اتمی دریافت که مردم به مسائل ساده و قابل فهم بیش از موضوعات پیچیده و تخصصی توجه نشان میدهند.
اعضای کمیته ساعتها درباره سقف پارکینگ دوچرخه کارمندان بحث میکردند، در حالیکه مسائل حیاتی طراحی و تجهیزات نیروگاه تقریباً نادیده گرفته میشد. این رفتار ناشی از میل افراد عادی به مشارکت در تصمیمگیری است؛ جایی که هر کس میخواهد چیزی اضافه کند و سهمی در روند کلان داشته باشد.
اصطلاح «ساختن پارکینگ دوچرخه» به استعارهای بدل شد برای بحثهای بیاهمیت که توجه رسانهها و مردم را جلب میکنند، اما در نهایت موجب غفلت از مسائل اصلی میشوند. سیاستمداران نیز از این اصل بهره میبرند: موضوعات مهم و فنی را بیسروصدا تصویب میکنند، بودجههای کلان را میگیرند و اجرای آن را به تعویق میاندازند، در حالیکه افکار عمومی را با موضوعات پیشپاافتاده سرگرم میسازند.
در افغانستان نیز نمونههای مشابه دیده میشود. کتابهایی از خاطرات شخصی، روایتهای فرار از کابل یا بحثهای سطحی درباره هویت و فلسفه خیابانی توجه عمومی را جلب میکنند، اما کمتر کسی به مباحث جدیتر اندیشه مانند روشنگری، ایدهآلیسم آلمانی، نقد عقل محض یا پدیدارشناسی روح میپردازد. این غفلت فرهنگی همان بازتولید اصل پیشپاافتادگی است؛ سرگرمی با چرندیات به جای مواجهه با پرسشهای بنیادین.
اصل پیشپاافتادگی تنها یک نظریه تاریخی نیست؛ آینهای است که نشان میدهد چگونه جامعه میتواند در دام بحثهای بیاهمیت گرفتار شود و مسائل حیاتی را نادیده بگیرد. اگر روزی جایی یافتید که گفتوگوهای جدی دربارهی فلسفه، اندیشه و نقد عقل جریان دارد، خبرش را بدهید؛ شاید همان نقطه آغاز رهایی از چرندیات باشد.
آیا مرزهای سیاسی مدرن میتوانند میراثِ کهنِ تمدنی را تکهتکه کنند؟ سعید موسوی در این جستار، با نقدِ صریحِ تعصباتِ زبانی، استدلال میکند که فارسی، دری و تاجیکی نهتنها سه زبانِ مستقل نیستند، بلکه شاخههای پیوسته شجرهای واحدند. او نشان میدهد که چگونه تفاوتِ لهجهها نشانهی پویایی زبان است و انکارِ این وحدت، تیشهزدن به ریشه تاریخ و ادبیات مشترک ماست.
با نزدیک شدن به نوروز و شب یلدا، موج تازهای از بحثها درباره شرکآلود بودن این آیینها شکل میگیرد؛ داوریهایی که بیشتر بر سوءبرداشت از مفهوم شرک و ناآگاهی از تحول معنایی سنتها استوار است. استاد سعید موسوی (خلیق) در این نوشتار توضیح میدهد که نوروز و یلدا در زیست مسلمانان نه تهدید توحید، بلکه فرصت اخلاق، پیوند و شکرگزاریاند.
تخریب آرامگاه خلیلالله خلیلی توسط طالبان در دانشگاه کابل، موجی از محکومیتهای فرهنگی و سیاسی را برانگیخت. این اقدام نمادی از ستیز با زبان فارسی، حافظه تاریخی و تنوع فرهنگی افغانستان تلقی شده است. چهرههایی چون نصیر احمد فایق، محمد واعظی و محب مدثر آن را بخشی از پروژه حذف هویت ملی دانستهاند.
بیستویکم سنبله، سالروز درگذشت نانسی هاتچ دوپری است؛ افغانستانشناس برجستهای از ایالات متحده که بیش از نیم قرن از عمر خود را در خدمت فرهنگ و تاریخ افغانستان گذراند. او زنی بود که بهرغم بیگانگی جغرافیایی، پیوندی عمیق و ماندگار با سرزمین و مردم افغانستان برقرار کرد و میراثی برجای گذاشت که هنوز الهامبخش نسلهای پژوهشگر است.
۱۸۸betdangnhap! Now they’re just being fancy. Hope their site lives up to the name. Let’s see… 188betdangnhap