فراموش‌شدگان؛ روایت یک روز در کنار دختران محروم از آموزش (۲)

در بخش دوم روایت «فراموش‌شدگان»، برنامه‌ای فرهنگی و آموزشی برای دوازده دختر محروم از آموزش در منطقه علی‌آباد مزارشریف ادامه می‌یابد. قصه‌خوانی، رنگ‌آمیزی، معمای ریاضی، سنجش دایره واژگان زبان انگلیسی و توزیع لوازم مکتب، روایتگر تلاشی کوچک برای زنده نگه‌داشتن امید، یادگیری و رؤیاهای کودکانی است که از ادامه آموزش بازمانده‌اند.

در بخش نخست این روایت، از دیدار با دخترانی گفتیم که در منطقه علی‌آباد مزارشریف، پس از صنف ششم از ادامه آموزش بازمی‌مانند؛ از رؤیاهایی که در سایه محرومیت رنگ می‌بازند و از تلاشی کوچک برای ساختن روزی متفاوت برای آنان. قصه‌خوانی، رنگ‌آمیزی اسکیچ‌ها و حل معمای ریاضی، بخشی از برنامه‌ای بود که با هدف ایجاد لحظاتی شاد و امیدبخش برای این کودکان برگزار شد. اکنون روایت از ادامه همان روز آغاز می‌شود؛ جایی که برنامه وارد بخش سنجش دایره واژگان زبان انگلیسی و سپس توزیع لوازم مکتب می‌شود و در پایان، بار دیگر به دغدغه آموزش، کتاب و آینده این دخترکان بازمی‌گردد.

البته ناگفته نباید گذاشت که خواهر محمد احمدی یعنی راضیه احمدی نیز در خواندن و در اشتراک‌گذاری دیدگاه و برداشت جملاتی از کتاب نیز سهم ارزنده داشت و جملات ماهی سیاه کوچولو را به خوبی درک می‌کرد و در ارایه آن نیز به ما کمک کرد.

پس از قصه‌خوانی کتاب ماهی سیاه کوچولو اکنون که نوبت به رنگ‌آمیزی اسکیچ‌ها رسیده بود، دوازده کودک را به سه گروپ چهار نفری تقسیم کرده و در سه صنف مختلف راهنمایی کردیم تا در آن‌جا هرکدام با مشورت و هم‌کاری تیم به رنگ‌آمیزی اسکیچ‌ها بپردازند. این قسمت از برنامه با سرگرمی و تنوع و خلاقیت خود کودکان- دخترکان هم‌راه بود. بنابراین برای همه کودکان- دخترکان گفتیم هر رنگی که دوست دارید را می‌توانید در رنگ‌آمیزی استفاده کنید. یکی از مواردی که من در این جریان متوجه شدم خلاقیت این دخترکان در استفاده رنگ‌ها بود که تعداد از آن‌ها تلاش کرده بودند اسکیچ‌ها را با رنگ لباس و چادر خود تنظیم کنند، این قسمت برای من جالب توجه بود.

البته برای هر دوازده کودک، دوازده اسکیچ مختلف در نظر گرفته شده بود، در انتخاب این اسکیچ‌ها خیلی دقت گردبده بود تا پیام خاصی را افاده نکنند، مگر این‌که آموزنده و الهام‌بخش برای ادامه یادگیری- آموزش و پرورش یا سرگرمی باشند.

پس از رنگ‌آمیزی اسکیچ‌ها و عکس یادگاری تک‌فردی با نقاشی‌ها یا اسکیچ‌ها دوباره همه‌ای دخترکان جمع شدند و در نهایت یک عکس دسته جمعی نیز با اسکیچ‌ها گرفتند تا به عنوان یادگاری نزد خود داشته باشند. به عبارت دیگر، اگر هرکدام از این دخترکان علاقمندی جهت داشتن این عکس یادگاری داشتند بعدا بتوانند به آن دسترسی داشته باشند. در نهایت این دوازده دخترکان این اسکیچ‌ها را نیز با خود بردند تا یادگار باشد برای لحظاتی خوشی که خلق شده بود.

عکس یادگاری دسته جمعی پس نقاشی

عکس یادگاری دسته جمعی پس نقاشی

از آن‌جا که افغانستان یکی از کشورهای به‌شدت آسیب‌پذیر و جنگ‌زده است و سال‌های فراوانی است که جنگ‌های داخلی را تجربه می‌کند و نیز دستان بیرونی‌ای که این کشور را به میدان جنگ تبدیل کرده‌اند، این کشور- توده‌ها همیشه مظلوم واقع شده‌اند و هرگز طعم آزادی و یک زندگی بدون اسارت را تجربه نکرده است، لااقل این مسله در نزدیک به پنجاه سال گذشته کاملا صدق می‌کند. و ما به عنوان توده‌ها، جوانان، نوجوانان و کودکان همیشه هیزوم برای سوختن بوده‌ایم، مگر این‌که دانش و آگاهی را به سمت خود سوق دهیم و دیگر دنبال افرادی نباشیم که به عناوین مختلفی توده‌ها را به عنوان ابزار استفاده می‌کنند.

پس از رنگ‌آمیزی اسکیچ‌ها اکنون که نوبت به حل معمای ریاضیکی رسیده بود چنین آغاز کردیم، ابتدا برگه‌های ریاضیکی را آماده و کودکان را نیز دوباره به جای اولی دعوت کردیم تا ادامه برنامه را با آن‌ها شریک و عملی نماییم. بنابراین میز دو نفری آماده گردید و سپس برای کودکان اعلان کردیم که هرکدام از شما را به چالش حل عملیه ریاضیکی که ساده است و فقط آرامش ذهنی می‌خواهد که حل شود. بنابراین یکی‌یکی از شما دعوت می‌کنیم تا در ظرف سه دقیقه این عملیه ابتدا به شما توضیح می‌دهیم و سپس شما باید حل کنید تا در نهایت برنده جایزه یک جلد کتاب قصه اضافی شوید.

توضیح پرسش یا معمای ریاضیکی: اگر سه کرم خاکی را با هم‌دیگر جمع کنیم و مجموع جمع این ارقام مساوی با عدد بیست‌و‌یک شود، اکنون دو ساعت دیواری را با یک کرم خاکی جمع کنیم که مجموع ارقام عدد نوزده شود. و حالا یک کرم خاکی، یک ساعت و یک گل را که جمع کنیم و حاصل جمع این ارقام مساوی با عدد پانزده باشد. حالا شما بگویید که اگر یک کرم خاکی را با یک گل و یک ساعت جمع کنیم چی رقمی را به ما خواهد داد؟

در نتیجه پس از چندین نفر بلاخره خاطره دختر صنف ششم به این معمای ریاضیکی یا پرسش ذهنی پاسخ درست ارایه کرد. با تمام فکر کردن به پاسخ درست اشاره کرد که آن پاسخ درست عبارت است از عدد یا رقم پانزده است. زیرا کرم خاکی عدد هفت است، ساعت عدد شش است و در نهایت گل عدد دو است. و در واقع پاسخ کاملا درست است، برای اطمینان خاطر توضیح پرسش یا معمای ریاضیکی را در بالا دوباره بخوانید تا کاملا و دقیقا متوجه شوید.

پاسخ: اگر سه عدد کرم خاکی مساوی به بیست‌و‌یک شود، و دو ساعت هم‌راه با یک کرم خاکی مساوی به نوزده گردد، و نیز یک ساعت هم‌راه با یک گل و یک کرم خاکی مساوی به پانزده گردد. اکنون کرم خاکی عدد هفت است، ساعت عدد شش و گل عدد دو است. بنابراین در پایان بازی خاطره بابت ارایه پاسخ درست یک جلد کتاب قصه اضافی دریافت کرد، و نیز زهرا به عنوان ماهی سرخ کوچولو که ذهن پرسش‌گر داشت به عنوان دختر کنجکاو یک جلد کتاب قصه اضافی نیز دریافت کرد.

حل معمای ریاضیکی نیز گذشت، اکنون که نوبت به سنجش دایره واژگان زبان انگلیسی فرار رسیده بود، البته این قسمت با پیشنهاد محمد استاد زبان انگلیسی اضافه و توسط دخترکان به‌شدت مورد توجه قرار گرفت. این قسمت برنامه اضافه گردید تا دایره واژگان زبان انگلیسی به سنجش گرفته شود و بیشتر جنبه تفریحی و سرگرمی داشت تا رقابت تنگاتنگ میان صنف ششم و پنجم، زیرا این دوازده کودک شامل شش دختر از صنف ششم و شش دختر دیگر از صنف پنجم در نظر گرفته شده بودند. با تقسیم منصفانه و پیشنهاد خود این دخترکان، صنف ششم در رقابت با صنف پنجم به مسابقه سنجش دایره واژگان زبان انگلیسی پرداختند.

ابتدا به همه گفته شد این‌که، این بخش از برنامه گرچند در برنامه نیست و اما بیشتر جنبه تفریحی و سرگرمی دارد. برنده یا بازنده مطرح نیست و آن‌چه مهم است مسله سنجش دایره واژگان است که هرکدام از ما اگر بخواهیم زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم، نیاز داریم که دایره واژگان را گسترش دهیم تا زبان ما بیشتر و پیشرفته‌تر شود.

رقابت بر سر سنجش دایره واژگان زبان انگلیسی که هرکدام صنف برای برنده شدن تلاش می‌کردند. پس از اتمام زمان در نهایت صنف پنجم با داشتن مثبت‌های بیشتر برنده این رقابت گردید. البته قابل تذکر است که در پایان بازی برای هر دو صنف کف زده شد و هر دو صنف به یک اندازه تشویق گردیدند تا برای بلند بردن سطح زبان‌شان بیشتر تلاش کنند. و نیز این کودکان از علاقمندی خود به زبان انگلیسی اشاره کردند تا روزی بتوانند از آن به خوبی استفاده کنند.

زبان انگلیسی امروز یکی از زبان‌های رایج در یادگیری، آموزش و پرورش برای کودکان، نوجوانان و جوانان است که همیشه تلاش برای یادگیری دارند، زیرا همه این افراد معتقد هستند که این زبان بین‌المللی نه تنها در مکتب، در دانشگاه، در استفاده از گوشی‌های هوشمند، انترنت، تحقیقات، بورسیه‌های تحصیلی، زمینه کار و حتی در خواندن کتاب‌های خارجی کمک می‌کنند. از طرف دیگر می‌پندارند این زبان، زبان بین‌المللی بوده و نیز به عنوان زبان تکنولوژی محسوب می‌شود. بنابراین است که تلاش برای یادگیری آن از هر جهت مهم و ضروری پنداشته می‌شود. خانواده‌ها نیز توصیه بر یادگیری این زبان را در افغانستان ضروری می‌پندارند و افزایند این‌که زبان انگلیسی زبان نیاز امروز جامعه برای توسعه و رشد فردی و شخصیتی است و حتی در جای‌گاه اجتماعی تاثیر می‌گذارد.

و در نهایت، حالا پس از اتمام برنامه‌ها نوبت به توزیع لوازم مکتب فرا رسیده است تا یکی‌یکی تقدیم این کودکان- دخترکانی شود که بخش از آن‌ها متاسفانه در آستانه بدرود با مکتب‌اند. و اما تلاش ما برای حمایت و توصیه برای این کودکان در چنین شرایطی که ناچاری‌ای جز وداع با مکتب را نداریم، رفتن به سمت کتاب‌خانه‌های عمومی است. اگر کتاب‌خانه‌های عمومی در سطح این منطقه وجود ندارد باید با صحبت با بزرگان منطقه یک چنین فرصتی برای این کودکان مهیا گردند، در بدترین شرایط برای خرید کتاب تلاش گردد و نیز کتاب‌های خریداری شده پس از مطالعه با هم‌دیگر شریک شوند تا این‌گونه هر کودک با خرید یک جلد کتاب به کتاب‌های دیگری نیز دسترسی پیدا کنند. و ما نیز به عنوان بزرگ‌ترها تلاش انسانی خود را انجام خواهیم داد تا با عزیزان خود صحبت کنیم که اگر چنین زمینه‌ای و فرصتی ایجاد شود تا کتاب‌خانه و کتاب در اختیار نه تنها این عزیزان بل‌که برای هر کودکی مهیا گردد.

اکنون در چنین شرایط خفقانی، اگر هرکدام از ما برای مبارزه با تاریکی و جهل موجود در افغانستان بلند شویم و کاری برای روشنایی اذهان بخش از جامعه و مخصوصا کودکان نماییم، می‌توانیم کار بنیادی‌ای انجام دهیم این‌که، اذهان جامعه را به سمت کتاب و کتاب‌خانه و مطالعه سوق دهیم. زیرا این مسوولیت انسانی و وجدانی هرکدام از ما است. گاهی مبارزه جنگیدن با سلاح نیست، بل‌که گاهی مبارزه واقعی سنگر کتاب و مطالعه است که سطح دانش و آگاهی مردم بلند برده شود.

رفیقی می‌گفت: ما ادعای بزرگی نداریم، ما ادعا نمی‌کنیم که کل جامعه را تغییر می‌دهیم و کل جامعه کتاب‌خوان شود و روشن گردند. نه، این خیلی ادعای بزرگ و دور از تصور است. بیایید خود ما از خود شروع کنیم و کتاب بخوانیم و مطالعه کنیم، خسته شدیم کتاب بخوانیم، مایوس شدیم کتاب بخوانیم، تنها شدیم کتاب بخوانیم و ابتدا سطح آگاهی و دانش خود را بلند ببریم. بنابراین است که وظیفه و مسوولیت داریم، سپس این آگاهی و دانش را برای دیگران نیز تکثیر کنیم.

بنابراین، بیایید این صحبت‌ها را نادیده نگیریم، بیشتر توجه کنیم و بپذیریم مسوولیتی را که به ما داده شده، مسوولیتی که در برابر خود و در برابر جامعه خود داریم، مسوولیت انسانی و وجدانی‌ای که باید ادا شوند.

افغانستان کشوری است که سال‌ها جنگ در آن جریان داشته- دارد، و این جنگ‌های مداوم باعث گریده است که افغانستان امروز به یکی از عقب مانده‌ترین کشورها در سطح دنیا تلقی ‌شود، کشوری که روزی و روزگاری یکی از برجسته‌ترین کشورها در سطح دنیا محسوب می‌شد. و در واقع دستان- ابزارها و قدرت‌های بزرگ دنیا برنامه ریختند و در نتیجه افغانستان را امروز به میدان جنگ مبدل کردند، و آن‌چه ما امروز می‌کشیم نتایج همان دستان و قدرت‌های است که خود را مدافع حقوق بشر می‌پندارند… امروز ما به یک کشوری تبدیل شده‌ایم که به لحاظ اقتصادی- مالی، علمی- فرهنگی، اجتماعی هیچ جای‌گاهی در سطح دنیا ندارد.

در نهایت، به عنوان انسان و به عنوان هم‌باور و هم‌تفکر نسبت به انسان و ارزش‌های انسانی و حقوق انسانی، و به عنوان هم‌زاد‌پنداری با انسانی در نیازمندی، آرزو می‌کنیم این شب‌های تاریک به روشنایی فردا برسند، البته تنها آرزو کردن کافی نیست بل‌که هرکدام از ما به عنوان انسان و به اندازه  و با در نظرداشت جای‌گاه اجتماعی خود مسوولیت داریم در رسیدنی به روشنایی‌ای فردا اقدام کنیم. تا در آن زندگی انسانی با ارزش‌های انسانی هم‌راه باشد. و هیچ کودکی دیگر در هیچ جای دنیا- هیچ دختری از آموزش و پرورش به دور نباشد. و به‌دین امید که توده‌ها و طبقه پرولتاریا یا طبقه ستم‌کش جامعه به ارزش‌ها و حقوق انسانی خود در هر گوشه از دنیا که زندگی می‌کنند، دست پیدا کنند.