نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
اعمال محدودیتهای شدید بر مراسم نیمهشعبان در کابل توسط رژیم طالبان، واکنشهای تندی را برانگیخته است. عالمان دینی همچون معتمدی و پیغامی، این اقدامات را مغایر با وحدت و عدالت اسلامی میدانند. دکتر ناصری، جامعهشناس نیز هشدار میدهد که حذف نمادهای مذهبی بخشی از پروژه یکدستسازی هویت است که به نارضایتیهای اجتماعی دامن میزند.
اخراج دستهجمعی اساتید دانشگاه تخار، از جمله حبیب عبادی، نشاندهنده تداوم سیاست حذف کادرهای علمی متخصص در کشور است. این اقدامات که در فضای سکوت نهادهای مسئول صورت میگیرد، نگرانیهای گستردهای را در میان نخبگان بابت افت کیفیت آموزشی و سیاسیشدن محیطهای اکادمیک ایجاد کرده است. خانواده دانشگاهی این روند را ضربهای جبرانناپذیر به پیکره دانش و تخصص تلقی میکنند.
ناممحلات کابل قدیم، نهتنها یک نشان جغرافیایی، بلکه شناسنامهای از نظم صنفی، تبار قومی و جایگاه سیاسی ساکنان در ادوار مختلف بوده است. این نوشتار با واکاوی روند انتقال پایتخت در عصر تیمورشاه درانی، چگونگی شکلگیری این گذرها را بهعنوان آیینهای از ساختار اجتماعی، اقتصادی و هویت تاریخی شهری بررسی میکند که نام کوچههایش، روایتگر تخصص و تبار مردمان آن است.
فرمان اخیر رهبر طالبان برای انتصاب یک مقام نظامی در رأس دانشگاه فاریاب، فراتر از تغییراتی اداری، نمادی از استراتژی «نظامیسازی اندیشه» است. این نوشتار با نگاهی به نظریات هانا آرنت و مدلهای حکمرانی، نشان میدهد که چگونه تبدیل نهادهای علمی به غنایم جنگی، منجر به انسداد مهارتی نسل آینده و فروپاشی کارکردی دولت در مواجهه با چالشهای مدرن و جهان دانشبنیان میگردد.
جامعه هراتیان آمریکا در نامهای به یونسکو، بازگشایی جاده مصلای هرات را تهدیدی برای فروپاشی منارهای تیموری خواندند. آنها با استناد به استانداردهای بینالمللی، خواهان انسداد فوری این مسیر و هدایت ترافیک به جاده بدیل شدند. این فعالان هشدار دادند که ارتعاشات ترافیکی، پیکره رنجور این آثار تاریخی را در معرض نابودی قرار داده است.
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به دوران درانیها، فرآیند شکلگیری دولت متمرکز را در جغرافیای افغانستان امروزی واکاوی میکند. متن پیش رو تبیین میکند که چگونه تلاقیِ سازماندهی نظامی پشتونها و سنتِ دیرینهی دیوانسالاری زبان فارسی، شالودهی یک هویت سیاسی واحد را بنا نهاد. این جستار با عبور از قضاوتهای اخلاقی مدرن، منطق قدرت در قرن هجدهم را بررسی کرده و نشان میدهد که انتخاب زبان فارسی نه یک امتیاز قومی، بلکه ضرورتی راهبردی برای اداره قلمرو و اتصال به تمدن منطقه بوده است.